loading...

حسام قدس

بازدید : 5402
يکشنبه 25 دی 1401 زمان : 17:01

نکاتی برای واداشتن بچه ­ها به مرتب کردن اتاق­شان

هر صبح جمعه و روزهای تعطیل بر سر این موضوع جنگ به پا می­شود. چه­بسا مادر و پدر یا هردو برای اولین بار با ملایمت بگویند که: «خیلی خب بچه­ها وقتشه که اتاق­هاتون رو تمیز کنید». بچه­ها نق می­زنند، وقت تلف می­کنند، گیج می­شوند، یا یکباره دست از کار می­کشند. بچه­ها اول صبح باتذکر با صدای بلند و اصرار والدین­شان عصبانی می­شوند. «چند بار باید بهت بگم این آشغال­ها رو جمع و جور کنی؟ یا همین حالا انجامش می­دی یا هیچ­وقت!»

والدین احساس می­کنند برخی قانون­ها را باید تحمیل کرد. بچه­ها می­خواهند اتاق­شان قلمروی -بهم ­ریخته­ ی- خودشان باشد. این موضوع سرآغاز جنگ می­شود. تهدید­ها شروع می­شود. بچه­ ها تا حدی تسلیم می­شوند. والدین مدام اوقات­ تلخی می­کنند. مدام بدخُلقی پیش می­آید. والدین برخی اوقات منصرف می­شوند یا از فرط ناامیدی خودشان بیشتر کارها را انجام می­دهند. برخی اوقات هم بچه ­ها کارهایشان را تا جایی که لازم است انجام می­دهند، اگر فقط والدین بالای سرشان نایستند، یا از نتیجه­ گیری پرهیز کنند، یا بچه­ ها را به کارهایی مشغول کنند که برایشان بیشتر جالب است. تا یکشنبه­ ی بعد و راند بعدی.

چرا این همه دردسر؟ چون این کار ماست. آموزش کودکانمان برای اینکه برنامه­ هایشان ردیف باشد، چه آنها اتاق شخصی داشته باشند و چه کنج دنجی برای خودشان، اندوخته­ ی مهمی برای بلوغ در مهارت­هایشان محسوب می­شود.

عادت دادن به نظم، پیش­بینی ­پذیری و ثبات در زندگی را برایشان فراهم می­سازد. دانستن اینکه چطور نظم ببخشیم و این نظم را حفظ کنیم، آنها را در چالش­های بزرگ­سالی در حاشیه امن قرار می­دهد.مرتب کردن رخت­خواب در زمان­های دشوار، ممکن است چیزی جزئی به­ نظر بیاید؛اما دانستن اینکه چطور در میان جنب­ و جوش و بدو بدوها پیش برویم و مکان دنج خودمان را داشته باشیم، مهارت­هایی هستند که ما در زمان­های سختی به­دست می­آوریم.

اصرار به بچه­ ها برای مرتب چیدن وسایل،ایندرسرا به آنها می­دهد که نسبت به چیزها مسئولیت­پذیر باشند. وقتی به آنها نشان دهیم که چطور مراقب وسایل­شان باشند، وقتی به آنها یاد بدهیم که چطور وسایل معیوب رابازیابی یا تعمیر کنند، وقتی که تشویق­شان می­کنیم به چیزی که برایشان ارزشمند است سروسامان بدهند، خلاصه­ای از مفهوم «مسئولیت­ پذیری» نسبت به مجموعه­ ی مشخصی از کارها را برایشان می­ سازیم.

شروع آموزش به بچه­ ها برای عمل به وظایف و تکالیف­شان اصلا شرم­آور نیست، مراقبت از چیزها جای خوشحالی دارد. مراقبت عاشقانه از آنچه به ما داده شده است، راهی است که عشقی را کهآدم­ها به ما نثار کرده­اند، به خودشان بازگردانیم.

آن دسته افرادی که به­ صورت حرفه­ای موفق هستند، تمایل دارند کسانی باشند که بدانند چطور افراد، پول و امور را مدیریت کنند. آموزشبه کودکانمان که چطور قاعده ­مند، در آرامش، به­ صورت مدام ولی بی­ عجله منظم باشند، آنها را به تسلط بر یکی از این سه ساحت مهارتیِ بااهمیت مشارکت می­دهد. به کودکانتان آموزش دهید چطور امروز را سازمان­دهی کنند و می­توانید مطمئن باشید که در حرفه­ی فردایشان هم موفق می­شوند.

منبع : تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان

بازدید : 1554
سه شنبه 13 دی 1401 زمان : 15:01

مناقشات ممکن است اتفاق بیفتد وقتی اعضای خانواده نظرات و باورهای مختلفی دارند که درگیری دارند. گاهی اوقات درگیری ممکن است رخ دهد زمانی که افراد یکدیگر را درک نکنند و به نتیجه نادرست برسند.

مسائل مربوط به درگیری که حل مسالمت آمیز نیستند می توانند منجر به استدلال و اعتراض شوند.

طبیعی است که از زمان به زمان با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشید. منازعات گاه به گاه بخشی از زندگی خانوادگی است.

با این حال، درگیری مداوم می تواند روانی و روانی باشد.

بعضی از افراد احساس می کنند که احساسات خود را کنترل می کنند و عمدا آسیب پذیر، خشونت آمیز و حتی خشونت آمیز می شوند.

برقراری ارتباط با شیوه ای مثبت می تواند به کاهش اختلاف کمک کند تا اعضای خانواده بتوانند به حل مسالمت آمیز مشکلات خانوادگی دست یابند.

این معمولا به این معنی است که هرکسی موافق مصالحه است یا موافق مخالفت است

گاهی اوقات احساسات قوی یا عدم تعادل قدرت که می تواند در روابط وجود داشته باشد برای حل مشکل مشکل است و تنها می تواند در یک وضعیت مشاوره حل شود.

علل شایع نزاع درگیری خانوادگی

به خوبی شناخته شده است که برخی از مراحل یک خانواده می تواند منجر به درگیری شود. این ممکن است شامل موارد زیر باشد:

یادگیری به عنوان یک زن و شوهر جدید زندگی می کنند

  • تولد یک کودک
  • تولد فرزندان دیگر
  • کودک رفتن به مدرسه
  • یک کودک تبدیل به یک فرد جوان
  • یک فرد جوان به یک بزرگسال تبدیل می شود

هر یک از این مراحل می تواند تنش های جدید و متفاوت و درگیری های بالقوه ایجاد کند.

مشکلات خانوادگی و تغییر در وضعیت خانوادگی

تغییرات در وضعیت خانوادگی همچنین می تواند موجب تلفات خانواده و کمک به درگیری شود.

این ممکن است رویدادهایی مانند:

  • جدایی یا طلاق
  • رفتن به یک خانه یا کشور جدید
  • سفر فاصله های طولانی به کار
  • سفر به داخل کشور برای کار.
  • تغییر در شرایط مالی

نظرات، ارزش ها و نیازهای هر یک از والدین نیز می تواند تغییر کند و آنها ممکن است دریابند که دیگر سازگار نیستند.

در مورد مشکلات خانوادگی مذاکره کنیم؟

معمولا اولین قهرمان عصبانی ما این است که نقطه ای را که ما درست کرده ایم و به هر قیمتی از آن استقبال کنیم.

پیدا کردن یک حل و فصل صلح آمیز می تواند دشوار باشد، اگر غیر ممکن است، زمانی که هر دو طرف به شدت به اسلحه خود بسته می شوند.

این کمک می کند که هر کس به عنوان یک خانواده تصمیم بگیرد به جای گوش دادن به یکدیگر و مذاکره تلاش کند.

پیشنهادات عبارتند از:

اگر مسئله ارزش مبارزه با آن را داشته باشد، کار کنید.

سعی کنید مشکل را از فرد جدا کنید.

برای اولین بار در صورتی که احساس آرامش بیشتری نسبت به صحبت کردن داشته باشید سعی کنید برای اولین بار خنک شود.

به یاد داشته باشید که ایده این است که حل منازعه را حل کنید، نه این استدلال را برنده شوید.

به یاد داشته باشید که طرف دیگر مجبور نیست همیشه با شما در مورد همه چیز موافقت کند.

مشکل را مشخص کنید و به موضوع بپردازید.

احترام به دیدگاه فرد دیگر با توجه و گوش دادن.

به وضوح و منطقی صحبت کنید.

سعی کنید نکات جالب را بیابید.

موافقید که مخالفید

منبع : درگیری و نزاع خانواده | راه حل مشکلات خانوادگی

بازدید : 658
سه شنبه 13 دی 1401 زمان : 15:00

علاقه مند کردن کودک به مدرسه دغدغه بسیاری از والدین می باشد. آیا کودک شما در برابر مدرسه رفتن مقاومت می کند؟ مشق های خود را به موقع انجام نمی دهد؟

روش های علاقه مند کردن کودک به مدرسه

نگران نباشید نکات زیر در مورد کمک به بچه ها به لذت بردن از مدرسه است و به شما و همسرتان کمک می کند تا بتوانید علاقه مند کردن کودک به مدرسه را تجربه کنید:

۱.خانه خود را پر از کتاب کنید

خانه‌های پر از کتاب سطح تحصیلی کودک را به طور متوسط ۳.۲ سال افزایش می‌دهند. صرفاً داشتن کتاب در خانه (۵۰ کتاب ایده آل است) برای تعیین اهمیت مطالعه و علاقه مند کردن کودک به مدرسه کافی می باشد.

امانت گرفتن کتاب از کتابخانه (هر چند با ارزش باشد) کافی نیست . این واقعیت که والدین به اندازه کافی کتاب ها را در اولویت قرار می دهند تا فضایی برای آن ها در خانه ایجاد کنند، چیزی است که به بچه ها کمک می کند تا از مدرسه و ارتباط با کتاب لذت ببرند.

لازم نیست ۵۰ کتاب را باهم بخرید، اما شروع به برنامه ریزی برای کتابخانه شخصی خود در خانه کنید. اگر قفسه دارید، بخشی را که به کتاب های کودکان اختصاص دهید. اگر نه، یک قفسه ساده برای کودکان به اتاق آن ها اضافه کنید.

سپس او را به کتاب فروشی برده و به عنوان هدیه برای او کتاب بگیرید. به او اجازه دهید تا کتابی که می خواهد را انتخاب کند.

۲. مراقب نحوه صحبت خود در مورد مدرسه باشید

همه مردم از تعطیل شدن مدارس در آخر هفته ها یا تعطیلات خوشحال می شوند همین خوشحالی به کودک نشان می دهد که مدرسه چیز خوبی نمی باشد.

بنابراین، از خود بپرسید: چگونه با فرزند خود در مورد مدرسه صحبت می کنم؟

آیا به او می گویید« یک خبر خوش فردا تعطیل است و مدرسه ای در کار نیست؟»

این تصمیمات کوچک تعیین می کند که آیا مدرسه برای خانواده شما مهم است یا باید از آن دوری کرد. البته آخر هفته‌ها سرگرم‌کننده هستند، زیرا ما می‌توانیم تمام روز را با یکدیگر معاشرت کنیم و دیر از خواب بیدار شویم. اما مراقب باشید که چگونه در مورد مدرسه صحبت می کنید و مطمئن شوید که آن را منفی نشان نمی دهید.

علاقه مند کردن کودک به درس

۳. در تعطیلات مدرسه به یادگیری ادامه دهید

چه چند هفته تعطیلات عید و چه طولانی مدت در تابستان، زمانی که فرزندتان در مدرسه نیست، نوعی «برنامه درسی» جذاب برای او فراهم کنید تا اهمیت علاقه مند کردن کودک به مدرسه را به او نشان دهید.

البته، بچه ها تقریباً همیشه در حال یادگیری هستند، از هر لحظه بازی تا درس خواندن همیشه یاد می گیرند. با این حال، بسیاری از تابستان‌هایم را به یاد می‌آورم که بعدازظهرها تلویزیون تماشا می‌کردم و زمانی که می‌توانستم بیشتر درگیر کتاب و یادگیری باشم.

نباید برنامه سخت و دشواری داشته باشید زیرا خانه مدرسه نیست. اما یادگیری هرگز نباید کنار گذاشته شود.

۴. قوانینی را در خانه در مورد مدرسه وضع کنید

آیا در مورد مسواک زدن دو بار فکر می کنید؟ احتمالا نه. شما باید هر روز صبح و شب دندان های خود را مسواک بزنید، بعد از استفاده از دستشویی دست های خود را بشویید و قبل از خواب چراغ ها را خاموش کنید.

این قدرت عادات و کارهای روزمره است و همین امر را می توان در مدرسه نیز به کار برد.

به عنوان مثال، می توانید یک برنامه روتین بعد از مدرسه ایجاد کنید که شامل یک میان وعده و چند دقیقه تکالیف درسی باشد. اطمینان حاصل کنید که فرزندتان میز خود را مرتب نگه می دارد.

این روال ها زندگی روزمره شما را برای یادگیری تنظیم می کنند و این انتظار را ایجاد می کنند که مدرسه مهم است.

۵. انتظار داشته باشید فرزندتان به دانشگاه برود

من افرادی را می‌شناسم که بدون چنین انتظاری بزرگ شده‌اند و احساس می‌کردند که ورود به دانشگاه و گذراندن آن دشوارتر است. آن ها باید به تنهایی مراحل ثبت نام را طی می کردند، یا والدینشان علاقه ای نداشت که مدرکی داشته باشند.

همه کسانی که به دانشگاه می روند موفقیت پیدا نمی کنند، همانطور که همه کسانی که به کالج نمی روند با مشکل مواجه نیستند. اما کالج فرصت های زیادی را در دراز مدت ارائه می دهد. درآمد بیشتر و بیکاری کمتر و ایجاد علایق مادام العمر چند مورد از این موارد هستند.

بسیاری از افراد در دانشگاه و تعامل با دیگران متوجه می شوند که چه علایقی در زندگی دارند و یاد می گیرند که چگونه می توانند آن ها را بهتر دنبال کنند.

۶. نشان دهید که چگونه مدرسه بر آینده فرزند شما تأثیر می گذارد

بسیاری از مردم آموزه های مدرسه را مسخره می کنند به طور مثال حتما زیاد شنیده اید که انتگرال چه زمانی به من کمک می کند؟

مسلماً، ما همیشه موضوعاتی را که در مدرسه می آموزیم در زندگی روزمره به کار نمی بریم. ممکن است جزئیاتی که در تاریخ یاد می گیریم و درس های تکالیفی که در آن مطالعه کرده ایم اهمیتی نداشته باشند.

تا به امروز، من هنوز از بسیاری از برنامه های ریاضی که در دوره ابتدایی یاد گرفتم برای یافتن درصد استفاده می کنم.

در مورد نحوه استفاده از آنچه در مدرسه آموخته اید اکنون به عنوان یک بزرگسال صحبت کنید. شاید نوشتن پروپوزال برای کار، با استفاده از مهارت هایی است که در کلاس انگلیسی آموخته اید یکی از این موارد باشد. در بحث ها می توانید نظرات خود را در مورد تاریخ و جغرافیا بهتر بیان کنید زیرا در مدرسه آن ها را آموخته اید.

علاوه بر استفاده مستقیم از آنچه در مدرسه آموخته اید، شما می توانید انتقادی فکر کنید، مشاهده کنید، سوال کنید. شما یاد گرفتید که چگونه استنباط کنید، استدلال کنید و تحقیق کنید و از اینکه چیز جدیدی یاد گرفته اید خوشحال شوید.

و مهمتر از همه به کودک خود بگویید که اگر به مدرسه نمی‌رفتید یا خوب کار نمی‌کردید، چه فصرت هایی ممکن بود وجود نداشته باشند. هرچه برای مدرسه ارزش بیشتری قائل باشیم، شانس ها و انتخاب های بیشتری در بزرگسالی می توانیم داشته باشیم.

منبع : ۱۰ روش علاقه مند کردن کودک به مدرسه

بازدید : 1843
جمعه 9 دی 1401 زمان : 14:15

علت دعوا در رابطه عاشقانه چیست؟ دعوا‌های بلند مدت نشانه خوبی در روابط نیست، همه زوج ها اختلاف نظر دارند. مهم ترین چیز این است که چگونه در هنگام دعوا در رابطه عاشقانه باهم کنار میایید، اگر نتوانید با هم کنار بیایید مشکلات تکراری را همیشه تجربه خواهید کرد.

هیچ رابطه ای کامل نیست زن و شوهرها همیشه در مورد همه چیز بحث می کنند. با این حال، تا زمانی که شما صراحت، صداقت داشته باشید و کنترل خود را از دست ندهید جای نگرانی نیست.

چقدر دعوا در رابطه عاشقانه زیاد است؟

بنابراین، چقدر دعوا با شریک زندگی شما طبیعی است و چه زمانی بیش از حد است؟ آیا درگیری های شما به یادگیری و رشد شما به عنوان یک زوج کمک می کند؟ یا نشانه طلاق شما می باشد؟

مطالعه ای در سال ۲۰۰۰ نشان داد که بحث و دعوا که با خشم و تحقیر می تواند نشانه اولیه طلاق در آینده باشد. نشانه های زیر را در دعوا جدی بگیرید و در صورت مشاهده حتما به مشاور مراجعه کنید:

۱٫با یکدیگر مبارزه می کنید.

این نوع دعوا بحث هیچ فایده ای ندارد زیرا باعث ایجاد تغییرات نمی شود. اگر بر سر همه چیز دعوا می کنید، می خواهید به یکدیگر آسیب برسانید یا کنترل اوضاع را به دست آورید به کمک مشاور احتیاج دارید.

۲٫عدم تعهد | علت دعوا در رابطه عاشقانه

دعوای زیاد می تواند به این معنی باشد که هیچ یک از شما به رابطه خود متعهد نیستید یا کاری برای بهبود آن انجام نمی دهید. حتی ممکن است نشانه این باشد که یکی از شما از قبل تصمیم خود را برای جدایی گرفته است.

۳٫سرزنش

بدترین دعوا زمانی رخ می دهد که موضوع اصلی دعوا این باشد که “مقصر کیست؟”. اگر بحث اصلی دعوای شما این باشد در طول دعوا، نمی توانید مشکلات را حل کنید یا الگوهایی را تغییر دهید که در رابطه شما کارساز نیستند.

۴٫احساس تهی بودن

اگر به طور مداوم احساس خستگی عاطفی، ذهنی و فیزیکی می کنید، ممکن است نشان دهنده این باشد که رابطه شما سمی شده است.

اگر تقریباً هر تعاملی با شریک زندگی‌تان باعث می‌شود که احساس ناامنی و تحلیل کنید و نمی توانید ارتباط سالمی با یکدیگر برقرار کنید احتمالا به پایان رابطه خود نزدیک شده و درگیر افسردگی و اضطراب می شوید.

روابط سمی ممکن است پیامدهای منفی طولانی مدت بر سلامت جسمی و عاطفی ما داشته باشد. بنابراین، تشخیص اینکه آیا ازدواج شما در حال سمی شدن است یا خیر بسیار مهم است.

۵٫ انتقاد و قضاوت مستمر | علت دعوا در رابطه عاشقانه

قضاوت و انتقاد باعث ایجاد حالت تدافعی و توهین از سوی گیرنده پیام شده و علت دعوا در رابطه عاشقانه می باشد. چنین زبانی نشان دهنده بی احترامی به احساسات و نیازهای شریکمان است و معمولاً واکنش منفی طرف مقابل را برمی انگیزد.

آیا دعوا نکردن در یک رابطه سالم است؟

اگر شما و شریک زندگیتان هرگز وارد دعوا و بحث نشوید، به این معنی است که یکی از شما جلوی خود را گرفته است. غیرممکن است که دو نفر همیشه در کنار یکدیگر باشند و مطلقاً در همه چیز توافق داشته باشند.

اگر تضاد صفر وجود داشته باشد، نشان می دهد که یکی از شما (یا هر دوی شما) حقیقت خود را بیان نمی کنید، که در دراز مدت می تواند بسیار مشکل ساز باشد.

اگر رابطه به نوعی تازه است، نگران عدم دعوای خود نباشید. به طور طبیعی در طول زمان اتفاق می افتد و بسیار طبیعی است که شروع یک رابطه بسیار آرام باشد.

چگونه زوج ها در یک رابطه سالم با هم دعوا می کنند

اگر هر روز با شریک زندگی خود دعوا می کنید، اگر نمی توانید با یکدیگر ارتباط برقرار کنید یا حرف یکدیگر را متوجه نمی شوید از راه های زیر کمک بگیرید:

۱٫ گوش کنید

سعی کنید با توجه کامل و منطقی گوش کنید. به مسائل همسرتان گوش دهید و سعی کنید در حالت تدافعی قرار نگیرید.

در عوض، زمانی که گیج هستید، سؤال بپرسید تا مطمئن شوید که هر دو یکدیگر را درک می کنید. گوش دادن موثر به حرف های دیگران می تواند در لحظه دعوا دشوار باشد، اما برای شکوفا شدن یک رابطه نیز ضروری است.

۲٫مسائل اصلی را شناسایی و به آن ها رسیدگی کنید

گاهی اوقات وقتی گرفتار مشاجره یا دعوا می شویم، به جای شناسایی موضوع واقعی، در چرخه بحث های سطحی گیر می کنیم و همین علت دعوا در رابطه عاشقانه می شود. بهترین راه برای شناسایی ریشه تعارض این است که نیازهای خود را بفهمید و یاد بگیرید که به چه چیزی باز می گردید.

همه ما نیازهای اساسی در روابط داریم اما نیازهای همه یکسان نیست. هنگامی که آن نیاز ارضا نمی شوند، عدم رضایت می تواند به طور پنهانی در هر بحثی وارد شود.

۳٫ به جای «تو» از «من» استفاده کنید

مفید است که در اینجا به جای سرزنش فوری شریک زندگی خود، روی خود تمرکز کنید. این کار شریک شما را از حالت تدافعی خارج کنید و گفتگو را به روشی معنادارتر و مبتنی بر راه حل قرار می دهد.

همچنین شما را مجبور می کند که مسئولیت احساسات خود را بپذیرید و در عین حال نسبت به خود و شریک زندگی خود قاطعانه و دلسوز باشید.

منبع : علت دعوا در رابطه عاشقانه | چقدر دعوا در یک رابطه زیاد است

بازدید : 1678
سه شنبه 6 دی 1401 زمان : 12:27

طلاق نباید یک اتفاق تعجب برانگیز باشد. طلاق ممکن است در هر ارتباطی ایجاد شود و معمولا زمانی که زوجین با مشکلاتی مواجه می شوند نشانه هایی با خود بهمراه دارد.. در اینجا نشانه هایی از وقوع طلاق در آینده ای نزدیک، آورده شده است.

در منابع مختلف و به گفته ی روانشناسان متعدد باید در امر طلاق، بالغانه رفتار کرد. در موارد کمی هر دوی طرفین بطور همزمان به یک تصمیم مشترک برای طلاق می رسند. گاها، یکی از زوجین، شاید آن فردی که آستانه درد پایین تری دارد، به این تصمیم می رسد که آنها دیگر نمی توانند به این زندگی مشترک ادامه دهند.

علی رغم غم و نامناسب بودن طلاق، فرد ممکن است به این نتیجه برسد که طلاق بهتر از ادامه ی این زندگی مشترک است. هرچند غالبا این مرد است که مساله ی طلاق را مطرح می کند، اما در ۷۵ درصد موارد این خانم است که خاتمه زندگی مشترک را شروع می کند.

همسری که طلاق را شروع نکرده است، ممکن است خود نیز به این نقطه نزدیک شده باشد و بلافاصله این پیشنهاد را بپذیرد که طلاق بهترین گزینه است. یا ممکن است او مقاومت کرده و بحث کند که اگر یک بار دیگر تلاش کنند ممکن است بتوانند این ازدواج را نجات دهند.

در برخی از موارد، فردی که مساله طلاق را مطرح نکرده است ممکن است کاملا شک زده شده و بحث کند که آنها ازدواج مقبولی دارند و نمی تواند اجازه دهد که خانواده از هم بپاشد و طلاق رخ دهد.

بالغانه رفتار کردن

مساله بلوغ از اهمیت بسیاری برخوردار است چرا که روشی که فرد می تواند مسائل و بالغانه رفتار کردن را مدیریت کند، مشخص می کند که آیا طلاق آزار دهنده خواهد بود یا نه قابل تحمل. ازدواج بهم نمیخورد بلکه در طول زمان فرو میریزد.

هر دفعه که یک اتفاق ناخوشایند یا آزار دهنده بدون حل شدن یا معذرت خواهی باقی می ماند، پیوندی که یک زوج را کنار هم نگه میدارد از بین می رود.

هر بار که یک همسر از تشخیص نیاز احساسی همسرش یا توجه به آن باز می ماند، این پیوندها ضعیف می شوند. هر بار که از مجادله دوری می شود چرا که زوجین توانایی انجام یک مجادله ی سازنده را ندارند و بدین ترتیب نمی توانند مسائل را شفاف سازی کنند، پیوندهای ازدواج بیشتر فرو می ریزند، و هر باز که از سکس سر باز می زنند یا از آن دوری می کنند چرا که یکی از طرفین به لحاظ عاطفی حس جدایی می کند این پروسه شتاب بیشتری به خود می گیرد؛ پروسه از بین رفتن پیوند ازدواج!

علت های بیشماری برای از هم پاشیدن ازدواج وجود دارد که شامل عدم معطوف داشتن زمان و توجه به ازدواج است که با درگیری بیش از حد در شغل یا فرزندان رخ می دهد. اما چگونه یکی از طرفین به این جا می رسد که بگوید این از هم پاشیدن، ازدواج را به نقطه طلاق کشانده است؟

دفعه ی بعد که به رستوران رفتید به زوج جوانی که غذای خود را در سکوت می خورند و هیچ ارتباط چشمی با هم ندارند و یا ارتباط چشمی شان اندک است، نگاه کنید.

این زوج اصلا درگیر ارتباط نیستند و به سادگی فقط غذای خود را می‌خورند تا بتوانند آن محل را ترک کنند. اینها زوج هایی هستند که گزینه ی طلاق هستند. ممکن است این طلاق به زودی رخ ندهد و یا اصلا رخ ندهد چرا که زوج هایی وجود دارند که فقط و فقط بخاطر خویشتن داری و ترس در کنار هم باقی می مانند. اما حداقل یکی یا دو نفر از این زوج ها متاسفانه به طلاق فکر می کنند.


چندین نشانه وجود دارد که نزدیک شدن طلاق را خبر می دهند. مهم ترین آنها عوامل زیر هستند.

  1. عدم حل و فصل اختلافات

جان گاتمن می گوید که کمبود ارتباطات و مکالمات نیست که یک ازدواج را غرق می کند بلکه کمبود و یا نبود حل و فصل موثر اختلافات است که این را باعث می شود.

زوج هایی که درگیر این نیستند که تفاوت ها را بدون آسیب زدن به ارتباط حل کنند، این اختلافات را با دوری از عدم تفاهم و مباحثه به اتمام می رسانند. یک و یا دو فرد نیز به نقطه ای از ناامیدی رسیده اند که دیگر جایی برای حل و فصل یک اختلاف و یا تفاوت با فرد مقابلشان نمی بینند.

اینگونه است که یک و یا هر دو فرد از اختلاف دوری می کنند. یک و یا هر دو نفر ممکن است هر دعوا و اختلاف را مبارزه ای ببینند که با مشاجره و دستکاری روانی فرد مقابلش می تواند بر آن پیروز شود.

اختلافاتی که تا این حد به خفت کشیده می شوند منجر به از دست رفتن احترام شده و فاصله ی بین دو نفر را زیاد کرده و به مرور باعث جدایی می شود.

  1. انزوای عاطفی

درگیری عاطفی حداقل چیز ممکن برای رشد و حفظ صمیمیت جنسی است.

در بحث در مورد احساسات، احساسات یک فرد و نیز احساسات فرد مقابل مطرح است. علاقه به زندگی احساسی با فرد مقابل و درگیری همدلانه هر یک از طرفین به زندگی احساسی، عوامل مورد نیاز برای یک ارتباط صمیمی است.

نبود این درگیری عاطفی و به عبارتی انزوای عاطفی خود نشان از این است که افراد دیگر نمی توانند در کنار هم باقی بمانند.

پیشنهاد مشاور: اشتباهات مهلک که به طلاق و جدایی ختم می شوند

منبع : نشانه هایی که وقوع طلاق را خبر می دهند

بازدید : 1571
سه شنبه 6 دی 1401 زمان : 12:23

جملاتی که نباید به کودکان گفت کمک می کند که با فرزندان خود رابطه بهتری داشته باشید.

شاید فرزندانتان زیاد با شما ارتباط برقرار نمی کنند و بیشتر وقت خود را در اتاق خود می گذرانند و به گوشی هوشمند یا رایانه خود می چسبد. می خواهید دلیل آن را بدانید؟

جملاتی که نباید به کودکان گفت

این به خاطر نحوه صحبت والدینشان با آن هاست. بنابراین در اینجا لیستی از ۱۵ چیز که والدین باید به فرزندان خود نگویند آورده شده است:

۱.«تو همیشه…» یا «تو هرگز…»

آیا تا به حال یکی از موارد زیر را به فرزندان خود گفته اید، این جملاتی که نباید به کودکان گفت بسیار مهم می باشد بنابراین از گفتن آن ها خودداری کنید:

  • «تو همیشه دیر از خواب بیدار می شوی.»
  • «تو همیشه راه آسان را انتخاب می کنی.»
  • «تو همیشه در مدرسه دچار مشکل می شوی.»
  • «تو هرگز تکالیف خود را به موقع انجام نمی دهی.»
  • «تو هیچ وقت کارهایت را به موقع انجام نمی دهی.»
  • «تو هرگز لباس های خود را در سبد لباسشویی قرار نمی دهی.»

وقتی از جملاتی که نباید به کودکان گفت مانند “تو همیشه…” یا “تو هرگز…” استفاده می کنی، فرزندانت حالت تدافعی پیدا می کنند و مکالمه را به بحث تبدیل می کنید.

از این گذشته حتما مواردی وجود دارد که تکالیف خود را به موقع انجام می دهد به جای اینکه آن ها را سرزنش کنید وقتی کار خود را درست انجام می دهند از آن ها قدردانی کنید.

بنابراین روش زیر را امتحان کنید.

مواردی را بیان کنید که فرزندان شما نمی توانند آن ها را رد کنند. برای مثال، به فرزندتان بگویید: «در هفته گذشته، سه بار، نیم ساعت دیر بیدار شدی و این باعث شد دیر به مدرسه برسی بنابراین بهتراست که در مورد آن صحبت کنید.»

۲. از کار خودت خجالت بکش

به عنوان والد، هدف این نیست که فرزندانتان را برای رفتارشان مقصر بدانید. بلکه هدف تربیت آن ها برای رعایت ارزش و قانون می باشد.

به جای گفتن اینکه باید برای کاری که انجام داده است او را خجالت زده کنید بهتر است که در مورد رفتارش با او صحبت کنید.

۳. “کار خوب!”

مطالعات نشان می دهد که در روابط سالم، نسبت نظرات مثبت به نظرات منفی تقریباً ۱ به ۶ می باشد.

اما متاسفانه در بسیاری از خانواده ها این نسبت برعکس می باشد. این بدین معنی است که نظرات منفی بسیار بیشتر از نظرات مثبت است و جملاتی که نباید به کودکان گفت بیش از اندازه به کار می رود. به این ترتیب، محیط خانه متشنج و گاهی پر از دعوا و درگیری می باشد. پس بهتر است هر چند وقت یکبار از فرزندان خود تمجید کنید.

برای اینکه ستایش معنادار باشد، باید چیز مشخصی تعیین کنید و برای آن از او قدردانی کنید.

مثال های زیر چیزهایی می باشد که می توانید از او تعریف کنید:

– « الان که تکالیف خود را به موقع انجام داده ای می توانی بیش تر تلویزین نگاه کنی.»

– «من قدردانی می کنم که در دو روز گذشته تمام کارهای خانه خود را انجام داده اید.»

– « به نظرم می تونی میز ناهار را بدون کمک بچینی»

– «قدردانی می کنم که امروز به موقع برای مدرسه از خواب بیدار شدی.»

هرچقدر بیش تر از فرزند خود قدردانی کنید، او بیش تر رفتار های مثبت و سازنده را نشان می دهد، بنابراین از جملاتی که نباید به کودکان گفت خودداری کرده و از این گفتارهای مثبت استفاده کنید.

۴. نتیجه گیری نکنید | جملاتی که نباید به کودکان گفت

اگر فرزند خود را متهم کنید ممکن است باعث شوید که دروغ بگوید به جای این از فرزند خود بپرسد که چرا این اتفاق افتاده است.

به عنوان مثال، ممکن است بگویید: «معلم شما زنگ زد و گفت که شما دیروز مدرسه را ترک کردید. چه اتفاقی افتاده است؟” ممکن است دلیل موجهی وجود داشته باشد، بنابراین عجولانه نتیجه گیری نکنید.

۵. با من بحث نکنید.

یکی از جملاتی که نباید به کودکان گفت این است که نباید با شما بحث کنند. ممکن است این را از روی عصبانیت به فرزند خود بگویید که به شما بحث نکند. این اتفاق به خصوص زمانی که احساس می کنید مورد بی احترامی قرار می گیرید رخ می دهد. اما از دیدگاه فرزندانتان، ممکن است فکر نکنند که به شما بی احترامی می کنند. هنگامی که کودکان نظر خود را توضیح می دهند، گاهی اوقات بی ادب به نظر می رسند.

البته منظور ما این نیست که شما باید تمام رفتارهای بی ادبانه را تحمل کنید، اما می گویم که کودکان باید بدانند که نظرات آن ها اهمیت دارد.

برای روش های حرف زدن با کودک پس از گفتن «با من بحث نکن» خودداری کرده و در عوض، خونسردی خود را حفظ کنید.

۶. « چون من میگم.»

این عبارت همانند عبارت شماره ۵ بوده و به همان اندازه بی اثر است.

کودکان می خواهند منطق پشت سیاست ها و قوانین خانواده را درک کنند. اگر این کار را نکنند، از آن سیاست ها پیروی نخواهند کرد و در اولین فرصت از آن ها سرپیچی خواهند کرد.

پس وقت بگذارید و منطق پشت قوانین خود را برای فرزندانتان توضیح دهید. می توانید مشکل را به عنوان یک مسئله طراحی کنید و از او بخواهید تا راه حلی مطرح کند.

۷. من به تو گفته بودم.

گفتن این جمله زمانی که فرزندانتان اشتباهی را مرتکب می شود که قبلاً به آن ها هشدار داده بودید بسیار وسوسه انگیز است. اما در مقابل این وسوسه مقاومت کنید. فرزندان شما می دانند که اشتباه کرده اند بنابراین نیازی نیست که این را به آن ها گوش زد کنید که اشتباه کرده انذد و شما از قبل به آن ها اخطار داده بودید.

برای روش های حرف زدن با کودک فرزندان خود را تنبیه کنید. اما قبل از انجام این کار به او یادآوری کنید که در کنار او هستید و او را دوست دارید.

منبع : جملاتی که نباید به کودکان گفت| ۲۵ چیزی که آینده کودک را تباه می کند

بازدید : 1067
دوشنبه 28 آذر 1401 زمان : 21:38

در طی دهه های طولانی، توانایی ما برای ارتباط برقرار کردن با مردم در سراسر جهان، به حالت انفجاری رسیده است. در واقع، اینترنت به ما اجازه داد چت کنیم، به گروههای خبری بپیوندیم یا به هر کسی در جهان ایمیل ارسال کنیم.

اختراع موبایل ها به ما این اجازه را داد تا زمانی که دور از میزکار و یا محیط خانه هستیم با مردم صحبت کنیم.

بنابراین، شبکه های اجتماعی به ما این اجازه را دادند تا با همسایه های خود، دوستان دوران کودکی، همکاران و دوستان خود با یک کلیک ارتباط برقرار کنیم و صحبت کنیم.

نهایتا این که گوشی های همراه بیش از هر از زمان دیگری ارتباط برقرار کردن را با هر فردی را الساعه و در لحظه آسان تر می کند. پس ممکن است شما فکر کنید که احساس خوبی را در مورد زندگی اجتماعی خواهید داشت؟

با این همه، هیچ وقت در تاریخ جهان ارتباط برقرار کردن به این آسانی و سرعت نبوده است.

با این حال متاسفانه، اینترنت به ما کمک نکرده است تا حس ارتباط بیشتری با افراد داشته باشیم.

مطالعات نشان می دهند که تقریبانیمی از ما حس تنهایی و انزوا می کنیم.

اینجا دلایلی است که نشان می دهد چرا ما بیش از هر زمان دیگری حس عدم ارتباط وگسیختگی ارتباطی را در عصر اینترنت و دیجیتال داریم:

۱٫ رابطه های ما سطحی تر شده اند

شما نمی توانید یک ارتباط معنی دار با فردی را شل دهید مگر اینکه در مورد مسائل واقعی خود صحب کنید و مشکلات واقعی را به اشتراک بگذارید. فشار زیادی بر روی شماست تا زندگی خود را بهتر از آن چیزی که در واقع هست نشان دهید.

پس به جای به اشتراک گذاری آنچه که در واقعیت در حال وقوع است، شما تمایل بیشتری دارید تا در مورد آخرین تشویقی خود، تعطیلات شگفت انگیز یا بهترین وعده غذایی که اخیرا خورده اید صحبت کنید.

نیاز به حفظ ظاهر که هر چیزی در حد عالی پیش می رود، باعث می شود که از زندگی واقعی دور شده و ارتباطتتان سطحی تر شود.

بدون ارتباطات معنی دار، امکان دارد شما حتی زمانی که در میان مردم هستید حس تنهایی بکنید.

۲٫ زمان آنلاین بودن ما قدرت خود را برای دیدن نشانه های اجتماعی از دست می دهیم

ما می دانیم که زمان آنلاین بودن با قابلیت افراد برای دیدن و خواندن نشانه های اجتماعی در تقابل است.

حتی مطالعه ای انجام یافته است که نشان می دهد کودکان با دوری پنج روزه از وسایل دیجیتال خود بهتر می توانند احساسات افراد دیگرا بخوانند.

به نظر می رسد که زمان آنلاین بودن و زمان گذراندن با گوشی و تپلت حتی با قابلیت افراد بزرگسال برای هوش اجتماعی اشان در تقابل است. با این همه، ارتباط برقرار کردن با ایموجی ها خیلی متفاوت با یک مکالمه ی رو در رو است.

شما می توانید مسائل بسیاری را در مورد این که فرد چه چیزی در فکرش می گذرد و یا چه احساسی دارد را تنها با خواندن حالات صورتش و نه کلامش را بفهمید.

اما اگر صورتتان دائما پشت گوشی یا تپلت باشد یا اگر زمان بسیار زیادی را برای استفاده از وسایل دیجیتال خود بگذرانید، نمیتوانید این موراد را بفهمید.

منبع : چرا اینترنت باعث می شود ما تنهاتر از هر زمان دیگری شویم

بازدید : 1577
دوشنبه 28 آذر 1401 زمان : 21:35

خشم و عصبانیت ساده به وسیله ی کودک در اویل زندگی اش، وسیله ای برای بیان مخالفت با والدین و دیگران است. گریه، جیغ، به زمین کوبیدن خود، کوبیدن سر به دیوار، جلوگیری از تنفس، عدم توجه به محیط ، دلیلی بر اثبات این ناراحتی می باشد. در ماه های اولیه ی زندگی، منشا اصلی عصبانیت کودک ، ترس از دست دادن مادر است. گاهی دلیل این عصبانیت های کودک، بی خوابی است. احتما دارد که لجاجت و عصبانیت کودک واکنشی کوتاه مدت و اما بسیار شدید او در مقابل کوچکترین سرخوردگی باشد.

احتمال دارد که علت این برخورد کودک، به دلیل عدم موفقیت کودک در انجام کاری، به علت ممانعت اطرافیان باشد. در این صورت کودک عصبی شده و از خود خشم و لج بازی بروز می دهد و گاهی اوقات ممکن است که کلماتی رکیک و نامفهومی را به زبان بیاورد. و یا امکان دارد که با نشان دادن عکس العمل هایی همانند؛ کوبیدن سر به زمین، جیغ کشیدن، جلوگیری از تنفس، گریه کردن و… خشم و مخالفت خود را بیان کند. گاهی هم امکان دارد که عصبانیت و لجاجت کودک باعث تشنج در او شود و کودک به اغماء و بی هوشی برود.

منبع : لجاجت و کج خلقی کودک

بازدید : 1588
يکشنبه 27 آذر 1401 زمان : 20:32

دعوا بخشی از ارتباط میان زوجین را شکل می دهد. به دلیل اینکه دو فرد کامل یکسان نیستند و در مورد جهان پیرامون خود دیدگاه های مختلفی دارند. ما زوجینی را می بینیم که در موضوعات مختلف با هم تفاوت سلیقه و عقیده دارند. این امر بستر رویکردهای مشاوره ازدواج را شکل می دهد. در واقع زوجین متفاوت نیاز به رویکرهای مشاوره ای مختلف دارند.

چرا مشاوره زوج ها مهم است؟

دعوای بین زوجین گاهی می تواند سازنده باشد و گاهی تهدیدی جدی برای رابطه به حساب می آید. دعوا نکردن زوجین در رابطه غیر ممکن است اما این دعواها کم کم به کل رابطه را تحت الشعاع خود قرار می دهد و مهمترین منبع استرس و دلخوری زوجین می شود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند.

بنابراین باید یاد بگیریم چگونه با این دعواها مواجه شویم و بجای آسیب به رابطه، رابطه را تقویت کنیم.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان می شود و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

در جلسه مشاوره ازدواج چه می گویند؟

جلسه مشاوره ازدواج به سه بخش تقسیم می شود:

بخش اول شناسایی ویژگی های شخصی هر زوج به صورت جداگانه

بخش دوم: بررسی رابطه زوجین

بخش سوم: آموزش و آمادگی برای ازدواج

در بخش اول از تست های و آزمون های شناختی و روانشناسی استفاده میشود و مشاور و روانسج آن ها را تحلیل می کند. اگر یکی از زوجین درگیر اضطراب، افسردگی، وسواس، دوقطبی باشد، تشخیص داده شده و پیش از ازدواج به درمان آن پرداخته می شود. برای نمونه مرکز مشاوره ستاره ایرانیان کاملاترین مجموعه آزمون ها شناختی را دارد که توسط روانسنج تحلیل می شود.

در بخش دوم نوع برقراری ارتباط میان زوجین بررسی می شود. آیا زوجین می توانند بعد از ازدواج نیازهای (عاطفی – جنسی – اجتماعی و غیره ) یکدیگر را پاسخ دهند؟ آیا تفاوت ها اجازه می دهد این دو زوج زندگی موفقی داشته باشند؟

بخش سوم: اگر زوجین مناسب یکدیگر بودند به آنان کمک می شود تا خود را برای آغاز زندگی مشترک آمده کنند. چگونه اختلافات خود را بعد ازدواج حل کنند و چه رفتارهایی در قبال خانواده، دوستان و همکاران داشته باشند؟

تست مشاوره ازدواج

دو نوع تست مشاوره ازدواج وجود دارد:

نوع اول تست های ازدواج عمومی: این تست ها پاسخ مشخصی دارد و مجموعه کامل آن را به صورت رایگان می توانید دانلود کنید. مثلا “فول تست ” که هم برنامه اندروید و هم IOS دارد و کاملا رایگان است.

نوع دوم تست ها و آزمون های روانشناسی و شناختی تحلیلی است. این تست ها به صورت منحصر به فرد و با توجه به ویژگی های شخصی هر فرد توسط روانسنج تحلیل شده و روانشناس نیز بر تحلیل آن نظارت دارد. این تست ها در مراکز مشاوره معتبر صورت می گیرد.

نوع و تعداد تست بر اساس نظر مشاور ازدواج می تواند متفاوت باشد. یا حتی اگر اختلال روانی مشاهده شد تست جدایی برای فرد گرفته می شود.

مشاوره ازدواج آنلاین

در سایت مشاوره در پایین تمامی صفحات مشاوره ازدواج آنلاین ارائه می شود و این امکان را برای زوجین فراهم می کند تا صوالات خود را مطرح کنند و دلیل حجم بالای سوالات ظرف مدت یک روز پاسخ شما در همان صفحه ارسال می شود. شما می توانید با مشخصات و نام مستعار سوال بپرسید و کسی متوجه هویت نشود.

البته مشاوره ازدواج آنلاین هیچگاه کیفیت مشاوره حضوری را نداشته و مشاوره حضوری پیش از ازدواج به تمامی زوجین پیشنهاد می شود.

هزینه مشاوره ازدواج

هزینه مشاوره ازدواج در مراکز متفاوت است و برخی تعرفه های دولتی در نظر گرفته می شود. این تعرفه ها به صورت سالانه و گاه شش ماه یکبار اعلام می شود. متاسفانه برخی کلینک ها ممکن است این تعرفه ها را رعایت نکنند. یا خدمات با کیفیتی را ارائه ندهند پس در انتخاب مرکز مشاوره دقت کنید.

مشاوره ازدواج رایگان

به صورت رایگان مشاوران ما در تمامی صفحات سایت به شما مشاوره ازدواج رایگان ارائه می دهند. البته برخی مراکز برای افرادی که توان مالی مناسبی ندارد تخفیفاتی را در نظر گرفته است. مثلا مرکز مشاوره ستاره ایرانیان برای جوانان کم درآمد شرایط مناسبی جهت مشاوره ازدواج فراهم کرده است و برخی افراد خیر کل هزینه مشاوره افراد فاقد درآمد را پرداخت می کنند.

سوالات مشاوره ازدواج

کاملترین مجموعه سوالات مشاوره ازدواج برای شما به تفکیک جلسه فراهم شده است.

این سوالات باید از طرف مقابل پرسیده شود تا علاوه بر شناخت، زوجین را برای زندگی مشترک آماده کند.

روش های مشاوره ازدواج

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن حاصل بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در کلینیک های روانشناسی بوده و روی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی قرار گرفته است.

روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کنید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید.

روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های سرزمین عاشقانه روابط خود را ترسیم کنید و در این نقشه نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان را بازسازی کنید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود.

این روشی از مشاوره زوجین است که به شما کمک می کند تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مسئله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما می خواهد که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک می کند که بخش های منفی از داستان خود را بازنویسی کنید.

مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما با آن درگیر است، مشخص می شود و این سبب می شود که شما دید جدیدی به موقعیت خود پیدا کنید.

روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مشکلات از زوایای مختلف نگاه کنید:

شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ ندهد مخفی باقیمی ماند و به شما آسیب می رساند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که در حل مشکلات شما و همسراتان بسیار موثر است.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص از روش بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.


۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچندعاطفه درمانی در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید درمان ویژه ای را مدنظر قرار داد.

معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان عاطفی سه هدف عمده دارد:

  1. شناخت نسبت به احساسات
  2. تقویت پاسخ های احساسی مهم
  3. گسترش احساسات

به عنوان تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان استفاده می شود. درمان در طول تعاملات موقعیت هر شریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رابطه بهبود یافته است.

۴٫ روانشناسی مثبت نگر در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت نگر بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد و بر این باور است که شادی ناشی از عوامل دهنی و احساسی است. این نوع روانشناسی به تقویت تصویر ذهنی و احساسی ما نسبت به شادی می پردازد.

روانشناسی مثبت نگر به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اتفاق افتادن، تشخیص دهید. در صورتی که معمولا خاطرات شاد را یادآورد می شوند و در لحظه در شادی ها لذت نمی برند.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه حال زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت نگر را مفرح و رهایی بخش می دانند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود.

درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : ۹ تکنیک برتر در مشاوره ازدواج بر اساس جدیدترین روشهای روانشناسی

بازدید : 1021
يکشنبه 27 آذر 1401 زمان : 20:28

نوجوان مضطرب

نوجوان مضطرب – تمامی افراد در طول زندگی خود با مشکل اضطراب مواجه می شوند چرا که به هر حال در تمامی زندگی ها و روند رشد افراد در طول زندگی مشکلات و دغدغه هایی وجود دارد که می تواند به شدت بر میزان استرس و اضطراب افراد تاثیر گذار باشد. طبیعی است که تمامی افراد در مقابله با موقعیت های تنش زا و پر استرس زندگی خود درگیر اضطراب شده و با این مشکل اساسی دست و پنجه نرم می کنند. اضطراب امری طبیعی است که در مواقع تنش زای زندگی برای هر فردی و در هر سنی پیش می آید اما اگر مقدار و زمان آن در فرد زیاد و طولانی شود فرد به اضطرابی مبتلا است که از حالت طبیعی خود خارج شده و نیاز به بررسی دارد. به طور کلی اضطراب یک حس ناخوشایند است که در پی به وجود آمدن موقعیت های ناگوار که برای هرفردی هم می تواند متفاوت باشد به وجود می آید.

نوجوانان به عنوان کسانی که با مشکلات و تغییرات خلقی و مواردی از این قبیل مواجه می شوند و نیز سالمندان و طبقات اقتصادی فقیر بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب هستند و افراد مرفه و مردها و جوانان کلا کمتر به بیماری اضطراب مبتلا می شوند. نوجوان مضطرب می تواند در نتیجه ترس ناشی از تغییرات جسمانی و تغییرات صدا، ترس ناشی از پذیرفته نشدن نزد دیگران، ترس ناشی از بلوغ زود رس به خصوص در دختران، ترس ناشی از بلوغ دیر رس به خصوص در پسران، ترس ناشی از زشت شدن قیافه و هیکل نزد نوجوانان دختر و پسر و مواردی از این قبیل به وجود بیاید. بهترین راه برای جلوگیری از ایجاد اضطراب ناشی از ترس از بلوغ زود رس و یا دیر رس در نوجوانان اطلاع دادن و آگاهی به موقع آنها از این موارد است. قبل از اینکه نوجوان به سن بلوغ برسد و علائم ثانویه بلوغ در او هویدا شود نیاز است تا خانواده ها با رعایت مسائل اخلاقی و شرعی نکات مورد نیاز در مورد بلوغ را به آن ها آموزش داده تا در نتیجه ترس آن ها شاهد اضطراب بیشتری نباشند. لازم است تا مربیان و مشاوران فرد نوجوان توضیحاتی مناسب در دوران نوجوانی به فرد داده تا از انحراف و مشورت او با افراد هم سن و سال و کسانی که شاید او را در زمینه جنسی به انحراف بکشانند جلوگیری نمایند.

منبع : نوجوان مضطرب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 437
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 221
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 227
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 450
  • بازدید ماه : 1181
  • بازدید سال : 270139
  • بازدید کلی : 7497538
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی