loading...

حسام قدس

بازدید : 3200
پنجشنبه 10 فروردين 1402 زمان : 20:58

آشنایی با انواع پرخاشگری در روانشناسی و پرخاشگری چیست ؟

آن چه که از پرخاشگری در نگاه اول به ذهن مان خطور می کند رفتاری نامعقول، خود خواهانه و حاکی از یک تصمیم هیجانی و اشتباه است.

چرا پرخاشگری می کنم و چطور آن را رفع کنم؟

اما پرخاشگری صرفا نشان دهنده ی رفتار غیر منطقی و همراه با پشیمانی و دردسر نیست.

از نظر تکاملی آن چه که باعث بقای نسل و پیروزی اجداد مان می شده برخوردی همراه با پرخاشگری و مبارزه با عامل تهدید کننده جانی و محدوده زندگی یا قلمروشان بود.

در روانشناسی پرخاشگری به رفتاری گفته می شود که هدف آن ایجاد آزار و اذییت به دیگری است که معمولا این کار با هدف انتقام و تنبیه صورت می گیرد.

پرخاشگری اصولا دیگران را هدف می گیرد اما ممکن است متوجه خود فرد نیز شود.

پرخاشگری چیست ؟

در واقع می توان گفت در خودآزاری یا مازوخیسم فرد پرخاشگر از ایجاد درد و آسیب به خود لذت می برد.

پرخاشگری معطوف به خود ممکن است به صورت خود کشی نیز جلوه کند که این حالت با خودآزاری فرق دارد که فرد با مرگ خود قصد انتقام گرفتن، عذاب وجدان و درد دادن به دیگران را دارد.

عده ای از روانشناسان (مثلا فروید) معتقدند پرخاشگری ذاتی بوده و در درون همه انسان ها به صورت یک نیروی نهفته وجود دارد که در صورت عدم تخلیه انباشته می شود.

طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری، ورزش کردن و تخلیه انرژی از راه جامعه پسندانه را نقطه مقابل تخلیه نامطلوب (یعنی تخریب اموال و قتل) عنوان می کنند.

عده دیگری از نظریه پردازان نیز به نقش یادگیری در پرخاشگری معتقد بوده و مخالف ذاتی بودن آن هستند.

علت پرخاشگری چیست؟

اصولا پرخاشگری در پاسخ به ناکامی رخ می دهد، یعنی زمانی که فرد در راه رسیدن به اهداف اش با موانع مواجه می شود، رفتار پرخاشگرانه از خود نشان می دهد.

در واقع فرد با رفتار پرخاشگرانه در مقابل ناکامی تا حدودی تسکین پیدا می کند که معمولا بعد از این تسکین موقتی ( به جای چاره اندیشی و حل مسئله)، احساس پشیمانی را تجربه خواهد نمود.

اما این که فرد بعد از ناکامی چه واکنشی نشان دهد تا حد زیادی به نوع تربیتی که در خانواده داشته بستگی دارد.

تحقیقات نشان داده است که کودکان پرخاشگر معمولا والدین پرخاشگری دارند که از آن ها الگوبرداری کرده اند.

رفتار پرخاشگرانه ممکن است توسط دیگران و به خصوص در کودکی تقویت شده باشد.

این که بچه ای بعد از دعوا یا رفتار خشونت بار توسط والدین یا خواهر برادر های بزرگ تر تشویق شود و از رفتار پرخاشگرانه ی او به عنوان یک رفتار شجاعانه یاد شود،

مسلما باعث تقویت و ایجاد یک ذهنیت مثبت نسبت به این رفتار خواهد شد.

همچنین رسانه های گروهی به ویژه تلویزیون در تقویت رفتار پرخاشگرانه نقش بسزایی دارند.

تحقیقات نشان داده که بازی های رایانه ای بخصوص در دانش آموزان منجر به افزایش رفتارهای پرخاشگری در روابط شان با دوستان و محیط خانوادگی( خواهر و برادرها) می شود.

نقش وراثت نیز در خصوصیات شخصیتی و رفتار پرخاشگرانه موضوعی است که مورد قبول بسیاری از نظریه پردازان می باشد.

منبع : پرخاشگری چیست و انواع پرخاشگری در روانشناسی pdf

بازدید : 1045
پنجشنبه 10 فروردين 1402 زمان : 20:57

کودکان ویژگی های فیزیکی والدینشان را به ارث می برند، ولی دانشمندان در رابطه با به ارث بردن ویژگی های شخصیتی والدین توسط کودکان کمتر مطمئن هستند. برخی از ویژگی های شخصیتی که در کودکان ظاهر می شوند پایه ی ژنتیکی دارند، ولی در شکل گیری شخصیت چندین ژن نقش دارند. محیط نیز در شکل گیری رشد ویژگی های شخصیتی نقش دارند. با وجود اینکه ممکن است کودک شما در برخی ویژگی های شخصیتی گرایش ژنتیکی نشان دهند با این حال این ویژگی ها زمانی خود را نشان می دهند که محیط شرایط لازم برای بروز صفات مرتبط با این ژن ها را فراهم سازد.

ژنتیک و شخصیت

محققین در شکل گیری ویژگی های شخصیتی ویژگی های ژنتیکی را دخیل می دانند. ژن‌های مختلفی در کودک وجود دارند که باعث شکل گیری ویژگی شخصیتی کودک می شوند. در برخی موارد به دلیل تاثیر شرایط محیطی و یا تاثیر ژن های دیگر برخی از ژن‌ها فعال و یا غیر فعال می شوند. بر طبق گزارش شبکه ی خبری ژنوم، ژنها از طریق پیام های شیمیایی مانند ترشح هورمون سرتونین و دوپامین که می توانند تاثیرات عمیقی بر روی مغز داشته باشند ویژگی های شخصیتی فرد مانند اضطراب و خجالتی بودن را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

تاثیر وراثت در مقابل تاثیر محیط

حدود ۴۰ درصد از ویژگی های شخصیتی از طریق وراثت به ارث می رسند، بر طبق نظریه دکتر دیوید فاندر، پرفسور روانشناسی دانشگاه ریورساید کالیفرنیا، و نویسنده ی «معمای شخصیت». این نظریه به طور قابل توجهی تاثیر محیط را مورد بررسی قرار داده است. فاکتورهای محیطی به چیزی بیشتر از محل زندگی فردر اشاره دارند؛ تاثیرات فرهنگی و تجربیات اولیه زندگی و شرایطی که در آن شخص بزرگ شده بر شخصیت فرد اثر گذارند. برای مثال بر طبق نظریه ی دکتر فاندر افرادی که حامل ژن تاثیر گذار بر سروتونین هستند در معرض خطر افسردگی و رفتارهای ضد اجتماعی بیشتری هستند، اما تنها زمانی که کودکی انها سرشار از استرس و بدرفتاری از سوی محیط باشد.

منبع : آیا کودکان شخصیت والدینشان را به ارث می برند؟

بازدید : 305
سه شنبه 23 اسفند 1401 زمان : 0:41

کارهایی که در دعوای خانوادگی باید انجام دهیم

۱٫در هنگام دعوای خانوادگی احترام خود را حفظ کنید

هیچ وقت لازم نیست که بیش از اندازه با خانواده همسرتان احساس صمیمیت کنید، زیرا اختلاف نظر در بین همه افراد وجود دارد و شما حتی با دوست صمیمی تان گاهی اوقات به مشکل می خورید و با یکدیگر دعوا و مشاجره می کنید.

در مورد خانواده همسر هم به دلیل اختلاف نظر ها و تفاوت های فرهنگی و سنتی جر و بحث و مشاجره هایی به وجود می آید که صمیمیت بین افراد هم نمی تواند مانع این اختلافات شود.

سعی کنید با خانواده همسرتان متعادل بر خورد کنید و در کنار داشتن برخوردی گرم و همدلانه بیش از اندازه با آن ها صمیمی نشوید و تماس ها و رفت و آمد های زیاد و وقت بی وقت با آن ها نداشته باشید تا اختلاف نظر ها و جر و بحث های شما به حداقل برسد و هم چنین شما احترام خود را حفظ کنید.

در صورتی که صمیمیت شما با آن ها بیش از اندازه شود آن ها به خودشان اجازه می دهند تا در زندگی شما دخالت کرده و ابراز نظر و عقیده کنند در این صورت ممکن است شما احساس خوشایندی نسبت به این موضوع نداشته باشید و از دخالت آن ها خوشتان نیاید.

۲٫ در هنگام دعوای خانوادگی نظرات آن ها را بشنوید و فورا با آن مخالفت نکنید

گاهی اوقات افراد به خاطر این که مانع از دخالت های خانواده همسرشان شوند نسبت به کوچک ترین نظرات آن ها عکس و العمل نشان می دهند و به قول امروزی ها می خواهند طرف را سر جایش بنشانند در حالی که ممکن است نظرات آن ها از روی دلسوزی، بدون غرض و دوستانه باشد.

افراد قبل از نشان دادن هر گونه واکنشی نسبت به نظرات خانواده همسر باید به خوبی به صحبت های آن ها گوش دهد و نظرات آن ها را سبک سنگین کند و بدون توجه به این که نظر به نفع یا ضررش می باشد با گفتن جمله” باشد به آن فکر می کنم” به بحث پایان دهد، و بعد از غیاب طرف هر طور که خودش می خواهد و به نفعش می باشد بهترین تصمیم را بگیرد.

اگر فرد در همان لحظه واکنش سریع انجام دهد نه تنها رفتاری غیر محترمانه داشته است بلکه اختلاف و مشاجره در خانواده بیشتر می شود.

۳٫ در هنگام دعوای خانوادگی و در حضور خانواده همسر برای شوهرتان قدرت نمایی نکنید

یکی از خط قرمزها و نقطه ضعف های خانواده همسر، قدرت نمایی و کنترل عروس بر فرزندشان می باشد، آن ها دوست ندارند که عروس شان در خانه امر و نهی کند، رییس بازی در بیاورد و فرزندشان مطیع حرف همسرش باشد.

از طرف دیگر بسیاری از زنان فکر می کنند که باید به خانواده شوهر نشان دهند که رئیس و مدیر خانه چه کسی می باشد و به همین دلیل جلوی خانواده نسبت به شوهر امر و نهی می کند و اختلاف های بسیاری را در میان خانواده ایجاد می کند.

بر اساس مطالب گفته شده سعی کنید زمانی که در جمع خانواده شوهرتان هستید به او امر و نهی نکنید و اگر کاری انجام داد که از نظر شما اشتباه می باشد در جمع با او مخالفت نکرده و چشم غره نروید، مطمئن باشید که تمام رفتار های شما با همسرتان زیر نظر و ذره بین خانواده همسرتان خواهد بود و آن ها نسبت به این مسائل بسیار حساس هستند.

۴٫در هنگام دعوای خانوادگی اگر در یک ساختمان زندگی می کنید در صورت امکان آن را تغییر دهید

زمانی که دخالت ها و اختلاف های شما با خانواده همسرتان آرامش زندگی شما را از بین برده و با رعایت مطالب فوق نیز این اختلاف ها کاهش نیافته و نتواسته اید اختلاف ها را حل کنید، باید رفت و آمد خود را بسیار کم کنید و از همسرتان بخواهید تا برای رفت و آمدش برنامه مشخصی داشته باشد و دم به دقیقه آن جا نباشد.

همچنین این نکته را در نظر بگیرید که به خاطر اختلاف با خانواده همسر، مانع از ملاقات همسرتان به خانواده اش نشوید مگر این که این اختلاف های به قدری زیاد باشد که به زندگی شخصی شما آسیب وارد کند.

در این شرایط بهتر است از یک روانشناس و زوج درمانگر کمک بخواهید تا مشکلات شما را به خوبی بررسی کند و راهکار های مناسبی را با توجه به شرایط زندگی تان در اختیار شما قرار دهد.

در صورت امکان و در موارد خاص سعی کنید تا محل زندگی تان را از خانواده همسر جدا کنید و مستقل زندگی کنید در این صورت اختلاف کمتری را تجربه خواهید کرد.

در هنگام دعوای خانوادگی و در خلوت خود هوای همسرتان را داشته باشید

اگر چه همسرتان باید بتواند به خوبی رابطه شما با خانواده اش را مدیریت کند اما گاهی اوقات به دلیل علاقه به هر دو شما، میان اختلاف شما و خانواده اش گیر می کند، پس سعی نکنید او را میان دو راهی قرار دهید و رفتار محترمانه ای با یکدیگر داشته باشید.

شما باید در خلوت و تنهایی به گونه ای با همسرتان رفتار کنید که احساس غرور و افتخار کند و همچنین قدردان زحماتی باشید که برای زندگی تان می کشد و با استفاده از کلمات محبت آمیز از او تشکر کنید و زمانی که از نظر روحی آمادگی لازم را دارد سعی کنید در مورد حد و مرز های حریم خصوصی زندگی تان با او حرف بزنید.

دعوای خانوادگی مکالمات تلفنی مکرر و طولانی مدت

زن و شوهر برای این که از تنهایی رهایی یابند ترجیح می دهند تماس های تلفنی مکرر و صحبت های طولانی مدتی با اعضای خانواده داشته باشند.

در تماس های تلفنی آن ها در مورد مسائل روزمره و خصوصی که در زندگی آن ها رخ داده است صحبت می کنند و از طریق این گفت و گو، پای دیگران را به حریم خصوصی زندگی شان باز می کنند.

هنگامی که مسائل خصوصی زندگی مشترک شما فاش شود کوچک ترین لطمه آن به وجود آمدن احساس نا امنی در همسرتان می باشد و همچنین این تصور در ذهنش به وجود می آید که در مورد همه تصمیم گیری هایش رد پایی از افکار دیگران وجود دارد.

همین مسئله باعث می شود تا زوجین افکار خود را بیان نکرده و در مورد مسائل زندگی با یکدیگر مشورت نکنند در این صورت به ناچار مجبور به سکوت می شوند و با یکدیگر حرف نمی زنند و از گفتن مطالب در خانه امتناع می کنند. این رفتار باعث می شود زوجین از یکدیگر دور شده و اختلاف هایی بین آن ها به وجود آید.

در هنگام دعوای خانوادگی از رسم و رسومات دست و پا گیر دوری کنیم

مادر و خواهر همسرم می گویند: تو آداب و رسوم را بلد نیستی و نمی دانی که باید به دیگران احترام بگذاری، ما رسم داریم هنگامی که مهمانی برگزار می کنیم حداقل دو نوع غذا بگذاریم و تا زمانی که بزرگ تر ها خوردن را شروع نکرده اند کوچک تر ها حق ندارند دست به غذا بزنند، تو چرا نسبت به این مسائل بی توجه هستی و بدون توجه به بزرگتر مجلس و مهمان ها شروع به خوردن دسر ها کرده ای؟

باب شدن این رسم های سخت و بی اساس یکی از بدترین آفتی است که بر زندگی افراد و روابط فامیلی وارد می کند و باعث می شود تا افراد در بلا تکلیفی گیر کرده و مشقات زیادی برای شخص به وجود آید به طوری که فرد ترجیح دهد دیگر با آن ها رفت و آمد نداشته باشد و عطای آن ها را به لقایش ببخشد.

در این صورت فرد همیشه حسرت دورهمی های ساده و بدون تجملات را می خورد و دوست دارد تا در جمع باشد و با بودن در کنار دیگران لذت ببرد و صفا کند.

منبع : کارهایی که در دعوای خانوادگی باید انجام دهیم

بازدید : 3603
سه شنبه 23 اسفند 1401 زمان : 0:39

افزایش خلاقیت کودکان، بازی هایی برای افزایش خلاقیت کودکان و عوامل موثر بر خلاقیت کودکان در این مقاله ذکر شده است بنابراین آن را از دست ندهید.

بسیاری از مردم گمان می کنند که خلاقیت یک ویژگی بالفطره و ذاتی است که کودکان در هنگام تولد می توانند این ویژگی را داشته باشند یا فاقد آن باشند. همانگونه که تمام کودکان از سطح هوشی یکسانی برخوردار نیستند، میزان خلاقیت یکسانی نیز ندارند، اما در واقع خلاقیت بیشتر نوعی مهارت است تا یک ویژگی بالفطره و ذاتی و ارتقای سطح آن در کودکان نوعی مهارت برای والدین محسوب می شود.

در ای مقاله تمام راه های افزایش خلاقیت کودکان و اهمیت این نکات ذکر شده است بنابراین آن را از دست ندهید.

بازی هایی برای افزایش خلاقیت کودکان

  1. مطابقت دادن کلمه و عکس
  2. نامگذاری ابرها. باهم به ابرها نگاه کنید و حدس بزنید که شبیه چه چیزی هستند.
  3. گنج یابی. می توانید وسیله ای را در حیاط خانه پنهان کنید و با دادن نقشه ای به او بخواهید تا آن را پیدا کند.
  4. داستان های کلاسیک کودکان را باهم بخوانید و پایان آن را تغییر دهید.
  5. بازی اختراع کنید. از فرزند خود بخواهید تا بازی جدید با قوانین متفاوتی بسازد.
  6. وانمود بازی. از او بخواهید تا وانمود کند شخص دیگری است.
  7. داستان نویسی و شعر گفتن
  8. با لگو شکل های جدیدی بسازید و کاربرد آن را شرح دهید.
  9. خاطرات را بازسازی کنید.
  10. چه می شد اگر؟. این بازی به شدت خلاقانه می باشد به طور مثال از آن ها بپرسید چه می شد اگر خورشید هرگز غروب نمی کرد؟ چه می شد اگر۲ متر قد داشتی؟ چه می شد اگر شب همه جا روشن می شد؟

افزایش خلاقیت کودکان

خلاقیت یک عنصر کلیدی در سلامتی، شادی و هم چنین هست اصلی در تمرین و کار با کودکان است. خلاقیت تنها محدود به حوزه های هنری و موسیقی نمی شود بلکه وجود خلاقیت برای فعالیت در زمینه هایی مثل علوم تجربی و ریاضیات نیز ضروری است و حتی به نوعی با سطح هوش اجتماعی و هیجانی نیز مرتبط می باشد. افراد خلاق اکثرا انعطاف پذیرتر هستند و از پس مشکلات به راحتی بر می آیند و این ویژگی آن ها را قادر می سازد که خود را با پیشرفت تکنولوژی راحت تر منطبق کنند و از مزایای آن بهره مند شوند.

بسیاری از محققان معتقدند که تجربه های کودکی ما به صورت بنیادی مانع گسترش و توسعه ی خلاقیت در وجودمان شده است. کمپانی های تولید کنندۀ اسباب بازی و سرگرمی، شخصیت کودکان را به شکلی از پیش ساخته شکل داده است بطوری که با تصاویر و طرح ها تصور را مانع می شوند. کودکان دیگر نیازی به تصور شمشیر و بازی ندارند آن ها می توانند جنگ ستارگان بازی کنند که در آن تمام روش ها و نقش ها از پیش تعیین شده است.

در اینجا ایده هایی را برای افزایش خلاقیت کودکان در کودکان ارائه می کنیم:

۱. منابع لازم را فراهم کنید.

منبع اصلی در اینجا زمان است. کودکان به زمان زیادی برای برای بازی های بدون ساختار، کودک محور و تصوری نیاز دارند که این مسئله هیچ ارتباطی با ابزارهای تجاری و اسباب بازی های مختلف ندارد.

فضا نیز هم چنین یکی از منابعی است که کودک شما به آن نیاز دارد. اگر که نسبت به پراکندگی وسایل خلاقانه در خانه حساس هستید هستید مکان مشخصی را در اختیار کودکتان قرار دهید تا بتواند وسایل خود را در هم بریزد مثل اتاق کوچکی که در آن لباس عوض می کنید، مکانی در گاراژ برای نقاشی کشیدن و یا گوشه ای از اتاق پذیرایی برای چیدن لگوها.

اگر دفعه ی بعد کسی تمایل داشت که هدیه ای برای کودکتان بخرد و از شما پیشنهاد خواست از او بخواهید که وسایل هنری، دوربین های ارزان قیمت و یا لگو بخرد و این ها را در سطل اسباب بازی ها قرار دهید که کودکتان بتواند با آن ها به راحتی بازی کند.

۲- خانه خود را به آزمایشگاهی برای ایجاد خلاقیت تبدیل کنید.

علاوه بر این شما برای ایجاد محیط های خلاقانه، نیاز دارید که اتمسفر و جوی خوب برای پرورش خلاقیت کودک ایجاد کنید.

به دنبال حجم بالایی از ایده های مختلف و متفاوت برای افزایش خلاقیت کودکان باشید اما اجازه بدهید که کودک ایده هایی را که به ذهنشان می رسد را به راحتی مطرح کنند. برای مثال می توانید برای تعطیلات آخر هفته کودکتان فعالیت ها و ایده های مختلفی داشته باشید و کودکتان را تشویق کنید که فعالیت هایی را که قبلا انجام نداده است برای اولین بار انجام دهد. مشخص نکنید که کدام فعالیت عملی و یا کدام غیر عملی است و اینکه کدام تصمیم بهترین و یا کدام یک بدترین است.

تمرکز فعالیت های خلاقیتی باید روی روی فرآیند باشد: فرآیند تولید ایده های جدید.

کودکان را برای انجام کارهای اشتباه و شکست خوردن تشویق کنید. کودکانی که مدام ترس از شکست و مورد قضاوت قرار گرفتن توسط دیگران را دارند نمی توانند افکار خلاقانه خود را پرورش دهند و آن ها را در سطحی محدود نگه می دارند. اشتباهاتی را که خود اخیرا تجربه کرده اید با آن ها در میان بگذارید تا بدانند که اگر مرتکب اشتباهی شدند مسئله ی بزرگی نیست و ممکن است برای هر انسانی اتفاق بیفتد. خندیدن به خود زمان شکست یکی از عادات شاد زیستن است.

ابتکارات و یا خلاقیت ها را جشن بگیرید. دیوارهای خانه یا اتاق خود را با پوسترها و تصاویر هنری بپوشانید. با کودک خود دربارۀ هنرمندان، موسیقی دان ها و دانشمندان مورد علاقه ی خود صحبت کنید. اگر از تماشای یک اثر هنری، معماری و یا گوش دادن به موسیقی خاصی احساس اشتیاق و علاقه می کنید دربارۀ آن با کودکتان صحبت کنید.

از تکنولوژی های جدید مثل توییتر و یا دیگر شبکه های اجتماعی استقبال کنید تا کودک شما بتواند به راحتی انتخاب کند، نه اینکه از آن ها بترسد و کناره گیری کند.

۳- به کودکتان آزادی و استقلال عمل دهید

به آن ها آرادی دهید تا بتواند ایده های خود را بیان کند یا کاری که می خواهند را انجام دهند. در واقع به شکلی رئیس مأبانه با آن ها رفتار نکنید. سعی کنید ترس خود را متوقف کنید.

محدود کننده های بیرونی در صحبت کردن می توانند باعث عدم انعطاف در فکر کردن شوند. طی یک مطالعه، حتی توصیف اینکه چگونه تکلیف انجام شود نیز میزان خلاقیت کودک را کاهش می دهد.

۴- تشویق کتاب خوانی

کودکان را برای خواندن کتاب های لذت بخش و شرکت در فعالیت های هنری تشویق کنید. زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید تا اتاق به فضایی تبدیل کنید برای انجام فعالیت های خلاقانه مثل تمرین یک نمایشنامه، یادگیری نقاشی و یا خواندن کتابی از نویسنده مورد علاقه کودکتان.

۵- تشویق به بیان نظرات

به کودکتان این فرصت را بدهید که افکار یا مخالفت خود را با شما بیان کند. آن ها را تشویق کنید به دنبال راه حل مختلفی برای یک مشکل باشند و آن را به روش متفاوتی انجام دهند. وقتی یک مشکل را با موفقیت حل کردند از آن ها بخواهید راه حل دیگری نیز برای حل آن پیدا کنند.

۶- جایزه ندهید

برای اینکه کودکان خلاقیت خود را بروز دهند به آن ها جایزه ندهید، دخالت های تشویقی در فرآیند خلاقیت باعث کاهش کیفیت و عدم انعطاف پذیری افکار خلاقانۀ کودکان می شود.

به کودک اجازه دهید فعالیت های خلاقانۀ خود را به صورت غریزی و آزادانه بروز دهند و آن ها را عملی کنند، نه اینکه شما برای انجام عملی خلاقانه مثل نواختن پیانو جایزه ای تعیین کنید و او با انگیزۀ دستیابی به جایزه این کار را انجام دهد. اجازه دهید او کاری را انجام دهد که از آن لذت می برد.

۷- بر تلاش تایید کنید نه نتیجه

سعی کنید نسبت به اینکه هدف کودک شما چیست و در نهایت به چه چیزی می خواهد برسد اهمیت کمتری بدهید. و تاکید بیشتر شما بر روی فرایند باشد تا محصول. در واقع فرایند مهم است تا محصول نهایی.

یکی از راه هایی که شما می توانید مورد بالا را عملی کنید پرسیدن سوال هایی از قبیل آیا از انجام این کار لذت می بری؟ آیا این کار را به اتمام رساندی؟ چرا انجام کار برای تو لذت بخش است؟

۸. از آن ها سوال بپرسید

یکی از راه های اصلی رشد تفکر خلاق در کودکان ترغیب آن ها به سوال پرسیدن است. هر زمان که با آن ها وقت می گذرانید، از آن ها سؤالاتی بپرسید که چرا آسمان آبی است؟ چرا آب اقیانوس امواج دارد درحالی که آب دریاچه ها یا برکه اینگونه نیست؟ جاذبه چگونه کار می کند؟ و غیره. توضیح چنین چیزهایی ببه آن ها کمک می کند که کنجکاو شوند و در نتیجه مهارت تخیل آن ه ارا تقویت شده و توانایی حل مسئله را یاد می گیرند.

منبع : افزایش خلاقیت کودکان | ۱۱ راه طلایی + ۱۲ بازی

بازدید : 7217
چهارشنبه 17 اسفند 1401 زمان : 14:50

خانم ها و آقایان باید بهترین پوزیشن جنسی برای اولین دخول و کاهش درد آن آشنا شوند.

آیا تا به حال فکر کرده اید که بهترین حالت برای هر دو طرف برای لذت بردن حداکثر از رابطه چیست؟

چندین بار، این سوال از زوج هایی است که بهترین پوزیشن های جنسی را با بیشترین لذت انجام می دهند.

پوزیشن چیست؟ در مقاله زیر ممکن است توضیحی جامع از این موضوع ارائه شود.

متأسفانه اکثریت مردم نگرش کاملا نسبت به جنس دارند زیرا فکر می کنند بدن عامل مهمی در لذت جنسی هستند.

اگر عامل اصلی کنترل روند جنسی از ابتدا تا انتها ذهن و مغز باشد، بنابراین خشم و لذت جنسی در نهایت پس از ذهن، ارگاسم اتفاق می افتد.

پوزیشن جنسی برای اولین دخول و مقابله با درد

دیدگاه افراد در مورد پوزیشن جنسی

هر شخص، بسته به تخیلات جنسی و یا فانتزی جنسی، یک تصویر جنسی در ذهنش به تصویر می کشد.

این دقیقا همان چیزی است که یک فرد لذت می برد وقتی که او از نظر جنسی بررسی می شود، که ممکن است به یک وضعیت جنسی خوشایند برای یک فرد منجر شود.

اما برای شخص دیگری خوب است، یا برخی از مردم از دیدن واکنش همسر خود لذت می برند

شاید برای یک زن در فانتزی جنسی او، لذت بردن از رابطه در وان حمام است.

شاید برای یک زن دیگر، رابطه روی صندلی، لذت بردن از یک رابطه عالی است، و برای دیگران، هیچ قاعده کلی دیگری برای شخص دیگری وجود ندارد، و مردم باید به فانتزی های جنسی خود مراجعه کنند و آنها را تمرین کنند.

از دیگر مسائل مهم، اشتباه رایج زوج ها این است که آنها در تلاشند و تلاش می کنند تا در همان زمان به ارگاسم برسند.

اگر این نگرش صحت نداشته باشد، سطح میل جنسی، تحریک پذیری، لذت جنسی و مدت زمان ارگاسم در مردان و زنان متفاوت است.

شما نمی توانید با این تفاوت ها مبارزه کنید، اما باید رفتار را کنترل کنید.

برای درک جامع تر، نکات زیر را در نظر بگیرید.

اما گاهی اوقات برخی از شرایط جنسی که برای شما لذت بخش هستند، وجود دارد اما برای همسر شما نیاز به توافق دو طرفه است تا زوج ها موقعیت های مورد علاقه یکدیگر را تجربه کنند.

زندگی شبانه بسیار مهم است، و به منظور ایجاد اولین رابطه جنسی، زن و شوهر باید سعی کنند بهترین پوزیشن جنسی را انتخاب کنند.


کاهش درد اولین دخول

مهم ترین موضوع برای داشتن زندگی رضایت بخش و در عین حال خشنودی ازدواج، هنر برقراری ارتباط با همسر در طول رابطه جنسی است.

بنابراین قانون جنسیت برای سکس مفهوم درستی نیست.

از آنجا که انسان ها با یکدیگر متفاوت هستند و واکنش های خاصی نسبت به یکدیگر نشان می دهند.

بنابراین، برخی از موارد زیر به طور کلی می توانند یک راهنما باشند.

منبع : پوزیشن جنسی برای اولین دخول و مقابله با درد

بازدید : 714
چهارشنبه 17 اسفند 1401 زمان : 14:48

بازی درمانی(Play Therapy) برای بیان احساسات کودکان استفاده می شود تا به آن ها کمک کند احساسات خود را به جای کلمات، با اسباب بازی به شکل بهتر و راحت تری بیان کنند.

بازی درمانی عمدتا برای کودکانی استفاده می شود که ممکن است نتوانند احساس خود را با کلمات بیان کنند. بازی درمانی به آن ها کمک می کند تا با استفاده از وسایل بازی ارتباط برقرار کنند. این می تواند به آن ها کمک کند تا یاد بگیرند با امور سخت کنار بیایند.

بازی درمانی چیست؟

کودکان به طور طبیعی از طریق بازی یاد می گیرند و رشد می کنند. بازی درمانی با همراهی درمانگر آموزش دیده انجام می شود، نظارت روانشناس در بازی درمانی بسیار مهم می باشد.

روش های مختلفی برای بازی در درمان وجود دارد، برای مثال آلات موسیقی، کتاب، ظرف شنی، نقاشی و صنایع دستی همچنین می‌توانند نقش بازی یا نمایش عروسکی اجرا کنند.

آیا کودک من نیازمند بازی درمانی است؟

همان طور که از کلمه ی “بازی درمانی” مشخص است، این شیوه برای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین در مواردی مطرح است که پای نوعی از اختلالات روانی در میان است.

در این موارد لازم است تا کودک از طریق دریافت مداخلات درمانی بازی محور که ماهیتی استعاری دارند، به سمت حل مشکل حرکت کند.

چرا بازی درمانی؟

همان طور که می دانید، “بازی” زبان ارتباطی کودک با دنیای پیرامونش است. اگر چه کودک افسره نمی تواند در مورد یاس و ناامیدی اش صحبت کند.

اما می تواند آن را در بازی هایش به خوبی به نمایش بگذارد و از طریق بازی، درمان شود. به عنوان والد یا مراقب کودک، این مطلب می تواند برای تان در بردارنده ی یک نکته اساسی باشد.

شما می توانید با دقت در نحوه ی بازی های فرزندتان، نسبت به حالات روانی او اطلاعاتی کسب کرده و در صورت لزوم هرچه سریع تر جهت استفاده از مداخلات روانشناختی لازم اقدام کنید.

به عنوان مثال والدین یک کودک پرخاشگر این گونه گزارش می کنند که او دراکثر بازی هایش نیز در حال آسیب ردن به عروسک هایش و تنبیه آن هاست.

کودک وسواسی ممکن است در بازی هایش نیز حالاتی از وسواس تمیزی بیش از حد، سخت گیری درمورد تمیزی نسبت به عروسک هایش و یا سرزنش کردن آن ها را نشان دهد.

در ذهن کودک چه می گذرد؟

شاید به عنوان والد با خود فکر کنید اگر بازی می تواند درمان بخش باشد، بهتر است خودم بازی کردن با کودک را آغاز کنم.

واقعیت آن است که فرایند بازی درمانی، امری کاملا تخصصی، علمی و نیازمند مداخله ی بازی درمانگر است.

به زبان ساده می توان گفت، اگر کودکی، مشکلات رفتاری از جمله وسواس، افسرگی، اضطراب، تنبلی، پرخاشگری، پرخوری و یا بی اشتهایی را نشان می دهد.

در حقیقت با مشکلات روحی ناتمامی مواجه است که لازم است در طی فرایند بازی درمانی، کامل شوند تا کودک بتواند آن ها را کنار بگذارد.

به عنوان مثال کودکی که خشم فروخورده عمیقی نسبت به پدرش دارد، ممکن است آن را در قالب افسردگی و یا پرخاشگری نشان دهد.

آنچه در جریان بازی درمانی اتفاق می افتد آن است که کودک در فضایی کاملا ایمن، مورد پذیرش قرار گرفته و شروع به تجربه ی کامل احساس خشم فروخورده می کند.

در نتیجه ی این امر، او می تواند به این احساس پایان بدهد و رفتارهای پرخاشگرانه کمتری بروز دهد.

فواید بازی درمانی

بازی به کودکان اجازه می دهد:

  • تا اعمال خود را بهتر مدیریت کنند و می تواند رفتار نامطلوب را کاهش دهد.
  • تا توانایی های خلاقانه حل مسئله را توسعه دهند.
  • که با دادن فضایی به آن ها برای ارتباط با افکار و احساسات خود در مورد همدلی و احترام به احساسات دیگران بیاموزند.
  • انعطاف پذیر است

انواع بازی درمانی

بازی درمانی برای اختلالات زیر استفاده می شود و بازده بالایی دارد:

  • مشکلات تحصیلی
  • اوتیسم
  • افزایش مهارت اجتماعی (مهارت‌های اجتماعی شامل راه‌هایی است که کودک از طریق آن با دیگران به منظور دوست‌یابی، برآورده کردن نیاز، قاطعیت، استفاده از مرزها و همکاری با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.)
  • اختلالات رفتاری
  • ناتوانی های یادگیری
  • مسائل مربوط به سلامت روان، مانند عصبانیت، اضطراب یا افسردگی
  • کمبودهای اجتماعی و عاطفی
  • بیان احساسات (خاک رس برای تقویت ابراز احساسات و عواطف به کار می رود، زیرا به کودک اجازه خلاقیت می‌دهد و از طریق همین خلاقیت است که احساسات کودک را تحریک می‌کند. نقاشی به کودک این امکان را می دهد که با افکار و احساسات خود در تماس باشد. به عنوان مثال: می توان از کودکان خواست تا تصویری از آنچه آن ها را عصبانی کرده است ایجاد کنند.)
  • رویدادهای استرس زا، مانند بیماری، سوء استفاده، تروما، یا بحران های خانوادگی ( مانند طلاق والدین)
  • افزایش اعتماد به نفس ( از نقاشی می توان برای نشان دادن رشد نقاط قوت کودک استفاده کرد. به عنوان مثال: یک کودک ممکن است از طریق نقاشی، پیشرفت خود را از دوران نوزادی تا امروز نشان دهد تا نقاط عطف به یاد ماندنی را برجسته کند و اینکه در طول سال ها چقدر رشد کرده و به موفقیت رسیده است. )

بازی درمانی اضطراب کودکان

بازی درمانی می تواند به کودکان کمک کند تا اضطراب های خود را به نمایش بگذارند، که به آن ها کمک می کند تا احساسات ترسناک را پردازش کنند. از طریق بازی درمانی، کودکان می‌توانند روش‌های «بودن» را تمرین کنند که برخلاف اضطراب است، مانند احساس قدرت، قوی و کنترل شرایط.

نکات اساسی در بازی با کودکان

اگر قصد دارید به عنوان پدر و یا مادر، کودکان را به مسیر تربیتی صحیح رهنمود کنید، بهترین ابزاری که در دست دارید “بازی” است.

کودکان در خلال بازی، چیزهای زیادی می آموزند. این در حالی است که گفته ها، توصیه ها و نصیحت های بزرگتر ها در اکثر موارد فاقد تاثیر رفتاری معنادار بر آن هاست.

۷ کلید اساسی در بازی درمانی

  • برای بازی با کودک، زمان خاصی اختصاص دهید. منظور از زمان خاص آن است که کودک احساس کند برای شما اهمیت دارد و بخشی از زمان شما به بازی کردن با او اختصاص داده شده است. با اجرای این گام ساده، تاثیر معناداری بر احساس ارزشمندی و عزت نفس او خواهید داشت.
  • اگر کودک تان مضطرب است می توانید از بازی های جسمی، نوازش کردن و در آغوش گرفتن به منظور کاهش اضطراب او استفاده کنید.
  • اگر کودک تان پرخاشگر و عصبی است، لازم است بدانید او در بخشی از زندگی اش احساس ناکامی را تجربه کرده است. بنابراین وقت آن است که در بازی، فضایی را فراهم کنید تا بتواند از طریق غلبه بر محیط، احساس پیروزی کند. در این شرایط بهتر است از بازی های رهایشی و توام با تخریب و کثیف کاری استفاده کنید. شن بازی، گل بازی، هفت سن، چیدن هرمی شکل لیوان ها و تخریب آن ها نمونه ای از این بازی هاست.
  • بجای سخنرانی به منظور رعایت قوانین در منزل، از موقعیت بازی برای ایجاد فرهنگ قانون پذیری در کودک استفاده کنید.
  • به عنوان مثال در حالی که همبازی فرزندتان هستید، محدودیت هایی را به صورت مقتدانه و عاری از خشونت وضع کتید و برای تخلف از آن ها، پیامدی طبیعی در نظر بگیرید. به عنوان مثال ” تا ساعت ۵ بازی می کنیم ولی اگر کسی جیغ زد، چون گوش بقیه درد می گیره و صداشو نمی شنوند، از بازی حذف میشه”.
  • بازی کردن می تواند برای شما نیز آرامبخش و مفید باشد. بهتر است در حین بازی از نقش همیشگی “والد” بیرون بیایید. کودک درون تان ر افعال کنید و صرفا بر رابطه ی خوب خود با کودک تمرکز کنید.
  • دوستان خیالی کودک را بپذیرید و با آن ها همراهی کنید. این مساله می تواند به احساسات کودک رسمیت داده و در تقویت خلاقیت او نیز موثر باشد.
  • قبل از اینکه درخواست کودک مبنی بر ادامه ی بازی، شما را خسته و بی حوصله کند، برای بازی، زمانی تعیین کنید و نسبت به آن پای بند باشید.
  • پرخاشگری و بی حوصلگی شما می تواند زحماتی را که در طی یک ساعت بازی با کودک، متحمل شدید از بین ببرد و هر دوی شما را عصبی و ناراضی کند.

منبع : بازی درمانی چیست؟

بازدید : 1116
جمعه 12 اسفند 1401 زمان : 11:59

هر چه کودک کنجکاوتر باشد بیشتر می آموزد. پرورش دادن حس کنجکاوی در کودک شما، یکی از مهم ترین روش هایی است که می توانید به وی کمک کنید که در طول عمر خود یادگیرنده باشد.

کودکان در زمان تولد، یک یادگیرنده هستند و یک کنجکاوی طبیعی را در مورد نحوه انجام گرفتن کارهایی که در جهان صورت می پذیرد، دارند. کنجکاوی یک تمایلی برای یادگیری است. همچنین یک اشتیاق و تمایلی برای پیدا کردن، کشف کردن و نشان دادن می باشد.

والدین و سرپرستان، مجبور نیستند که بچه خود را کنجکاو کنند یا بچه خود را مجبور به یادگیری کنند. تحقیقات بیانگر این است که در واقع یک تمایل درونی در کودکان، برای یادگیری وجود دارد ( کنجکاوی آنها) و نه یک عامل یا فشار بیرونی، که آنها را تشویق به رسیدن به یک تجربه جدید می کند یا آنها را به یک موفقیت بزرگتر و طولانی مدت، در مدرسه سوق می دهد.

یادگیری یک چیزی است که همه کودکان همراه با آن متولد می شوند. آنها در هنگام وارد شدن به جهان، این انگیزه را دارند تا یاد بگیرند که کارهای صورت گرفته در سرتاسر جهان، به چه ترتیبی انجام می پذیرد:

  • کودک تازه متولد شده، با چشم های خود به صداها، چهره ها و اشیاء جالب توجه، نگاه می کند.
  • یک کودک هشت ماهه، جغجغه را حرکت می دهد و آن را در دهان خود قرار می دهد تا بداند که نتیجه اینکار چه چیزی می شود.
  • کودک نوپا یک چهار پایه را می گیرد تا به بالایمیز تلفن برود –و یک عروسکی که دوست دارد با آن بازی کند را بردارد.
  • یک کودک ۲ ساله، وانمود می کند که یک مامور شهرداری است و همه حیوانات اسباب بازی خود را در داخل سبد خشک شوئی، ” کامیون آشغال” می ریزد تا نشان دهد که وی هم می تواند مثل بقیه افراد، یک کاری را انجام دهد.

روش هایی برای پرورش دادن حس کنجکاوی

الگوهای مورد علاقه را در دنیای اطراف ایجاد کنید:

به پیاده روی بروید و در مورد شگفتی های درختان، آسمان و ستاره ها تفکر کنید. همچنین به بچه خود اجازه دهید که این کار را همراه شما انجام دهد.

تمایلات و علاقه های طبیعی را که وجود دارند، تشویق کنید. بچه ها از طریق انجام دادن فعالیتی که توجه و تخیل آنها را درگیر می کند، چیزهای بیشتری یاد می گیرند. اگر وی موسیقی دوست دارد، برایش موسیقی اجرا کنید، ابزارات موسیقی را با هم بسازید و استفاده کنید، و همراه هم برقصید.

سعی کنید جواب های ساده و واضحی به سوالات وی دهید که مطابق با رشد بچه هم باشد.

شما به این سوال کودک که من از کجا آمدم بسته به اینکه سه ساله است یا سیزده ساله متفاوت پاسخ می دهید و صرفنظر از سن کودک، همیشه قبل از اینکه پاسخ بدهید، از وی بپرسید که نظر خودش چه چیزی هست.

یک کودک پنج ساله از مادرش پرسید،” من از کجا بوجود آمده ام؟” ، مادرش همه چیز را در مورد فرآیند تولید نسل به وی توضیح داد ( با اضطراب و همراه با لکنت). بچه وی با تعجب به مادر نگاه کرد، و در آخر این جواب را داد، ” منظور من اینه که آیا من هم مانند پدرم از نیویورک آمده ام یا یک جای دیگر؟”

و اگر جواب را نمی دانید، به او بگویید که نمی دانید. بگذارید بدانند که لزومی ندارد انسان همه جواب ها را بداند. همچنین این کار یک فرصتی را برای پیدا کردن الگوی یافتن جواب، فراهم می سازد. همراه وی به کتاب خانه بروید یا با یک شخص دیگری که ممکن است جواب را بداند صحبت کنید.

منبع : روش هایی برای پرورش دادن حس کنجکاوی کودکان

بازدید : 410
يکشنبه 7 اسفند 1401 زمان : 15:07

افسردگی در سنین مختلف، احتمال همیشگی ( ۴ دوره اصلی)

افسردگی در سنین مختلف از کودکی تا پیری می تواند افراد را درگیر کند زیرا افسردگی در کنار اضطراب یکی از رایج ترین واکنش های سطح روان به انواع فشارها و استرس های محیطی می باشد، یکی از دلایل افسردگی عوامل ژنتیکی می باشد این به این معنا است که افرادی که در خانواده خود سابقه این بیماری را دارند بیش از افراد دیگر در برهه های مختلفی از زندگی شان به افسردگی مبتلا می شوند.

این افراد حتی بدون حضور رویداد های محیطی و آسیب زا باز هم درگیر افسردگی می شوند در این مقاله در مورد افسردگی در سنین مختلف توضیحاتی را ارائه می دهیم البته باید به این نکته توجه داشته باشید که داروهای ضد افسردگی تنها راه حل ممکن نمی باشند و بعضی اوقات باید از مشاور متخصص کمک بگیرید تا راهکارهای موثر برای درمان را انجام دهد و تاثیر آن از هر دارویی موثرتر خواهد بود.

افسردگی درسنین مختلف: ۴ دوره اصلی

علائم و نشانه های افسردگی در هر دوره ای از زندگی و در همچنین هر سن و سالی وجود دارد، علائم و نشانه های افسردگی شامل موارد زیر می شود:

  • خلق غمگین
  • ناتوانی در لذت بردن از زندگی
  • نا امیدی
  • عدم تمرکز
  • تغییراتی در خواب و اشتها
  • افکار مرگ و خودکشی

البته کودکان و نوجوانان ممکن است به شیوه های دیگری افسردگی شان را نشان دهند و به پرخاشگری بپردازند، در ادامه این مقاله توضیحات بیشتری در مورد بروز افسردگی در هر یک از دوره های زندگی می پردازیم.

افسردگی کودکی

افسردگی در کودکان علت مشخصی ندارد و بسیاری از عوامل دست به دست یکدیگر می دهند تا از افسرده شدن کودک جلوگیری شود، از جملع عواملی که باعث افسرده شدن آن ها می شود می توان به مواردی مانند زمینه ارثی، اختلافات والدین، مرگ والدین یا یکی از اعضای خانواده و غیره اشاره کرد.

افسردگی در کودکی معمولا نادیده گرفته می شود زیرا کودکان علائم آن ها با بزرگسالان متفاوت می باشد، به همین دلیل پدر و مادر باید به تغییرات رفتاری و خلقی فرزندشان توجه داشته باشند.

در بسیاری از مواقع کودکان افسردگی شان را معمولا با غمگینی، بی قراری، بهانه گیری های بیش از حد، بی انرژی بودن و انزوا طلبی نشان می دهند، علاوه بر این ها پسران به هنگام افسردگی به میزان زیادی پرخاشگر می شوند و معمولا دختران مشکلات خودشان را درون ریزی می کنند و بالعکس پسران مشکلات شان را با برون ریزی نشان می دهند.

در صورتی که تغییرات رفتاری و خلقی در کودک مشاهده کردی باید حتما برای دریافت تشخیص و خدمات درمانی به موقع از روانشناس کودک کمک بگیرید تا در حل این مسائل به شما کمک کنند.

افسردگی نوجوانی

تشخیص افسردگی در نوجوانی کار دشواری می باشد و متخصصان برای تشخیص آن در این دوره بیش از هر دوره ی دیگری احتیاط می کنند به خصوص زمانی که درمان دارویی صورت گیرد باید در این مسئله حساسیت بیشتری داشت زیرا دوره نوجوانی دوره گذر فرد از کودکی به بزرگسالی می باشد.

در این دوره فرد ممکن است به طور طبیعی با چالش هایی همراه باشند که با علائم و نشانه های افسردگی اشتباه گرفته شود در حالی که احتمال دارد این علائم نشان دهنده فرایند رشد طبیعی فرد باشند.

اما با توجه به این مسائل، افسردگی در دوران نوجوانی مانند سنین مختلف رخ می دهد، زمانی که فرد در نوجوانی دچار افسردگی می شود نشانه هایی مانند هیجانات منفی شدید، تغییرات رفتاری نظیر گوشه گیری، بی علاقگی به حضور در جمع دوستان، پرخاشگری و رفتارهای پر خطر دیده می شود.

در این دوره از زندگی بهداشت و سلامت روان اهمیت بسیاری دارد و دوره حساسی می باشد و لازم است نوجوان در این شرایط تحت نظر یک روانشناس قرار بگیرد تا بتواند آن علائم را کنترل کند و در بزرگسالی سالم و بی دغدغه ای داشته باشد.

افسردگی در سنین مختلف: افسردگی در جوانان

در دوره جوانی مانند سایر دوره های دیگر زندگی افسردگی به وجود می آید در این دوره فرد خواهان استقلال بیشتری می باشد و در تلاش است تا در زمینه های مختلف مانند ادامه تحصیل، رفتن به سربازی، ازدواج و یا پیدا کردن شغل مناسب تصمیمات درست و مناسبی را بگیرند، علاوه بر این ها دوران جوانی، پیش از ورود به بزرگسالی قرار دارد و مرور کردن بحران های بزرگسالی به یکی از دغدغه های بزرگ زندگی برای او تبدیل می شود.

در این سن، گرفتن تصمیمات در سرنوشت فرد تاثیر بسیاری دارد و ممکن است به خاطر تصمیمات اشتباه و یا فشار بیش از حد روانی، افسردگی به سراغ شخص بیاید.

هم چنین عوامل دیگری مانند مشکلات اقتصادی، ضربه های روحی و عاطفی، مشکلات خانوادگی و حتی مسائلی مانند ژنتیک در به وجود آمدن افسردگی جوانان نقش بسیاری دارد و به همین دلیل به والدین توصیه می شود تا در این دوره بیشتر به فرزندشان توجه داشته باشند تا با مشکلات این چنینی رو به رو نشوند.

منبع : افسردگی در سنین مختلف، احتمال همیشگی ( ۴ دوره اصلی)

بازدید : 1140
يکشنبه 7 اسفند 1401 زمان : 15:05

تسهیل پیوند کودک با معلم و همکلاسی هایش

کودکتان دیگر مثل یک بچه ی بزرگ هر روز به مدرسه می رود. اما به جای شور و اشتیاقی که شما انتظار آن را دارید، بسیاری از روزها به خصوص روزهای شنبه را می بینید که کودکتان با گریه و یا دل درد به مدرسه می رود. او تمارض نمی کند. این عکس العمل به دلیل اضطراب هایی است که بر روی بدن کودک تاثیر می گدارد، و این اضطراب ها به خصوص در کودکان ممکن به ناراحتی معده منجر شود. ولی نگران نباشید، این مسئله که کودکان برای رفتن به مدرسه نیاز به کمک ها و سازگاری هایی داشته باشند غیر معمول نیست. در اینجا ده نکته بیان شده است که در این رابطه می تواند کمک کننده باشد.

  1. تسهیل برقراری ارتباط کودک با معلمش.

کودکان نیاز دارند که با یک بزرگسال که به آنها احساس امنیت می بخشد ارتباط برقرار کنند. بنابراین زمانی که آنها با والدینشان نیستند، نیاز دارند که دلبستگیشان را به سمت معلمشان سوق دهند، و یا اینکه انها ممکن است انقدر اضطراب داشته باشند که نتوانند آرامش خود را به دست بیاورند و به فرایند یادگیری بپردازند. اگر شما متوجه شدید که کودکتان از رفتن به مدرسه احساس خوبی ندارد، بلافاصله با معلمش مطرح کنید. فقط کافی است که به معلمش بگویید که به نظر می رسد که فرزندم هنوز خود را با مدرسه اخت نکرده است، و شما امیدوار هستید که او بتواند توجه ویژه ای به کودکتان داشته باشد که کودکتان احساس کند که در خانه ی خودش است. هر معلم با تجربه ای این مسئله را درک می کند و توجه بیشتری برای کمک به کودکتان خواهد کرد. بسیاری از معلم‌ها کارهای ویژه ای به کودک می سپارند، که کودک می تواند با آن ارتباط برقرار کند و هر روز می تواند وظیفه ی خود را انجام دهد.

  1. برقراری ارتباط کودک با دیگر کودکان

کودکان نیاز دارند که حداقل با یک کودک ارتباط برقرار کنند. اگر متوجه شدید که فرزندتان با این مسئله مشکل داردبا معلمش در میان بگذارید. از کودکتان بپرسید که کدام یک از بچه های مدرسه را دوست دارد که برای بازی کردن دعوت کند. اگر کودکتان در رابطه با پاسخ دیگر کودکان برای دعوت به بازی احساس راحتی ندارد، شما می توانید همواره یکی از کودکان را با مادرش بعد از مدرسه به بستنی دعوت کنید، یا اینکه برخی از اقوام را برای شام شب جمعه دعوت کنید.

شما تنها نیاز دارید که پیتزا تهیه کنید، و بعد از صرف شام، کودکان در اطراف خانه مانند دو دوست قدیمی با هم به بازی و مسابقه خواهند پرداخت. و چه کسی می داند؟ شاید شما و دیگر والدین بتوانید این مسئله را به این راحتی حل کنید.

  1. به کودکتان راه حلی را نشان دهید که بتواند در طول روز به شما فکر کند

برای بسیاری از کودکان، بزرگترین چالش خداحافظی کردن و جدا شدن از والدین است. یک مراسم جدایی ترتیب دهید، مانند بغل کردن یا گفتن: «من دوست دارم، تو منو دوست داری، روز خوبی داشته باشی و من ساعت ۳ تو را می بینم!». بیشتر کودکان دوست دارند که یک عکس خانوادگی در کیفشان داشته باشند. همچنین بسیاری از کودکان دوست دارند که علامت یا چیزی مربوط به والدینشان در جیبشان داشته باشند، مانند یک قلب کاغذی که کلمه ی عشق بر روی آن نوشته شده است، یا سنگی که آن را با همدیگر در ساحل پیدا کرده اید، اینها چیزهایی هستند که اگر کودک احساس تنهایی کرد به وسیله ی آنها می تواند اطمینان خود را به دست اورد.

  1. اگر می ترسد او را آرام کنید.

بیشتر اضطراب های ناشی از مدرسه به از نظر بزرگسالان مسخره و احمقانه به نظر می رسند، مانند اینکه کودک فکر می کند که تا زمانی که او در مدرسه است شما ممکن است بمیرید یا ناپدید شوید. افرادی که همدیگر را دوست دارند به طور طبیعی فراق و جدایی را دوست ندارند، ولی کودک باید اطمینان حاصل کند که شما خوب و سالم هستید، مدرسه می تواند باعث شود که کودک همچنان شما را دوست داشته باشد در حالی که شما در کنار او حضور ندارید. هر گفتگویی را با اطمینان به این مسئله که «تو می دونی که ما همیشه پیش هم بر می گردیم» پایان دهید. بنابراین کودک می تواند این جمله در ذهن خود تکرار کند و نگرانی خودش را برطرف کند.

  1. به کودکتان کمک کنید که حتی در حال اضطراب بخندد در نتیجه او گریه نخواهد کرد.

خنده راهی است که کودک می تواند به وسیله ی آن از اضطراب خود جلوگیری کند،، هر کودکی نسبت به سازگار کردن خود با مدرسه دچار ترس و اضطراب می شود. به کودکتان فرصت دهید که تا جایی که می تواند بخندد. اگر شما می توانید خوب است که هر روز صبح یک بازی تعقیب و گریز در خانه ترتیب بدهید، یا او را به خنده بیندازید، بدین وسیله کودک شما با جدایی از شما و رفتن به مدسه راحتتر کنار خواهد آمد. شما می توانید با استفاده از منحرف کردن ذهن او در زمانی که قسمتی از مغز او در حال هورمون سازی برای استرس است از این فرایند جلوگیری کنید. شما می توانید در خانه با تعقیب و گزیز یا بالش بازی از اضطراب او جلوگیری کنید. در اینجا چند بازی ذکر شده است که می تواند فرایند فراق و جدایی را آسان تر سازید:

  • «لطفا ترکم نکن.» زمانی که کتاب خواندن شما برای کودک تمام می شود و کودک از آغوش شما جدا می شود، او را به سمت خودتان برگردانید و به او بگویید که چقدر دوست دارید که در کنار شما باشد، و او را مطمئن سازید که شما نمی خواهید او را رها کنید و همیشه در کنارش خواهید بود. لحن خود را نرم و شوخ کنید تا کودک احساس آزادی و آرامش کند. ولی همچنان او به شما التماس می کند که بماند. نکته اینجاست که ترس او به این خاطر است که چقدر شما را می خواهد و به شما نیاز دارد، بگذارید او کسی باشد که خانه را ترک می کند. مثل همیشه او را بغل کنید و او را بخندانید.
  • بازی بای بای. یک مدلی از بازی قایم باشک هست که تنها اضطراب جدایی را به خنده در کودک تبدیل می کند. بگویید «بیا بازی بای بای را انجام دهیم.» شروع به خارج شدن کنید ولی از در خارج نشوید، اگر شما واقعا بروید این این کار برای کودک ترسناک است. به جای آن در بسته را که شما می خواهید از آن خارج شوید را باز کنید، در حال حاضر برای کودک این کار سرگرم کننده است. پس از آن عکس العملتان به صورتی باشد که شما از جدایی می ترسید، و دوباره بپرید داخل و به سمت کودکتان بروید و به او بچسبید. بگویید «من دلم برات تنگ شده بود! من هرگز نمی خواهم که از تو جدا شوم!» در آخر ، شجاعت خود را به دست بیاورید بگویید «بسیار خوب، بگذار دوباره سعی کنم! من شجاع خواهم بود!» و دوباره شروع به ترک کردن کنید. ولی دوباره، بازگردید و حتی قبل از اینکه از دید او خارج شوید بازگردید و به سمت او بروید، این کار کودک را به خنده می اندازد بخصوص اگر شما به صورت احمقانه ای این کار را انجام دهید و نشان دهید که خیلی نگران هستید. این بازی را ادامه دهید و بگذارید که او داد بزند و شما داد بزنید تا زمانی که او را وادار به خندیدن کند با این کار سطح اضطراب و ترس خود از دور ماندن از او را به کودک نشان می دهید.

۶- ارتباطتان را حفظ کنید

روز کودکتان را با پنج دقیقه ماندن در رختخواب یا بر روی کاناپه شروع کنید. و ۱۰۰ درصد توجه خود را به این معطوف کنید که چقدر او را دوست دارید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که هر روز وقتی که بعد از مدرسه کودکتان را می بینید زمان خاصی را صرف شنیدن اتفاقاتی که در ان روز برایش اتفاق افتاده است کنید. از این مسئله اطمینان حاصل کنید که یک برنامه ی طولانی قبل از خواب برای ایجاد احساس امنیت در کودک داشته باشید.

منبع : ده نکته برای سازگار شدن کودک با مدرسه

بازدید : 5450
يکشنبه 30 بهمن 1401 زمان : 23:21

گریه نوزادان می تواند آرامش روانی تان را به هم بزند و منجر به واکنشی تند و انفجاری شود بنابراین باید راه های مقابله و دلایل آن را بدانید.

گریه نوزادان به عنوان اولین واکنشی که از طریق آن به برقراری ارتباط می پردازند شناخته می شود در حقیقت زبان اولیه ی آن ها گریه ست.

درست در زمانی که کودک زبان باز نکرده و قادر به برقراری ارتباط نیست، می تواند از طریق گریه هایی با اقسام مختلف، شما را متوجه نیاز خود کند.

جالب است بدانید که شنیدن صدای نوزاد و یا کودک، تقریبا در تمامی افراد احساس نیرومندی از برانگیختگی و ناراحتی ایجاد می کند که نوعی پاسخ فطری است.

این پاسخ به صورت ذاتی در نوع انسان برنامه ریزی شده تا بقای نوزادان را تضمین کند.

علت بی قراری و گریه شدید نوزاد

علت بی قراری و گریه شدید نوزاد معمولا بخاطر نیازهای جسمی و گرسنگی است. اما بچه ها ممکن است

در پاسخ به تغییر دما در هنگامی که لخت هستند، شنیدن صدای ناگهانی و یا محرک های دردناک نیز گریه کنند.

نوزادان و بچه های بزرگتر معمولا با شنیدن صدای گریه نوزاد دیگری نیز شروع به گریه می کنند.

این پاسخ در حقیقت نشان دهنده ی توانایی فطری واکنش نشان دادن به رنج دیگران در انسان است.

۱. عادت نداشتن به چرخه خواب

خوابیدن در ساعات مشخصی از شب برای نوزاد یه کار غیرمعمول است و برای این که به این چرخه عادت کند نیاز به زمان دارد، نوزد در جریان تلاش برای عادت به چرخه خواب، با گریه به این امر غیرمعمول واکنش نشان می دهد. خوابیدن برای کودک کار مشکلی نیست، اما احتمالا خوابیدن در یک ساعت مشخص از شبانه روز برای کودک دشوار است و این موضوع او را به گریه می اندازد.

برای این که نوزاد، خواب راحتی داشته باشد، نیاز است که تمام اندام ها و سیستم بدن با سیستم خواب در هماهنگی باشند و تا زمانی که این هماهنگی ایجاد نشود، نوزاد آرامش نداشته و گریه می کند، اما به تدریج بدن نوزاد شروع به سازگاری با چرخه خواب و هماهنگ شدن می کنند و معمولا این اتفاق پس از گذشت سه ماه می افتد.

گریه های کودک

۲. وجود ناراحتی جسمی در نوزاد

تنها راه ارتباطی نوزاد با والدین از طریق گریه کردن است، پس هر زمان که نیاز به انتقال چیزی باشد، گریه می کنند. اکثر زمان ها کودک به دلیل وجود چیزی آزاردهنده شروع به گریه و فریاد می کند. این شرایط ممکن است پیش از خواب نیز رخ دهد،

به عنوان مثال گرما یا سرما آزار دهنده در هنگام خواب، می تواند باعث گریه نوزاد شود، عواملی دیگری مثل گرسنگی یا وجود هر نوع بیماری نیز می تواند، او را بیدار نگه دارد و حتی گاهی نیاز به بازی قبل از خوابیدن دارد، همه این دلایل می توانند منجر به گریه نوزاد قبل از خواب می شوند.

۳. تلاش برای برقرار کردن رابطه با شما

یکی از دلایلی که باعث می شود کودک قبل از خوابیدن گریه کند، می تواند نیاز به توجه و تمایل کودک به برقراری رابطه با شما باشد. از آن جا که کودک متوجه می شود که دز زمان خاصی که همه می خوابند، مادر خود را نمی بیند، شروع به گریه کردن می کند.

در طول روز نوزاد با والدین خود در ارتباط ست، هم چنین تحرکات و سر و صداهای زیادی در اطرافش وجود دارد، پس سکوت شب و هنگام خواب می تواند برای او، امری خسته کننده باشد ،به همین دلیل با ساکت شدن محیط نوزاد شروع به گریه کردن می کند.

گریه های غیر طبیعی را بشناسید!

گریه ی نوزاد مانند الگوهای خواب او می تواند نشانه ای از ناراحتی دستگاه عصبی مرکزی باشد.

گریه نوزادان که صدمه ی مغزی دیده اند و یا دچار آسیب های پیش ازتولد و تولد شده اند، اغلب تیز و گوش خراش است و از نظر مدت نیز کوتاه تر از گریه های بچه ی سالم است.

بچه هایی که مشکل قولنج (دردهای حاد شکمی) یا گریه ی مداوم دارند نیز گریه هایی با صدای ریز و نخراشیده دارند.

فوت و فن آرام کردن گریه نوزادان

ممکن است شما همیشه گریه های کودک و یا نوزادتان را درست تفسیر نکنید اما با افزایش تجربه، بهتر عمل خواهید کرد.

در صورتی که با رفع نیازهای جسمی، تغذیه، عوض کردن پوشک و چک کردن معده درد و بیماری جسمی، نوزادتان باز هم دست از گریه بر نمی دارد، خوشبختانه روش های دیگری نیز وجود دارد که می تواند به آرام کردن او کمک کند.

۱-بچه را بلند کرده و در حالیکه روی شانه گذاشته اید، تکان دهید یا راه بروید.

این کار در حقیقت ترکیبی از تماس جسمانی، وضعیت عمودی و حرکت را تامین می کند که منجر به آرام شدن بچه خواهد شد.

۲-بچه را قنداق کنید. قنداق کردن می تواند حسی از امنیت و گرم شدن را به نوزادان بدهد.

البته یادتان باشد که سر و صورت نوزاد نباید پوشانده شود تا بتواند راحت نفس بکشد ، اگر کودک شما راحت است که دست هایش آزاد باشد ، زمان قنداق کردن، دست های او را آزاد بگذارید ؛ زمانی که یاد گرفت بچرخد و روی شکم دراز بکشد، دیگر او را قنداق نکنید ، زیرا احساس ناراحتی می کند.

۳-از یک پستانک شیرین شده با محلول آب قند استفاده کنید.

شاید ساده به نظر برسد اما مکیدن منجر به کنترل سطح برانگیختگی می شود، درد را تسکین می دهد و کودک را آرام می کند.

۴-به آرامی صحبت کنید یا صدای موزون در بیاورید.

این نوع صداهای یکنواخت، مداوم و موزون مانند صدای تیک تیک ساعت از صداهای متناوب موثرتر نیز هستند.

می توانید از صداهای آرام مانند صداهای درون رحم نیز تقلید کنید.

کودک به این گونه صداها عادت دارد و با شنیدن آن ها احساس امنیت و آرامش خواهد کرد.

بعضی از کودکان با شنیدن صداهای چند بسامدی مانند صدای جارو برقی و هواکش نیز آرام می شوند.

۵-بچه را برای رانندگی کوتاه مدت به بیرون ببرید و یا او را در گهواره تکان دهید.

۶-بچه را با نوازش تنه و دست و پا، با حرکاتی مداوم و آرام ماساژ دهید.

۷-می توانید چند مورد از پیشنهادهای بالا را با هم ترکیب کنید، چون تحریک چند حس از تحریک یک حس موثرتر و نتیجه بخش تر است.

۸-اگر علت گریه کودک، دردهای شکمی، معده درد و یا رفلاکس است، ضمن استفاده از دارو برای دقایقی حواس او را پرت کنید.

این کار می تواند از طریق یک عروسک، اسباب بازی جالب، شکلک درآوردن و یا آواز خواندن اتفاق بیفتد.

۹-اگر هیچ یک از روش های فوق فایده ای نداشت، اجازه دهید او برای دقایقی گریه کند.

گاهی اوقات کودک به قرار گرفتن روی تخت به خوبی جواب می دهد و بعد از دقایقی به خواب می رود.

تولد دندان ها و گریه نوزاد

در فاصله ی ۴ تا ۷ ماهگی، جوانه زدن دندان ها می تواند برای نوزاد به منزله ی دردناک ترین چیزی باشد که در طی عمر کوتاهش دیده است.

جوانه زدن هر دندان می تواند فریاد نوزادتان را به هوا ببرد و ساکت کردنش را سخت کند.

بنابراین لازم است این مورد را نیز

با لمس لثه ی نوزاد بررسی کنید و اگر جوانه های سختی را دیدید که از لثه بیرون زده اند، بدانید که علت گریه نوزادان، تولد دندان هاست.

منبع : دلایل اصلی گریه نوزادان| ۹ روش خانگی برای آرام کردن نوزادان

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 437
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 59
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 221
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 510
  • بازدید ماه : 1241
  • بازدید سال : 270199
  • بازدید کلی : 7497598
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی