loading...

حسام قدس

بازدید : 3076
پنجشنبه 10 تير 1400 زمان : 12:37

بر اساس باورهای قدیمی زنان مسئولیت خانه و مردان مسئولیت کار بیرون از خانه را به عهده دارند، اما امروزه که زنان و مردان به یک میزان کار می کنند، کار خانه نیز باید بین زنان و مردان تقسیم شود. اما برخی از مردان هنوز با این مسئله کنار نیامده اند. این مطلب به شما کمک می کند تا همسرتان را ترغیب کنید تا همکاری در خانه داشته باشند.

ابتدا مثال های زیر را بخوانید تا متوجه شوید چرا مردان باید در کار خانه به همسر خود کمک کنند.

  • سپیده 28 ساله، متاهل و شاغل است. هر روز صبح او به همراه همسرش از منزل خارج می شود و کمی زودتر از همسرش به خانه بر می گردد. بعد از برگشت به منزل مجبور است که به کارهای خانه رسیدگی کند. اما از آنجایی که او در محل کار خود بسیار خسته می شود، توان کافی برای رسیدگی به تمام کارهای خانه را ندارد. گاهی به این فکر می کند که شغلش را رها کند اما از یک طرف خانه نشینی به او حس بدی می دهد، از طرفی می داند که اگر کار نکند از نظر اقتصادی به او و همسرش فشار وارد می شود. او بارها از همسر خود خواسته که به او در کارهای منزل کمک کند، گاهی با کنایه، گاهی با عصبانیت، گاهی با غر زدن اعلام کرده که نیاز به کمک همسر دارد اما همسرش همکاری لازم را نمی کند و ترجیح می دهد بعد از اینکه از سرکار بر می گردد روی مبل لم دهد و استراحت کند. سپیده گاهی فکر می کند با این وضعیت هیچ گاه نمی تواند بچه دار شود و باید قید بچه دار شدن را بزند، چون در صورت بچه دار شدن روزهای سختی را پیش رو خواهد داشت.
  • فاطمه زنی 35 ساله، متاهل، خانه دار و صاحب دو فرزند است. قبل از اینکه فرزند دومش به دنیا بیاید به راحتی و بدون کمک همسر، کارهای خانه را انجام می داد بدون اینکه شکایتی نسبت به شرایط داشته باشد. اما با متولد شدن فرزند دوم، شرایط فرق کرد. مسئولیت های فاطمه بسیار زیاد شد و گاهی پیش می آید که هر دو فرزند فاطمه شروع بهانه گیری و لجبازی می کنند و همین امر، شرایط را بدتر می کند . گاهی آنقدر کارهای فاطمه در منزل زیاد می شود و آنقدر درگیر رسیدگی به بچه ها است که فرصت غذا درست کردن پیدا نمی کند. هرچند که هر طور شده تمام تلاشش را می کند که به تمام کارهایش برسد اما خستگی جسمی و روحی زیادی را تحمل می کند و گاهی با خود فکر می کند که دیگر هیچگاه فرصت استراحت و تفریح را نخواهد داشت. او هیچگاه شکایتی به همسر خود نمی کند و هیچوقت هم ازاو در خواستی برای کمک در کارهای منزل نمی کند چون او هم، با توجه به شرایط خانوادگی که داشته اینطور فکر می کند که کارهای خانه تماما بر عهده خانم است و همین امر سبب شده است که با وجود فشارهایی که به وی وارد می شود هیچگاه از همسر خود درخواست کمک در انجام کارهای خانه را نکند. اما مشکلی که وجود دارد این است که فاطمه در معرض اختلال افسردگی است و این بسیار دردناک است.

روایتی از زندگی سپیده و فاطمه را خواندید، طبیعتا آن ها شرایط سختی را می گذرانند، علاقمندی سپیده به شغلش در یک طرف، فشار اقتصادی در یک طرف، تحت فشار قرار گرفتن به دلیل مسئولیت های زیاد در یک طرف و در مقابل همه این ها احساس درک نشدن از طرف همسر می تواند بسیار ناراحت کننده باشد.

دلایل عدم همکاری در کار خانه

اما در این جا این سوال پیش می آید که آیا براستی دلایل عدم همکاری مردان در کارهای منزل چیست؟ چرا آقایان نمی توانند همسرشان را در این مسئله درک کنند؟

دلایل مختلفی می تواند در این امر دخیل باشد که در زیر به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم.

همکاری شوهر در کار خانه

  • تاثیر عقاید پیشین

در جامعه مردسالاری گذشته مردان بسیار قدرت طلب بودند، تمایل زیادی به کارهای دشوار و پرخطر در بیرون از منزل داشتند و به این دلیل که معتقد بودند زن موجود ظریف و حتی بعضا ضعیفی بوده است کارهایی را که قدرت بدنی کمتری نیاز داشتند را به او می سپردند و همین امر باعث می شد که کارهایی مثل آشپزی و خانه داری کارهای آسان و زنانه محسوب شوند و اگر مردی سراغ همچین کارهایی می رفت در واقع ضعیف بودن خودش را نشان می داد.

نقل کردن این اعتقاد به معنی درست بودن آن نیست، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم چنین عقیده ای در گذشته وجود داشته و همین امر سبب شده است که در حال حاضر هم بسیاری از آقایان انجام دادن کارهای خانه را برای خود نپسندند و احساس کنند که قدرت و توانمندی شان زیر سوال رفته است.

  • تغییرات فرهنگی و اجتماعی سریع

همه ما می دانیم که در دهه های اخیر شرایط اجتماعی و فرهنگی تغییرات بسیار سریع و زیادی داشته. در گذشته این میزان از حضور خانم ها در اجتماع مرسوم نبوده و اکثر آقایان مادران خود را در منزل و در حال انجام دادن کارهای خانه مشاهده کرده اند، این در حالی است که مشاهده ای از بابت کمک پدرانشان به مادرانشان مشاهده نمی کرند، طبیعی است که این طرحواره در ذهن مرد شکل گرفته باشد که کارهای خانه با زن می باشد و مرد تحت هیچ شرایطی وظیفه ای در این زمینه ندارد. اما تغییرات فرهنگی و اجتماعی که درحال حاضر رخ داده است سبب تغییراتی در سبک و شیوه زندگی افراد شده که ممکن است خیلی از افراد هنوز با این سبک و شیوه زندگی سازگاری نداشته باشند و به همین دلیل نتوانند منطبق با شرایط موجود رفتار کنند.

پیشنهاد مشاور:تغییر رفتار همسر بعد از ازدواج ممکن است؟ اثر پیگمالیون

  • عدم مهارت

برخی از آقایان نیز تمایل به کمک کردن دارند اما مهارتی در این امر ندارند و حتی ممکن است بارها به دلیل خرابکاری در حین انجام کار خانه این جمله را از همسرشان شنیده باشند که کار نکردن تو بهتر از کار کردنت است و همین یک جمله کافی است تا مرد، دیگر تمایلی به کمک کردن در کارهای منزل نداشته باشد.

  • مشخص نبودن وظایف

گاهی پیش می آید که خانم خانه فقط از این امر به همسرش شکایت می کند که تو به من کمک نمی کنی، و ممکن است به همسرش بگوید که به من کمک کن! به نظر شما در این شرایط چه اتفاقی می افتد؟ آیا همسر شما می داند که دقیقا باید چه کاری انجام دهد؟ آیا می تواند تشخیص دهد که در چه کاری شما نیاز به کمک دارید؟ بدیهی است که در چنین صورتی مرد این نوع شکایت را جدی نمی گیرد و تلاشی برای کمک به شما نمی کند.

حال این سوال پیش می آید که چطور می توانیم همسرمان را به انجام کارهای خانه ترغیب کنیم؟

ترغیب همسر برای انجام کارهای خانه

همان طور که بیان شد مردان دلایل مختلفی برای فرار از کار خانه دارند، حال باید بدانیم چگونه می توانیم آن ها را ترغیب به انجام کارهای خانه کنیم:

  • واقع بین باشید

واقع بینی مسئله ای است که در اکثر موارد می تواند کمک شایانی به شما بکند تا درک درستی از شرایط داشته باشید و با استفاده از درک درست از شرایط بتوانید به بهترین نحو و درست ترین شیوه رفتار کنید.

همانطور که اشاره کردیم، بسیاری از مردان هنوز هم تحت تاثیر عقاید گذشته قرار دارند و همین امر سبب می شود که با وجود مشاهده سختی های شما هیچگاه به خودشان اجازه ندهند که در کارهای منزل به شما کمک کنند. طبیعی است که چنین طرز تفکری برای شما خوشایند نباشد اما این واقعیتی از تفکر بسیاری از آقایان است و شما نمی توانید به یکباره انتظار تغییر آن را داشته باشید. بلکه نیاز است که دیدگاه همسرتان را در نظر بگیرید و بپذیرید و بعد در جهت تغییر آن اقدامات لازم را انجام دهید. تغییر دیدگاه می تواند با استفاده از گفت و گوی منطقی و البته تاکید بر حفظ اقتدار مرد و همینطور معاشرت با افرادی که همسرانشان در منزل کمک می کند، به مرور صورت بگیرد.

  • انتظارات معقولانه داشته باشید

در ابتدا سعی کنید که شرایط همسرتان را در نظر بگیرید، اگر که همسرتان وظایف شغلی سنگینی دارد و ساعات زیادی را بیرون از منزل می گذارند و شما فردی خانه دار هستید و وظایف سنگینی ندارید، انتظار بیش از حد از همسرتان نداشته باشید، خستگی او را در نظر بگیرید و سعی کنید مسئولیت کارهای منزل را خودتان بر عهده بگیرید، این یک تقسیم کار است: کارهای بیرون از منزل و رفع مایحتاج مالی با همسرتان و کارهای خانه با خودتان. البته این کاملا قابل درک است که شما دوست دارید همسرتان گاهی کنارتان باشد و کمکتان کند اما زمانی که او خسته است فرصت مناسبی برای چنین درخواستی نیست، می توانید در روزهای تعطیل از او درخواست کمک کنید.

اما اگر که به دلیل تولد فرزند، کارهای شما در منزل زیاد است و یا اینکه شاغل هستید کاملا منطقی است که از همسرتان انتظار کمک داشته باشید اما بازهم نیاز به تقسیم کار است و نباید یک نفر بیشتر از دیگری کار کند.

منبع : همکاری شوهر در کار خانه| چگونه شوهرم را ترغیب کنم در کار خانه کمک کند؟

بازدید : 1685
جمعه 4 تير 1400 زمان : 0:04

وسواس عموما فکر یا عمل آزاردهنده ای است که فرد توان کنترل آن را ندارد. وسواس فکری جنسی نیز شامل افکاری می شود که محتوای جنسی دارند و به صورت مکرر در ذهن فرد مرور می شوند به طوری که فرد در بسیاری از مواقع درمانده و خسته می شود و از گرایش جنسی و فعالیت جنسی خود لذت نمی برد.

قبل از پرداختن به وسواس فکری جنسی، نیاز است که برای فهم و درک بهتر موضوع توضیح مختصری در مورد اختلال وسواس شرح دهیم و بعد اختصاصا به مفهوم وسواس فکری جنسی بپردازیم.

اختلال وسواس

اختلالات وسواسی اصطلاحا به اختلال وسواس فکری – عملی یا OCD معروف است.

در این اختلال، فرد افکار خاصی را به طور مکرر تجربه می کند که به آن ها وسواس فکری یا obsession می گویند یا اینکه نیاز به انجام مکرر اعمالی خاص، در فرد احساس می شود که به آن ها compulsions یا وسواس عملی می گویند.

وسواس های فکری گاه به تنهایی بروز می یابند و گاهی نیز افکار و اعمال وسواسی همراه با یکدیگر بروز پیدا می کنند. به اینصورت که فرد افکار وسواسی آزاردهنده را به طور مکرر در ذهن تجربه می کند و در حین تجربه این افکار دچار اضطراب و تنش می شود و برای اینکه از استرس و اضطراب ناشی از افکار وسواسی خلاصی یابد، دست به انجام اعمال وسواسی می زند.

برای مثال فرد مدام نسبت به بستن شیر گاز یا قفل در ماشین شک می کند و مدام این فکر را در ذهن می پروراند که مبادا شیر گاز را نبسته باشد یا در ماشین را قفل نکرده باشد، در این حالت فرد برای اینکه بتواند اضطراب و استرس درونی خود را کاهش دهد مدام شیر گاز و قفل ماشین را چک می کند.

انواع وسواس

وسواس می توانند انواع مختلفی داشته باشند:

  • وسواس شست و شو

شستن دست ها بیش از حد معمول یا به روشی خاص، مثلا 7 بار شستن دست ها

تمیز کردن و نظافت بیش از حد وسایل منزل یا ماشین

داشتن قواعد خاص برای مسواک زدن، دوش گرفتن یا دستشویی رفتن

  • وسواس مذهبی

انجام دادن اعمال مذهبی به شیوه ای خاص

  • وسواس تکرار

تکرار حرکات بدنی (مثال ضربه زدن با انگشت، چشمک زدن، تکان دادن سر و غیره )

تکرار فعالیت های روزمره (مثلا قبل از غذا خوردن یکبار قاشق را بالا، پایین کردن)

نکته: دقت کنید که وسواس تکرار را با اختلال تیک اشتباه نگیرید، در اختلال تیک فرد به صورت غیر ارادی و ناآگاهانه رفتاری را انجام می دهد، اما در وسواس تکرار فرد به صورت کاملا آگاهانه و مکرر این اعمال را انجام می دهد چون تصور می کند اگر این کارها را انجام ندهد حتما اتفاق بدی می افتد و یا نظم زندگی او به هم می ریزد.وسواس احتکار

جمع کردن و انباشتن وسایل غیر کاربردی و آسیب دیده به صورت افراطی، با این هدف که یک روزی این وسایل به درد می خورند، محل زندگی افرادی که اختلال احتکار دارند معمولا بسیار به هم ریخته است و معمولا اطرافیان و خانواده فرد شاکی هستند و گاهی از این امر شکایت می کنند که ما حس می کنیم در انبار یا آشغال دانی زندگی می کنیم.

  • وسواس چک کردن

چک کردن مداوم وضعیت جسمانی از طریق آزمایشات پزشکی مختلف

زنگ زدن مداوم به عزیزان به منظور اطمینان از سلامتی آن ها

چک کردن مداوم شیر گاز، قفل در و پنجره ها و غیره به منظور جلوگیری از بروز اتفاق

  • وسواس تقارن و نظم

استفاده از اصول خاص برای قرار دادن اشیا و لباس ها بر سر جای خودشان بر اساس رنگ، تقارن و غیره

  • وسواس آلودگی و وسواس نجسی و پاکی

انزجار از ادرار و مدفوع خود به سبب آلودگی و نجاست

ترس از آلاینده های محیطی

  • ترس از دست دادن کنترل خود

نگرانی بابت آسیب رساندن به خود، عزیزان و اطرافیان

نگرانی و ترس بابت توهین کردن و بی احترامی به دیگران در حضور جمع

ترس از دزدیدن اشیا

  • وسواس جنسی

افکار یا تصاویر جنسی ممنوعه

افکار یا تخیلات جنسی در مورد دیگران

افکار یا تصاویر جنسی درباره کودکان یا نزدیکان

افکار آزاردهنده در مورد رفتار خشونت آمیز جنسی با دیگران

به طور کلی، وسواس ها می توانند بسیار گسترده باشند، طبیعتا اشاره به همه آن ها و توضیح در مورد همه آن ها در این مقاله ممکن نیست اما همانطور که پیش تر اشاره کردیم وسواس، هر فکر مکرر و آزاردهنده و هر عمل غیر قابل کنترلی را که بسیار هم وقت گیر و زمانبر هستند را شامل می شود.

وسواس فکری جنسی نیز از این قاعده مستثنی نیست، در وسواس فکری فرد به شدت از افکار ذهنی خود رنج می برد، مدام تلاش می کند آن ها را کنترل کند و از آن ها اجتناب کند اما موفق نمی شود، فردی که وسواس فکری جنسی را تجربه می کند در بسیاری از مواقع احساس گناه و انزجار از خود می کند.

در ادامه در مورد وسواس فکری جنسی بیشتر توضیح می دهیم:

  • نکند در حین رابطه جنسی، کثیف یا بیمار شوم؟
  • اگر ملحفه و رخت خواب کثیف شود چه؟
  • باید بعد از تمام شدن رابطه، فورا به حمام بروم.
  • طبق اصول رابطه مان را پیش نبردیم حالا باید چه کنم؟
  • نباید با همسرم رابطه برقرار می کردم، اگر فردا خواب بمانم و در محل کارم دیر حاضر شوم چه؟
  • اگر به آن پسر بچه تجاوز کنم چه اتفاقی می افتد؟
  • اگر به همسرم خیانت کنم لایق زندگی نیستم.

این ها افکاری است که یک فرد وسواس فکری جنسی مدام در ذهن خود تکرار می کند.

افکار وسواسی جنسی می توانند به صورت تمایلات یا تصویرهایی در مورد جنس مخالف باشند.

مثلا فرد مدام محارم خودش را به صورت عریان تصور می کند و یا اینکه برقراری رابطه جنسی با آن ها را برای خود متصور می شود. طبیعی است که در صورت مرور چنین افکاری، فرد به شدت احساس گناه و عذاب وجدان را تجربه می کند و برای رهایی از این افکار سعی می کند از راهبردهای اجتنابی استفاده کند، به اینصورت که از ارتباط با اعضای خانواده خود اجتناب می کند و برای این کار خودش را در اتاق حبس می کند یا مدت طولانی را در بیرون از منزل سپری می کند، این فرد ممکن است مدام استغفار کند و خودش را مستحق مجازات های سخت بداند.

مورد دیگر می تواند نگرانی فرد نسبت به گرایش جنسی خود باشد، به اینصورت که فرد مدام نگران این مسئله است که نکند هم جنس گرا باشد، این فکر در شرایطی است که فرد هیچگونه تمایلات هم جنس گرانه در درون خود احساس نمی کند و فقط ترس از این موضوع است که ذهنش را درگیر کرده است. چنین فردی با کوچکترین نشانه ای مهر تاییدی بر افکار خود می زند، به اینصورت که اگر در استخر یا باشگاه، فردی هم جنس خودش را ببنید و نظرش برای لحظه ای به سمت آن فرد جلب شود و نگاهش کند، چنین رفتاری را نوعی گرایش جنسی به هم جنس خود قلمداد می کند. این فرد ممکن است مدام با مراجعه به پزشک، گرایش جنسی خودش را مورد بررسی قرار دهد.

خانم یا آقایی که بدون اینکه رابطه جنسی فراتر از رابطه زناشویی با همسرش داشته باشد، مدام ترس از این دارد که به همسرش خیانت کند، چنین فردی ممکن است به شدت از هر گونه ارتباطی با جنس مخالف خودداری کند، به اینصورت که حتی از صحبت کردن و ارتباط چشمی با همکاران جنس مخالف خود نیز، خودداری می کند.

نگرانی در مورد انواع بیماری های مراقبتی و جنسی نیز از جمله وسواس های فکری جنسی است.

فردی که مدام از ترس اینکه نکند به بچه ای از نظر جنسی آسیب وارد کند و به او تجاوز کند، نمونه ای از یک فرد مبتلا به وسواس فکری جنسی است.

افکار وسواسی مربوط به تمیزی و پاکی نیز از جمله موارد شایع در اختلال وسواس فکری جنسی است. اجتناب از رابطه جنسی و احساس چندش باعث می شود که فرد از برقراری رابطه جنسی اجتناب کند. این اجتناب کردن می تواند دامنه وسیعی از لمس کردن بدن یا تماس ترشحات بدن را شامل شود.

معیارهای لازم برای تشخیص اختلال وسواس فکری جنسی

  • تکرار شونده در یک تم و محتوای خاص
  • عدم کنترل و مقامت فرد در برابر افکار مزاحم
  • وقت گیر و زمانبر بودن افکار و اعمال مربوط به آن
  • خستگی پذیر افکار و اعمال، به طوری که انرژی زیادی از فرد بگیرد.
  • اخلال در تمام فعالیت های اجتماعی، فعالیت های شغلی، روابط خانوادگی و دوستی فرد

وسواس فکری جنسیآیا وسواس فکری جنسی همان خیالپردازی جنسی است؟

نکته حائز اهمیت این است که وسواس های فکری جنسی با خیالپردازی های جنسی تفاوت دارند و نباید به اشتباه این دو را باهم یکی بدانیم.

در خیالپردازی جنسی، فرد از افکار خود لذت می برد و حتی ممکن است تمایل داشته باشد که این افکار به واقعیت بپیوندند اما در وسواس فکری جنسی، مرور افکار در ذهن فرد آزاردهنده است و فرد مبتلا به وسواس فکری جنسی، از این مسئله که روزی افکارش به واقعیت بپیوندد به شدت هراسان است.

در واقع می توانیم بگوییم که خیالپردازی های جنسی خوشایند و وسواس های فکری جنسی ناخوشایند هستند.

تاثیر وسواس فکری جنسی بر عملکرد جنسی

عملکرد جنسی سالم، بخش مهمی از تجارب انسان محسوب می شود. در حقیقت یک مشخصه عملکرد روانی سالم، وضعیت جنسی بهنجار می باشد. متاسفانه نتایج تحقیقات نشان می دهد که وسواس های فکری جنسی تاثیر منفی بسیار زیادی بر عملکرد جنسی افراد دارند و رضایت جنسی و کیفیت رابطه زناشویی را کاهش می دهند.

افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری جنسی، احساس نیاز افراطی به کنترل افکارشان را دارند در حالی که لازمه ارگارسم این است که فرد خودش و ذهنش را رها کند، اما در بیماران مبتلا به این اختلال چنین اتفاقی نمی افتد و کاملا بدیهی است که که افراد مبتلا به این اختلال دچار اختلال عملکرد جنسی شوند و از رابطه جنسی خود رضایت نداشته باشند.

همچنین به نظر می رسد که این بیماران به اندازه کافی احساس آرمیدگی ندارند و همین عامل باعث می شود که این افراد نتوانند به اندازه کافی در رابطه جنسی فعال باشند و این حواس پرتی هنگام فعالیت جنسی با برانگیختگی جنسی تداخل پیدا می کند.

به طور کلی می توان گفت اجتنابی که در بیماران مبتلا به وسواس فکری جنسی وجود دارد، بر روی عملکرد جنسی آن ها تاثیر می گذارد و موجب کاهش میل جنسی می شود.

منبع : شناسایی و درمان وسواس فکری جنسی از نظر روانشناسی

بازدید : 1251
جمعه 4 تير 1400 زمان : 0:01

شناخت مردان، توصیه هایی برای شناخت بهتر مردان

تفاوت های بسیاری میان زنان و مردان وجود دارد و با شناخت مردان می توان علت بسیاری از رفتار های آن ها را کشف کرد به عنوان مثال بسیاری از خانم ها از بی توجهی و سرد بودن همسرشان شاکی هستند، در صورتی که بی توجهی آن ها می تواند به خاطر تفاوت های فیزیولوژیکی و تربیتی آن ها باشد اگر در مورد رفتار ها و خصوصیات مردان آگاهی داشته باشید به شما کمک می کند تا روابط خود را بهبود بخشید و همچنین روانشناسان در این خصوص می توانند اطلاعات خوبی را به شما بدهند و به شما کمک کنند.

شناخت مردان، روانشناسی مردان

خصوصیات مردان با زنان متفاوت می باشد به طوری که آن ها نمی توانند مانند زنان روی چند موضوع همزمان تمرکز داشته باشند و ساختار مغزی شان متفاوت می باشد و در صورتی که دوست دارید بهترین جواب را بگیرید باید سعی کنید تا تمرکزشان را به هم نزنید به عنوان مثال اگر مشغول تماشای تلویزیون هستید از آن ها توقع نداشته باشید تا به حرف های شما گوش دهند و نظرشان را بیان کنند زیرا این کار برای آن تقریبا غیرممکن و سخت و دشوار است.

شناخت مردان، تفاوت های مردان

مردان و زنان در چند مورد با یکدیگر تفاوت دارند و در صورتی که این تفاوت ها را بشناسید به شما کمک می کند تا با خصوصیات مردان آشنا شوید، در ادامه این مقاله برخی از تفاوت ها را مورد بررسی قرار داده ایم.

  1. فیزیولوژیک

نیم کره راست مغزی در مردان مخصوص اعمالی مانند کسب مهارت های فیزیکی، تطابق چشمی و ماهیچه ای می باشد و نسبت به نیم کرده چپ شان بزرگ تر می باشد، اما نیم کره راست در زن ها از نیم کره چپشان کوچکتر است و وظیفه نیم کره چپ زنان کسب مهارت های گفتاری و بیان احساسات می باشد.

بر اساس مطالب بیان شده مردان از لحاظ احساسی و بیان عواطف ضعف تر از زنان بوده و عملکرد پایینی دارند و اگر مردان در سخنوری ماهر باشند و در رشته های فلسفه مهارت داشته باشند اما باز هم نسبت به زنان در بیان احساسات و عواطف ضعیف تر هستند.

  1. وظایف

مردان از زمان های قدیم خودشان را با کار و مسئولیت هایشان شناخته اند و توانمندی خود را صرف حمایت های مالی و اقتصادی خانواده شان می کنند و بیشتر سعی می کنند که روی مسائل خارج از خانه تمرکز داشته باشند و وظایفی که مربوط به خانه می شود بیشتر بر عهده زنان می باشد و در این خصوص مردان نقش کمرنگ تری دارند و به همین دلیل آن شغل داشتن و کسب و کار را بخشی از هویت خود می دانند.

  1. تربیت

از نظر تربیتی مردان از همان ابتدا نسبت به زنان تربیت متفاوت تری داشته اند و به آن ها یاد داده اند که نسبت به جنس زن برتری دارند و نباید مانند زنان احساسات خود را بروز دهند و یا گریه کنند و با کسی در مورد مشکلاتشان درد و دل کنند و با آن ها در میان بگذارند، تمام این عوامل باعث می شود تا مردان توانایی ابراز محبت نداشته باشند و نتوانند عشق و احساسات خود را ابراز کنند و به همین دلیل گاهی اوقات زنان نسبت به عشق مردان دچار شک و تردید می شوند.

شناخت مردان از طریق زبان بدن آن ها

یکی از راه های ارتباط غیر کلامی، زبان بدن می باشد و اگر به زبان بدن مردان دقت کنید به راحتی می توانید آن ها را بشناسید و به افکار و احساساتشان پی ببرید و شناخت مردان چندان کار سختی نمی باشد.

در ادامه این مقاله به بررسی زبان بدن در مردان می پردازیم تا از طریق زبان بدن به خوبی بتوانیم آن ها را بشناسیم و عملکرد بهتری داشته باشیم.

  1. گذاشتن دست در جیب

اگر مرد مقابل شما دست در جیب دارد احتمالا اطلاعات بسیاری از شما پنهان می کند و دوست ندارد بخشی از زندگی اش را در اختیار شما قرار دهد و آن ها را فاش کند.

  1. پنهان کردن دست چپ

اگر دست چپش را از شما پنهان می کند به احتمال زیاد مسائل شخصی اش را از شما پنهان می کند و دوست ندارد که شما از زندگی شخصی اش سر دربیاورید و در این زمینه اطلاعاتی به شما نمی دهد.

  1. پنهان کردن دست راست

اگر متوجه شدید که مردی که دست راستت را از شما پنهان می کند بدانید مسائلی را از شما پنهان می کند که مربوط به خودش نمی باشد و بیشتر در ارتباط با دیگران است و تمایل ندارد در مورد اطرافیانش چیزی بدانید و آن ها را مخفی می کند.

  1. شناخت مردان، پوشاندن دهان

این حرکت در مردها به این معنی می باشد که از بیان کردن مطالبی می ترسند و پنهان کاری می کنند و البته کمی خجالتی هستند.

  1. تکان دادن پا

اگر به طور مداوم پایش را تکان می دهد به این معنی است که از شما خوشش نیامده و قصد ادامه گفتگو را ندارد و بعد از این که صحبت تان به پایان رسید دیگر تمایلی ندارد تا رابطه را ادامه دهد.

  1. گذاشتن هر دو پا روی زمین

اگر مردی هر دو پایش را محکم در مقابل یکدیگر گذاشته است می توانید به او اطمینان کنید و به صداقت و راست گویی اش حساب کنید زیرا این افراد معمولا صادق و متعادل می باشند، اگر پایش را بر روی پنجه و یا پاشنه پایش قرار داده است به احتمال زیاد همه حقیقت را نمی گویند و فرد صادق و رو راستی نیست.

  1. جفت کردن پا

اگر در حالت ایستاده پاهایش را کنار هم قرار داده است احتمالا حالت دفاعی به خودش گرفته است و احساس خوبی درباره این موضوع و صحبت کردن با شما را ندارد و یا احتمال دارد با نظرات شما موافق نباشد.

منبع :شناخت مردان که کسی به شما نمی گوید

بازدید : 4231
پنجشنبه 27 خرداد 1400 زمان : 0:05

پرخاشگری نوجوانان ، علل، پیامد ها و نحوه برخورد صحیح با پرخاشگری

پرخاشگری نوجوانان یکی از چالش هایی است که بسیاری از والدین با آن رو به رو می شوند و نمی توانند از پس آن بر بیایند، در نوجوانان برخی از تغییرات جسمی و روانی به وجود می آید که باعث بروز خشم و رفتار های پرخاشگرانه در نوجوان می شود اما در بسیاری از موارد پرخاشگری نوجوان به سبک های فرزند پروری والدین و نحوه برخورد آن ها با نوجوان بستگی دارد.

یکی دیگر از مشکلات در دوران نوجوانی زود رنجی می باشد. اگر نوجوان بیش از اندازه خشمگین شود و قادر نباشد رفتار خود را کنترل کند این مسئله ممکن است برای او آسیب زننده باشد، بنابراین بهتر است والدین آگاهی لازم درباره علل، ریشه، درمان و راهکارهایی برای پرخاشگری نوجوانان را کسب کنند تا بتوانند از نوجوان حمایت کنند تا او این دوره را با موفقیت پشت سر بگذارد.

والدین برای کاهش تنش میان خود و فرندان و پیشگیری از درگیری می توانند به مشاوره خانواده مراجعه کنند و از او کمک بخواهند.

پرخاشگری نوجوانان

خشم حالت هیجانی و بر انگیختگی می باشد که هنگام رو به رو شدن با مشکلات و مسائل روز مره و همچنین محرک های نامناسب محیطی به صورت های مختلف بروز پیدا می کند، خشم و پرخاشگری حالت هایی می باشد که همه انسان ها آن را تجربه کرده اند و چندین بار در طول زندگی با آن رو به رو شده اند و با آن آشنا هستند.

اما احساس خشم و پرخاشگری در دوران نوجوانی می تواند با شدت بیشتری بروز پیدا کند و نوجوان زمانی که از دنیای کودکی خود خارج شده است در حال تغییر و رو به رو شدن با بحران های بزرگسالی از جمله پذیرش مسئولیت های اجتماعی می باشد به همین دلیل اغلب پرخاشگری می کند. در حقیقت پرخاشگری یکی از ویژگی های دوران نوجوانی محسوب می شود.

ویژگی هایی که سبب پرخاشگری در دوران نوجوانی می شوند

نوجوانی مرحله ای است که فرد طی آن برای ورود به بزرگسالی آماده می شود، این دوره با تغییرات جسمی و روحی بسیاری همراه می باشد و نوجوانان در این دوره از زندگی ویژگی هایی را تجربه می کند که در پرخاشگری آن ها نقش زیادی دارد در ادامه این مقاله برخی از این ویژگی ها را به طور دقیق مورد بررسی قرار می دهیم.

پرخاشگری نوجوانان، ویژگی های جسمانی

فرد در دوره نوجوانی از نظر جسمانی تغییراتی در او ایجاد می شود و ویژگی هایی در او به وجود می آید که احتمال دارد باعث بروز پرخاشگری در او شود در زیر بعضی از این ویژگی ها را ذکر می کنیم:

  • آغاز بلوغ جسمانی
  • بروز صفات ثانویه و اولیه جنسی
  • سن ناشی گری
  • ناهماهنگی در حرکات
  • تغییرات هورمونی
  • احساس خستگی و درد عضلانی

پرخاشگری نوجوانان، ویژگی های شناختی

در دوران نوجوانی ویژگی های شناختی مانند رشد تفکر، قدرت استدلال، نظریه پردازی، رسیدن به مفهوم خود و رشد هویت، استقلال طلبی و مسئولیت پذیری در نوجوانان رشد می کند که ممکن است باعث شود که در این دوران نوجوان دچار بحران هویتی شود.

پرخاشگری نوجوانان، ویژگی های اجتماعی

در دوران نوجوانی، فرد نیاز دارد تا در گروه های مختلف همسالان خود عضو شود، هم چنین به کسب و کار، موقعیت های اجتماعی و تشخیص طلبی و به استقلال نیاز دارد که از ویژگی های دوران نوجوانی به شمار می آیند نوجوان ممکن است در هر کدام از این نیاز ها با مشکلاتی رو به رو شوند که در این صورت دچار خشم و پرخاشگری می شود.

پرخاشگری نوجوانان، ویژگی های عاطفی

در دوران نوجوانی فرد ممکن است بی ثباتی در هیجانات، ناشی گری در ابراز احساسات و عواطف، ترس، کمرویی، خجالتی بودن، تخیل و رویا پردازی عواطف را تجربه کند و این ویژگی باعث شود شخصیتی زودرنج و حساس داشته باشد و نتواند احساسات خود را کنترل و مدیریت کند.

علل پرخاشگری نوجوانان چیست؟

پیش از آن که به دنبال راهکار های مناسب برای برخورد با پرخاشگری نوجوانان باشید ابتدا باید علل پرخاشگری را در آن ها پیدا کنید، خشم و پرخاشگری که در نوجوانان به وجود می آید علاوه بر ویژگی های ذکر شده احتمال دارد دلایل مختلفی داشته باشد که در زیر بخشی از آن را شرح داده ایم.

  • فعالیت هورمون های جنسی در دوره نوجوانی
  • فاکتور های ژنتیکی
  • رفتار های پرخاشگرانه قبلی
  • قربانی آزار جنسی یا فیزیکی بودن
  • در معرض خشونت قرار گرفتن در خانه و جامعه
  • پرخاشگری و خشم در رسانه ها
  • استفاده از الکل و مواد مخدر
  • حضور سلاح گرم در خانه
  • آسیب مغزی در اثر ضربه
  • تجاوز به حق و حقوق نوجوانان یا چشم پوشی از مالکیت او
  • آزار های کلامی و توهین به شخصیت نوجوان
  • تنبیه یا حمله های فیزیکی و بدنی به نوجوان
  • بی توجهی به علایق نوجوان
  • تحت فشار قرار دادن نوجوانان و مجبور کردن آن ها به انجام کار هایی که دوست ندارند
  • برخورد نامناسب با آن ها و امر و نهی زیاد در امور

با توجه به مواردی که بیان شد والدین باید شناخت خود را از این دوران حساس بالا ببرند و همچنین فرزندشان را نیز بشناسند تا بتوانند علت های پرخاشگری در دوران نوجوانی را تشخیص دهند و پیشگیری های لازم را در این مورد انجام دهند.

پرخاشگری نوجوانان، تفاوت پرخاشگری در دختران و پسران

هر دو جنس دختر و پسر احتمال دارد دچار خشم و پرخاشگری شوند اما معمولا پسران بیش تر دچار خشم می شوند و رفتار های پرخاشگرانه ای از خود بروز می دهند و علت این امر ممکن است به دلیل ویژگی های جسمی و نداشتن محدودیت های محیطی می باشد.

بر اساس مطلب بیان شده خشم و عصبانیت توسط پسران در خانواده و محیط بیشتر مورد قبول می باشد و به همین دلیل کم تر مورد بازخواست خانواده قرار می گیرند و برای آن ها تهدید و تنبیه ای وجود ندارد، در حالی که خانواده و محیط از دختران انتظار دارند شخصیت آرامی داشته باشند و کمتر عصبانی شوند و همچنین از خشم و پرخاشگری آن ها جلوگیری کنند.

تاثیر خانه و مدرسه در بروز پرخاشگری نوجوانان

در بسیاری از اوقات احتمال دارد خشم و پرخاشگری توسط نوجوان به دلیل رابطه گسسته او با والدینش باشد و هم چنین به دلیل عدم امنیت روانی نوجوان دچار پرخاشگری می شود و زمانی که نوجوانی در روابط خانوادگی مورد طر شدن، تهدید، تنبیه و تحقیر قرار بگیرد و والدین در نوع تربیت خود درست عمل نکرده باشند در این هنگام دچار عدم امنیت روانی شده است و برای این که از خود دفاع کند و محافظت نماید دست به پرخاشگری می زند.

در این هنگام نوجوان از طریق پرخاشگری کردن به مقابله با والدینش می پردازد، با این کار والدین سعی می کنند تا نوجوان را بیشتر تحت فشار قرار دهند تا تربیت درست تری داشته باشد و شرایطی شبیه خانواده در مدرسه هم وجود دارد با این تفاوت که به جای والدین، معلمان، مدیر و هم کلاسی های نوجوان هستند که با تحت فشار قرار دادن نوجوان باعث بروز خشم و پرخاشگری می شوند.

در صورتی که اگر والدین، معلمان و کسانی که با نوجوان در ارتباط هستند اطلاعات و آگاهی های خود را در مورد دوران نوجوانی و حساسیت آن افزایش دهند و با ویژگی های این دوران آشنا شوند بسیاری از مشکلات کاهش می یابد و هم نوجوان هم آن ها احساس بهتری پیدا می کنند.

منبع : درمان پرخاشگری نوجوانان به سادگی

بازدید : 1588
پنجشنبه 27 خرداد 1400 زمان : 0:03

خودارضایی یا استمنا، یکی از روش های ارضای میل جنسی است که از طریق تحریک و برانگیختگی اندام های جنسی خود، (خود تحریکی از طریق لمس آلت در مردان و لمس کلیتوریس در زنان)، صورت می گیرد و فرد از این طریق می تواند ارگاسم و اوج لذت جنسی را تجربه کند. اعتیاد به خود ارضایی مشکلی است که در این مقاله به آن پرداخته می شود.

خودارضایی یک روش جنسی طبیعی و رایج در میان زنان و مردان است.

آمار دقیقی از خودارضایی در ایران وجود ندارد، اما نتیجه تحقیقی در آمریکا نشان داده است که 95 درصد از مردان و 89 درصد از خانم ها در طول زندگی خود، خودارضایی می کنند.

اگرچه که در ایران به این مسئله به عنوان یک تابو و به عنوان یک عمل ناپسند نگاه می شود و به همین دلیل افراد به راحتی در مورد آن حرف نمی زنند و حتی ممکن است اگر در زندگی خود، خودارضایی را تجربه کرده باشند، آن را انکار کنند، اما عدم گزارش آن به این معنی نیست که این عمل در ایران آمار پایینی دارد.

اگر استثنائات را در نظر نگیریم و بخواهیم در مورد عموم افراد صحبت کنیم، می توانیم ادعا کنیم که نیاز جنسی یک نیاز مشترک در بین همه افراد است و زمانی که فرد به دوران بلوغ می رسد و هورمون های جنسی در بدن فرد افزایش پیدا می کند، طبیعتا میل جنسی فرد نیز زیاد می شود و زمانی که فرد شرایط ارضای نیاز جنسی با شریک جنسی را نداشته باشد و احساس برانگیختگی جنسی بالایی داشته باشد، احتمال آن خیلی زیاد است که به خودارضایی روی بیاورد، به همین دلیل است که شیوع آن را نمی توانیم انکار کنیم و می توانیم آن را نوعی رفتار طبیعی جنسی تلقی کنیم که البته در کتاب راهنمای تشخیصی اختلالات روانی نیز، طبیعی بودن آن تایید شده است.

دیدگاه های مربوط به خودارضایی

در ارتباط با خودارضایی نظرات مختلفی وجود دارد و در فرهنگ ها و ادیان مختلف، دیدگاه هایی که در مورد خودارضایی وجود دارند بسیار متفاوت است.

برخی از نظرات مربوط به خودارضایی از اعتقادات دینی سرچشمه می گیرد و دیدگاه های جدیدتر سعی کرده اند از نظر علمی به این پدیده نگاه کنند.

اگر نظر بزرگترها و حتی جوانان و نوجوانان را در مورد خودارضایی بپرسید، احتمالا با این نظر روبرو می شوید که خودارضایی عملی بسیار مذموم است و جدا از اینکه از نظر شرعی امری منع شده است و گناه محسوب می شود، عوارض جسمی و روانی زیادی را به همراه دارد.

اعتیاد به خودارضایی

همه ما می دانیم که در دین اسلام تاکید زیادی به ازدواج شده است و بسیاری از ما با این جمله که ازدواج نیمی از دین را تکمیل می کند، آشنا هستیم، همچنین خودارضایی در دین اسلام به شدت منع شده است و گناه کبیره محسوب می شود. حال فکر می کنید که علت منع شدید خودارضایی در دین اسلام چه می تواند باشد؟

ارضای نیاز جنسی، در کنار ارضای نیازهای روانی و عاطفی، از جمله دلایل مهم ازدواج است. همانطور که در تعریف خودارضایی اشاره کردیم، خودارضایی روشی برای ارضای نیاز جنسی است و دلیل منع خودارضایی در دین اسلام می تواند این مسئله باشد که اگر فردی نیازهای جنسی خود را از طریق خودارضایی برطرف کند، ممکن است این روش را روشی مناسب و جایگزین برای ارضای نیازهای جنسی اش بداند و همین امر سبب شود که فرد نسبت به ازدواج کردن بی تفاوت شود و همین امر می تواند زمینه ساز بسیاری از گناهان دیگر و البته کم شدن نسل بشریت شود. این فرضیه می تواند محتمل و البته تا حدی قابل پذیرش باشد.

اما به نظر می رسد که از قدیم الایام برای اینکه بتوانند فرد را از اقدام برای خودارضایی منصرف کنند، تلاش شده است که بتوانند با بیان عوارض و پیامدهای مختلف خودارضایی علاوه بر ایجاد احساس گناه، احساس ترس را نیز در فرد ایجاد کنند.

از جمله عوارضی که برای خودارضایی مطرح شده است موارد زیر هستند:

  • نابینایی
  • ناباروری
  • ریزش مو
  • بیماری های روانی (اضطراب، استرس و ...)
  • انزال زودرس
  • کوچک شدن آلت تناسلی
  • آسیب به اندام تناسلی
  • کاهش توجه و تمرکز

اما مسئله اصلی اینجاست که بسیاری از افرادی که خودارضایی را تجربه می کنند، از عواملی مثل اضطراب و استرس و خستگی نیز شکایت می کنند و چون مطالبی نیز در مورد عوارض خودارضایی شنیده اند، این نشانه ها را، پیامد خودارضایی می ببینند و در ذهنشان خودشان را بابت این مسئله سرزنش می کنند.

دیدگاه دینی و فرهنگی

نکته ای که نیاز است به آن توجه کنیم مسائل فرهنگی و دینی حاکم بر جامعه است، تصور کنید که فردی در خودش احساس نیاز جنسی شدیدی را تجربه می کند و مدتی با خود کلنجار می رود که این احساس نیاز را در خود سرکوب کند، اما بعد از مدتی احساس درماندگی می کند و احساس می کند توان مقابله با نیاز جنسی خود را ندارد.

متاسفانه هرچقدر که فرد بیشتر تلاش می کند احساس نیاز جنسی خودش را سرکوب کند، بیشتر احساس ناتوانی می کند، حال بر سر دو راهی سختی قرار می گیرد، اینکه همچنان تنش و اضطراب ناشی از برانگیختگی جنسی را تحمل کند یا اینکه به خودارضایی رو بیاورد. بعد از مدتی که فرد با خود کلنجار می رود، تصمیم می گیرد به خودارضایی بپردازد و نیاز جنسی خودش را برطرف کند، اما به دلیل تصور منفی که در مورد خودارضایی وجود دارد، فرد بعد از خودارضایی به شدت احساس گناه و بی ارزشی می کند و احساس می کند که انسان ارزشمند و درستکاری نیست، به شدت سعی در پنهان کردن این کار دارد و از این مسئله می ترسد که اگر کسی، مخصوصا پدر مادر متوجه شوند که او خودارضایی می کند، از او روی برگردانند و سرزنشش کنند.

طبیعی است که در چنین شرایطی، فرد احساس شرم، گناه و بی ارزشی کند و اضطرابزیادی را تحمل کند و در پی تجربه این احساسات، ابتلا به اختلال افسردگیو در نتیجه اختلال افسردگی، کاهش توجه و تمرکز و خستگی های مداوم وجود خواهد داشت. بنابراین می توانیم بگوییم که دیدگاه های فرهنگی و دینی موجود باعث می شوند که فرد، با انجام خودارضایی های مکرر، از نظر روانی تحت فشار و آسیب قرار بگیرد.

از طرفی، در بسیاری از مواقع افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی و افسردگی برای اینکه مدتی را از احساسات منفی خود فرار کنند، به خودارضایی رو می آورند که در اینصورت احتمال اعتیاد به خودارضایی در فرد بالاست. بنابراین در چنین شرایطی نمی توانیم ابتلا به اختلال روانی را پیامد خودارضایی بدانیم بلکه می توانیم بگوییم که اعتیاد به خودارضایی، پیامد اختلالات روانی می باشد.

اما اگر بخواهیم که دیدگاه واقع بینانه ای داشته باشیم، نمی توانیم به طور مطلق بگوییم که خودارضایی هیچگونه آسیبی به فرد وارد نمی کند و افراد بی وقفه می توانند خودارضایی کنند بدون آنکه محدودیتی داشته باشند. بنابراین این سوال پیش می آید که چه زمانی، خودارضایی باعث آسیب به فرد می شود؟

دقت کنید که همانقدر که خود ارضایی می تواند رفتاری طبیعی و بی خطر باشد، به همان اندازه نیز می تواند آسیب زا باشد. به این دلیل که خودارضایی یک رفتار جنسی کاملا در دسترس است و فرد هر زمان که اراده کند می تواند، به خودارضایی بپردازد و همین امر می تواند سبب شود که خودارضایی به صورت رفتاری اعتیادی در فرد بروز پیدا کند. از آنجایی که زیاده روی و اعتیاد در هر زمینه ای می تواند به فرد آسیب وارد کند، اعتیاد به خودارضایی نیز می تواند آسیب زیادی به فرد وارد کند.

اعتیاد به خودارضایی سبب می شود که ذهنیت فرد مدام درگیر این مسئله باشد و دیگر نه به قصد رفع نیاز جنسی، بلکه از سر عادت و در اکثر اوقات تمایل به خودارضایی داشته باشد و همین امر سبب شود که فرد برای اینکه بتواند به خودارضایی بپردازد، مدام از دیگران فاصله بگیرد و از حضور در جمع خودداری کند.

منبع : ترک اعتیاد به خودارضایی به روش نوین همراه با مشاوره آنلاین

بازدید : 2579
پنجشنبه 20 خرداد 1400 زمان : 15:03

اهمیت خانواده ، نقش خانواده

نقش و اهمیت خانواده در بسیاری از مسائل زندگی افراد به وضوح دیده می شود و خانواده اولین بخش از اجتماع می باشد که افراد به صورت تولد، فرزند خواندگی، یا ازدواج وارد آن می شوند. روابط بین اعضای خانواده و نقش هایی که هر یک از اعضا بر عهده دارند، بر روی شکل گیری شخصیت و نحوه تعاملات فرد تاثیر بسیاری می گذارد.

علاوه بر ژن های مشابه، سبک های ارتباطی افراد یک خانواده باعث به وجود آمدن خصوصیات مشترک در بین آن ها می شود بنابراین نقش خانواده بسیار مهم است، زیرا شخصیت اعضا در آن محیط شکل می گیرد.

در این مقاله نقش و اهمیت خانواده را مورد بررسی قرار می دهیم و در ادامه این مقاله به تاثیر خانواده در حوزه های مختلف می پردازیم پس این مقاله را تا انتها مورد مطالعه قرار دهید تا در مورد خانواده آگاهی های بیشتری را کسب کنید.

اهمیت خانواده در ازدواج

خانواده نقش بسیاری در ازدواج فرزندان و الگوهای رفتاری که آن ها در زندگی مشترک خود ایفا می کنند دارد، و به همین دلیل افراد برای این که بتوانند به شناخت و درک بهتری از همسر آینده شان برسند به روابط او با خانواده اش دقت می کنند.

از نظر علمی خانواده از طریق سبک های ارتباطی و نحوه پرورش دلبستگی می تواند الگوهای رفتاری را در فرد به وجود آورد که بر روی روابط عاطفی بعدی او تاثیر بسیاری دارد. علاوه بر موارد بیان شده، خانواده می تواند در امر ازدواج نقش تسهیل گر را داشته باشد، زیرا اگر خانواده سالم باشد با آموزش نحوه درست تصمیم گیری و کمک به فرزندان در مسیر استقلال خواهی می تواند امر ازدواج را برای آن ها آسان تر کند.

اما بسیاری از خانواده ها به دلیل تعارضات درونی، ازدواج اعضا را با مشکلاتی رو به رو می کنند، به عنوان مثال خانواده ها نمی توانند استقلال اعضای خود را قبول کنند و به همین دلیل در زندگی فرزندان شان دخالت می کنند و هم چنین به دلیل کمبود مهارت های ارتباطی نمی توانند حمایت های عاطفی کافی را برای فرزندشان فراهم کنند.

قبل از ازدواج بسیار مهم است که خانواده فرد مورد نظر را در نظر بگیرید و نحوه ارتباطات میان اعضای خانواده را مورد بررسی قرار دهید در این زمینه می توانید از مشاوره قبل از ازدواج کمک بخواهید تا راهنمایی های لازم را انجام دهد.

نقش و اهمیت خانواده در شکل گیری شخصیت افراد

خانواده اولین منبع یادگیری می باشد و بر روی فرد تاثیر زیادی می گذارد و در مسیر زندگی نقش تعیین کننده ای برای افراد دارد و نهاد خانواده از دو روش بر روی افراد اثر می گذارد؛ اول از طریق انتقال ژن می باشد و دوم از طریق اعمال و روش های تربیتی و سبک های فرزند پروری که والدین برای فرزندشان در نظر می گیرند.

به طور کلی وراثت و محیط دو عامل اصلی برای پرورش شخصیت و ایجاد ساختار روانی مناسب برای فرزندان می باشد. انسان حاصل تعامل این دو عنصر می باشد، انسان در انتقال ژن ها اختیار و اراده ای از خود ندارد اما می تواند سبک تربیتی مناسبی را در پیش بگیرد زیرا سبک تربیتی از همان ابتدای نوزادی بر روی کودک اثر می گذارد و در طول زندگی با او خواهد بود.

به این ترتیب می توان گفت که بخش مهمی از شخصیت افراد در دوران بزرگسالی نمایان می شود و به خاطر سبک های تربیتی و تعاملی خانواده در دوران کودکی و نوجوانی می باشد زیرا ویژگی های شخصیتی در طول سال ها تثبیت می شود و زمانی که فرد بزرگ شد، تغییر این ویژگی ها کار دشواری می باشد، بسیاری از افراد در دوران اولیه زندگی شان ارتباطی صحیحی با والدینشان نداشته اند و به همین دلیل در آینده علائمی از اختلال شخصیت در آن ها نشان داده می شود.


نقش و اهمیت خانواده در سلامت روان فرزندان

متخصصان معتقدند که معمولا افرادی که از سلامت روانی مناسبی بر خوردار هستند در خانواده سالمی بزرگ شده اند زیرا اگر پدر و مادر دچار مشلات روحی باشند بر روی فرزند تاثیر می گذارند و نمی توانند مراقبت های لازم را بر روی کودک انجام دهند و به همین دلیل مشکلات خود را به فرزندشان منتقل می کنند.

به عنوان مثال فرزندِ مادری که مبتلا به افسردگی می باشد، معمولا دچار افسردگی می شود، زیرا انرژی روانی کافی میان برقراری ارتباط عاطفی میان مادر و فرزند وجود ندارد و میان مادر و فرزند خلا عاطفی ایجاد شده که به فرزند لطمه وارد می کند و در نتیجه احتمال دارد که کودک علائم افسردگی را از خود نشان دهد.

البته اختلالات روحی و روانی تا حد زیادی ژنتیکی است و بر اساس تحقیقات انجام شده علاوه بر روش های تربیتی، افرادی که بستگان درجه یکشان درگیر اختلالات اضطراب و افسردگی هستند، احتمال دارد گرفتار اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی شوند و میزان بروز اختلال در آن ها بیشتر از دیگران می باشد.

نقش خانواده در موفقیت فرزندان

علاوه بر موارد گفته شده خانواده در موفقیت و شکست فرزندان نقش بسیار مهمی دارد، همه افراد استعدادهای مخصوص به خود را دارند و حرکت در آن مسیر می تواند احتمال رسیدن به موفقیت را در آن ها افزایش دهد و خانواده ها وظیفه دارند تا استعداد های فرزندشان را شناسایی کنند و برای رشد، شکوفایی و موفقیت او تلاش نمایند.

از سوی دیگر خانواده ها به فرزندشان یاد می دهند که اگر با شکست ها رو به رو شدند چطور با آن ها برخورد کنند، با یک بار شکست خوردن ناامید شده و در برابر رسیدن به هدفشان تسلیم شوند یا دوباره از نو شروع کنند و با جدیت به مسیر خود ادامه دهند.

نقش خانواده در اعتیاد

به دلیل ویژگی های فرهنگی خانواده های ایرانی، نقش نهاد خانواده در بروز اعتیاد در فرزندان نسبت به کشور های دیگر بیشتر می باشد برای مثال در خانواده های ایرانی نسبت به کشور های غربی، جدایی فرزندان از والدین دیرتر اتفاق می افتد و حتی بعد از جدایی فرزندان، روابط خود را با والدین بیشتر حفظ می کنند.

برخی از ویژگی های خانواده در به وجود آمدن اعتیاد نقش دارد، برای مثال بر اساس تحقیقاتی که بر روی ۲۰۰ خانواده ایرانی انجام شده است، جدال خانوادگی ۸۵ درصد، بی اعتنایی به فرزندان ۴۱ درصد، مصرف مواد در حضور فرزندان ۳۶ درصد در ایجاد اعتیاد فرزندان نقش داشته اند.

باید به این نکته توجه کنید که نه تنها نقش خانواده در ابتلای فرد به اعتیاد پر رنگ می باشد بلکه در مسیر ترک نیز خانواده بسیار اهمیت دارد و به همین دلیل درمانگران از روش های جدیدی برای ترک اعتیاد استفاده می کنند و جلسات متعددی را برای مشاوره خانواده تشکیل می دهند تا آگاهی های لازم را به آن ها منتقل کنند و با کمک یکدیگر فرد مورد نظر را ترک دهند.

منبع : اهمیت خانواده

بازدید : 1210
پنجشنبه 20 خرداد 1400 زمان : 15:00

ترس از خندیدن و شادی کردن(Cherophobia) نوعی فوبیا می باشد که باعث می شود فرد نسبت به شادی و خندیدن ترس داشته باشد و او را نگران کنند. این اصطلاح از کلمه یونانی "chero" آمده است که به معنی "شادی کردن" می باشد. هنگامی که فردی این ترس را تجربه می کند، اغلب از شرکت در فعالیت هایی که بسیاری از آن ها سرگرم کننده یا مهیج می باشد، می ترسد.

متاسفانه این فوبیا معمولا به درستی تشخیص داده نمی شود و به همین علت در بسیاری از مواقع درمان نمی شود، این درحالی است که می توان با مراجعه به مشاور این ترس را به خوبی درمان کرد.

علائم ترس از شادی چیست؟

برخی از متخصصان، بیماری هراسی را نوعی اختلال اضطراب می دانند. اضطراب احساس ترس غیر منطقی می باشد که بر جنبه های مختلف زندگی فرد تاثیر می گذارد. در مورد فوبیا خندیدن، اضطراب زمانی به وجود می آید که فرد به شادی کردن فکر می کند یا در شرایط آن قرار می گیرد.

نکته ای که در اینجا باید دقت داشته باشید این است که فرد مبتلا به این فوبیا لزوما تنها و غمگین نمی باشد، اما از فعالیت هایی که باعث شادی می شوند دوری می کند. از علائم فوبیا شادی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • فکر به مهمانی، کنسرت یا رویداد مشابه دیگر، باعث افزایش اضطراب فرد می شود.
  • رد کردن فرصتهایی که می تواند منجر به تغییرات مثبت زندگی شود، تنها به دلیل ترس از اینکه اتفاق بدی در پی داشته باشد
  • امتناع از شرکت در فعالیت هایی که بیشتر آن ها سرگرم کننده است.

افکار افرادی که درگیر این فوبیا هستند اینگونه می باشد:

  • خوشحال بودن به معنای این است که اتفاق بدی رخ می دهد.
  • خوشبختی من را به یک شخص بد یا بدتر تبدیل می کند.
  • نشان دادن خوشحالی برای من یا برای دوستان و خانواده من مضر است.
  • تلاش برای خوشبخت بودن اتلاف وقت است.
  • شادی بیش از حد عواقب بدی دارد.
  • ترجیح می دهم خیلی شاد نباشم، زیرا شادی معمولا غم را به دنبال دارد.

دلایل ترس از شادی چه می باشد؟

گاهی اوقات فوبیا شادی می تواند از این باور ناشی شود که اگر اتفاق خیلی خوبی برای یک شخص بیفتد یا زندگی او به خوبی پیش رود، قرار است یک اتفاق بد رخ دهد. مانند این که گاهی اوقات افراد خوشبختی خود را آرامش پیش از طوفان می دانند.

در نتیجه، آن ها ممکن است از فعالیت های مربوط به شادی ترس داشته باشند. این شرایط معمولاً در مواردی اتفاق می افتد که فرد یک رویداد آسیب زای جسمی یا عاطفی را در گذشته تجربه کرده باشد.

افراد درونگرا ممکن است فوبیا شادی را تجربه کند. دقت داشته باشید که فرد درونگرا شخصی است که معمولاً ترجیح می دهد فعالیت ها را به تنهایی یا همزمان با یک تا دو نفر انجام دهد. آن ها ممکن است در کارهای گروهی، مکان های پر سر و صدا و مکان های شلوغ احساس ناراحتی کنند.

کمال گرایان نوع شخصیتی دیگری هستند که ممکن است با فوبیا شادی همراه باشد. کسانی که کمال گرا هستند ممکن است تصور کنند که خوشبختی و شادی ویژگی افراد تنبل است. در نتیجه، آن ها ممکن است از فعالیت هایی که باعث ایجاد شادی می شود اجتناب کنند زیرا این فعالیت ها بی ثمر تلقی می شود.

درمان ترس از خندیدن و احساس گناه از شادی کردن

ارزش شادی در بین فرهنگ ها

برای فهمیدن اینکه چرا بعضی از مردم مخالف خوشبختی هستند، می توانیم با ارزش هایی که در فرهنگ های مختلف برای شادی قائل هستند، شروع کنیم.

در جوامع غربی، خوشبختی غالباً به عنوان هدف نهایی زندگی تلقی می شود و همه انسانها برای رسیدن به آن تلاش می کنند، بنابراین شواهد نشان می دهد آمریکای شمالی برای شادی ارزش بالایی قائل است.

اما دیده می شود که در بسیاری از فرهنگ های غیر غربی، از اهمیت شادی کاسته می شود یا حداقل در مقایسه با سایر اهداف اجتماعی دیده نمی شوند. به طور مثال در جوامعی مانند آسیای شرقی و آمریکای مرکزی(جنوبی) ، نیازها و آرزوهای یک گروه بر شادی فرد اولویت دارد.

از این رو می توان گفت که اگر هدف اصلی یک فرهنگ خاص روابط اجتماعی باشد، ممکن است خوشبختی شخصی اهمیت چندانی نداشته باشد. بعلاوه، ممکن است تصور شود که خوشبختی شخصی برای هماهنگی اجتماعی مضر باشد.

تست ترس از خندیدن و شادی کردن

سوالات زیر را از خود بپرسید و پاسخ خود را با نکاتی که در بالا گفته شد مقایسه کنید:

  • ترجیح می دهم خیلی شاد نباشم زیرا معمولاً شادی غم را به دنبال دارد.
  • من معتقدم هرچه نشاط و شادی بیشتری داشته باشم باید انتظار وقایع بد در زندگی ام را بیشتر داشته باشم.
  • بلایا غالباً خوش شانسی را به دنبال دارند.
  • لذت و سرگرمی زیاد باعث اتفاقات بد می شود.
  • شادی بیش از حد عواقب بدی دارد.
  • من می ترسم که بیش از حد خوشحال شوم.
  • اعتماد به احساسات مثبت دشوار می باشد.
  • احساسات خوب هرگز دوام ندارند.
  • احساس می کنم لیاقت خوشبختی ندارم.
  • احساس شادی باعث ناراحتی من می شود.
  • وقتی خوشحال باشید، هرگز نمی توانید مطمئن باشید که چیزی به شما آسیب نمی رساند.
  • من نگرانم که اگر احساس خوبی داشته باشم، ممکن است اتفاق بدی رخ دهد.

افسردگی و ترس از شادی

برخی از مطالعات نشان داده است که بین ترس از شادی و افسردگی رابطه وجود دارد هرچند این نظریه هنوز ثابت نشده است اما می توان گفت که افرادی که افسرده می باشند از حضور در مهمانی های شادی آور خودداری می کنند و ترجیح می دهند تنها باشند.

علاوه بر این برخی تاکید دارند که ترس از شادی باعث تشدید نشانه ها و علائم افسردگی می شود.

درمان فوبیا شادی یا چروفوبیا

درمان ترس از خندیدن و شادی کردن از روش های مختلفی انجام می شود که در زیر به آن ها پرداخته شده است، در انتها مقاله نیز راه هایی برای کنترل اضطراب ناشی از فوبیا ذکر شده است که به کمک آن ها می توانید در خانه اضطراب خود را کنترل کنید.

درمان شناختی رفتاری

درمان شناختی رفتاری(CBT) رایج ترین درمان برای فوبیا می باشد که به فرد کمک می کند تا راحت تر با ترس خود رو برو شود و بتواند اضطراب خود را کنترل کند.

مواجهه درمانی نوعی درمان شناختی رفتاری می باشد که به فرد کمک می کند به مرور در معرض ترس خود قرار بگیرد، مواجهه درمانی باید در حضور متخصص انجام شود تا میزان اضطراب فرد کنترل شود.

هیپنوتراپی

هیپنوتراپی شیوه دیگری است که برای درمان فوبیا استفاده می شود ولی نسبت به درمان شناختی رفتاری کم تر استفاده می شود. این درمان با ایجاد خلسه باعث می شود تا فرد آرامش بیش تری کسب کند و به مرور اضطراب او کاهش پیدا می کند.

توجه داشته باشید که معمولا از دارو درمانی برای درمان فوبیا استفاده نمی شود اما ممکن است متخصص تشخیص دهد که برای درمان اضطراب بیمار لازم است که از دارو درمانی استفاده شود. پیش از دارو درمانی باید به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • پیش از مصرف دارو از عوارض جانبی آن آگاه شوید و در مورد آن از روانپزشک سوال بپرسید.
  • دوز دارو را خودتان تغییر ندهید.
  • به هیچ عنوان دارو درمانی را به صورت ناگهانی قطع نکنید و همیشه با دکتر مشورت کنید.
  • دارو درمانی، درمان موقتی می باشد و نباید طولانی مدت مورد استفاده قرار بگیرد.
  • اگر به دلایلی از داروی خود راضی نیستید با دکتر خود مشورت کنید، نگران نباشید داروهای زیادی برای کنترل اضطراب وجود دارد تنها لازم است که دارو مناسب را پیدا کنید.

منبع : درمان ترس از خندیدن و احساس گناه از شادی کردن

بازدید : 7032
سه شنبه 11 خرداد 1400 زمان : 20:14

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد ، ژنتیک چقدر در گرایش افرد به مواد مخدر تاثیر دارد؟

تاثیر ژنتیک بر روی اعتیاد موضوعی می باشد که تحقیقات بسیاری بر روی آن انجام شده است، آمار نشان می دهد که حدود ۲۰ تا ۷۰ درصد اعتیاد به مواد مخدر تحت تاثیر ژن خانوادگی افراد می باشد و این میزان تاثیر در مواد مخدر متفاوت می باشد.

آگاهی لازم نسبت به ژن های زمینه ساز به اعتیادپ به خانواده ها کمک می کند تا به میزان زیادی از گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند و در برخی از کشورها با استفاده از آزمایش ژنتیک می توانید زمینه ژنتیکی اعتیاد را از همان ابتدای تولد شناسایی کنید.

ژنتیک به این معنی نمی باشد که فرد صددرصد در آینده به اعتیاد دچار می شود بلکه بیانگر این است که این فرد نسبت به سایرین بیشتر در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر می باشد و به سمت اعتیاد به مواد مخدر گرایش دارد و اگر در شرایط محیطی نامناسب قرار بگیرد احتمال معتاد شدن افزایش می یابد، هم چنین علاوه بر این ها والدین تاثیر بسیاری بر ابتلا به اعتیاد در فرزندان دارند.

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

هیچ کس از اعتیاد در امان نمی باشد زیرا مکانیسم اعتیاد در مغز وجود دارد و در صورتی که مغز یک امر لذت بخش را تجربه می کند گذرگاه های عصبی در مغز ایجاد می شود که به همین ترتیب فرد دوست دارد تا آن لذت را دوباره تجربه کند .

بر اساس تحقیقات انجام شده اعتیاد در بسیاری از افراد زمینه ژنتیکی دارد و منظور از ژنتیک تفاوت های زیستی می باشد که باعث می شود افراد در برابر اعتیاد آسیب پذیر تر شوند و صدمه ببینند، اعتیادی که در بزرگسالی به وجود می آید بیشتر به خاطر ژنتیک می باشد زیرا در آن سن تاثیر پذیری از محیط کاهش می یابد.

اهمیت آگاهی از تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

اعتیاد یک مشکل پیچیده می باشد که عوامل بسیاری بر روی آن تاثیر می گذارد، یکی از عوامل تاثیر گذار بر روی آن ژنتیک می باشد و همچنین تنها یک ژن مخصوص در بروز اعتیاد موثر نمی باشد بلکه چندین ژن بر روی اعتیاد تاثیر می گذارد.

اگر درک بهتری از این پیچیدگی ها داشته باشید و عوامل موثر در اعتیاد را به خوبی بشناسید علاوه بر این که به درمان کمک می شود باعث پیشبینی و پیشگیری بهتر از اعتیاد نیز می شود البته باید بدانید که ژن ها سرنوشت انسان را نمی سازند و افرادی که ژن اعتیاد دارند تنها مستعد معتاد شدن نمی باشند بلکه شرایط محیطی بر روی اعتیاد فرد تاثیر بسیاری می گذارد و والدین می توانند با تعدیل محیط از معتاد شدن خود و یا فرزندشن جلوگیری کنند.

تاثیر ژنتیک در اعتیاد به انواع مواد مخدر

بر اساس تحقیقات انجام شده ژن ها در اعتیاد به مواد مخدر خاص تاثیرات متفاوتی دارند برای مثال مشخص شده است که ژنتیک بر روی مواد توهم زا کمترین تاثیر را می گذارد و بر روی موادی همچون کوکائین بیشتر تاثیر را دارد.

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد در مواد مختلف از بیشترین به کمترین به شرح زیر می باشد.

  • کوکائین
  • تریاک
  • الکل
  • نیکوتین
  • ماریجوانا
  • مواد توهم زا
  • مواد محرک

تاثیر عوامل محیطی و ژنتیک در اعتیاد به مواد مخدر

عواملی مانند فرهنگ، سیاست اجتماعی، مذهب، وضعیت اقتصادی و غیره آسیب پذیری فرد را در برابر اعتیاد مشخص می کند و در صورتی که فرد از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد باشد و در محیطی پر خطر رشد کند در این هنگام احتمال معتاد شدن او به مواد مخدر بیشتر از سایرین خواهد بود.

اگر ژنتیک و عوامل محیطی بر اعتیاد فرد تاثیر گذاشته باشند درمان آن ها سخت تر خواهد بود. از مهم ترین محرک های محیطی می توان به دسترس بودن مواد، مکان و موقعیت های محرک و دوستان و اطرافیان مشوق اعتیاد اشاره نمود و علاوه بر این ها سبک های فرزند پروری والدین در ابتلا به اعتیاد فرزندان تاثیر بسیاری می گذارد.

منبع : تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

بازدید : 3840
سه شنبه 11 خرداد 1400 زمان : 20:12

اگر که در آستانه ازدواج باشید، ممکن است کسانی که به شما پیشنهاد می شوند یا به خواستگاری شما می آیند، عنوان پلیس یا کارمند نیروی انتظامی را داشته باشند و البته که شما، مثل دیگر موردهای ازدواجتان به چنین فردی، با این عنوان شغلی، فکر خواهید کرد.

اما مسئله ای که وجود دارد سوگیری افراد نسبت به برخی از شغل های نظامی است و شاید با خود فکر کنید که این افراد با توجه به وابستگی که به دولت و حکومت دارند، ممکن است سبک زندگی متفاوتی داشته باشند و شاید لازم باشد در زندگی با آن ها در این موارد محتاط تر بود.

البته که این طرز تفکر تا حدودی درست است، اما برای اینکه بتوانیم در مورد هر چیزی فکر و تصمیم گیری درستی داشته باشیم، در قدم اول، نیاز است که بتوانیم اطلاعات اولیه از آن به دست بیاوریم.

به همین منظور، برای اینکه بتوانیم به این مسئله یعنی (ازدواج با نیروی انتظامی)، بپردازیم، بهتر باشد که در ابتدا اطلاعاتی در مورد نیروی انتظامی و شرح وظایف آن کسب کنیم.

نیروی انتظامی

ناجا یا همان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، شاخه ای از نیروهای مسلح می باشد که در سال 1370، از ادغام شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی، تشکیل شد.

از جمله وظایف نیروی انتظامی، حفظ امنیت داخلی کشور است. نظارت عملکرد نیروی انتظامی بر عهده وزارت کشور می باشد.

ساختار سازمانی نیروی انتظامی

سازمان نیروی انتظامی، از سه بخش اصلی، که هریک به طور مستقل فعالیت می کنند، تشکیل شده است.

این سه بخش، شامل: فرماندهی ناجا، سازمان حفاظت اطلاعات ناجا و سازمان عقیدتی سیاسی، می باشد.

1. فرماندهی ناجا

از جمله پیکره های اصلی نیروی انتظامی محسوب می شود که شامل زیر مجموعه های زیر است.

  1. پلیس پیشگیری، که بزرگترین فرمانداری در ناجا است و فرماندهی کلیه کلانتری ها و پاسگاه های انتظامی سراسر کشور را بر عهده دارد.
  2. پلیس راهنمایی و رانندگی
  3. پلیس آگاهی، که اداره کردن مبارزه با جرایم خاص، سرقت، جنایی و اداره مبارزه با قاچاق کالا و ارز، زیر مجموعه آن است.
  4. پلیس مبارزه با مواد مخدر، که کار اصلی آن مبارزه با خرید و فروش مواد مخدر و کشف باندهای بزرگ و خرده فروشان است.
  5. پلیس اطلاعات و امنیت عمومی، که به صورت آشکار و غیر آشکار و با لباس رسمی و غیر رسمی فعالیت می کند و وظیفه جمع آوری اخبار و اطلاعات سیاسی را بر عهده دارد و همچنین در جهت شناسایی باند های قاچاق اسلحه نیز فعالیت دارد.
  6. پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات، که رسیدگی به جرایم مربوط به رایانه و فضای مجازی بر عهده آن است.
  7. فرماندهی مرزبانی، وظیفه آن ها حراست از کیان و قلمرو کشور را بر عهده دارد.
  8. پلیس بین الملل، واحد بین الملل نیروی انتظامی است و به عنوان نماینده اینترپل در ایران محسوب می شود.
  9. هوا ناجا، واحد هواپیمایی نیروی انتظامی است.
  10. یگان های ویژه ناجا، مسئولیت کنترل اجتماعات، جلوگیری و مقابله با اغتشاشات را بر عهده دارد.
  11. یگان امداد ناجا، دژبان کل ناجا، دانشگاه علوم انتظامی، معاونت نیروی انسانی ناجا، معاونت عملیات ناجا، معاونت فناوری اطلاعات و ارتباطات ناجا، معاونت پارلمانی، معاونت اجتماعی، بهداشت و راهبردی از دیگر زیرمجوعه های فرماندهی انتظامی هستند.

ازدواج با نیروی انتظامی

2. سازمان عقیدتی سیاسی

حفاظت اطلاعات

هدف این بود که اطلاعات مختصری در مورد نیروی انتظامی و عملکرد آن به شما بدهیم تا اگر با خانم یا آقایی که تحت عنوان پلیس نیروی انتظامی برخورد کردید و قصد داشتید با هدف ازدواج به او فکر کنید، اطلاعات مختصری از شغل و وظایف او داشته باشید که البته اگر نیاز به اطلاعات جزئی بیشتری داشتید می توانید در مقالات اختصاصی تری که در مورد نیروی انتظامی نوشته شده است، به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنید.

اما در امر تصمیم گیری برای ازدواج ، اگاهی داشتن از جزییات شغل همسرتان مهم نیست و یک اطلاعات کلی، معمولا کافی است.

چیزی که اهمیت ویژه ای دارد آگاهی از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی، سبک زندگی فرد و همینطور تاثیری که شغل او بر سبک زندگی و خصوصیاتش گذاشته است اهمیت دارد.

زمانی که شما در حال تصمیم گیری برای ازدواج با فردی هستید نیاز است که ضمن دریافت اطلاعات اولیه از جمله شغل فرد، میزان درآمد و شرایط اقتصادی، تحصیلات، شرایط خانوادگی و غیره تلاش کنید تا شناخت مطلوبی از فرد و ویژگی هایی که ممکن است در ابتدا قابل تشخیص نباشند، به دست آورید.

طبیعی است که هر چقدر بتوانید وِیژگی های شخصیتی فرد مقابل را بیشتر بشناسید بهتر می توانید تصمیم گیری کنید و با آمادگی و آگاهی بیشتری زندگی مشترکتان را شروع می کنید.

در ادامه به ملاک هایی که در انتخاب همسر باید به آن ها توجه کنید می پردازیم.

ملاک های انتخاب همسر

  • شغل

شاید برای یک دختر خانم در درجه اول، شغل معیار مهمی باشد، البته آقایی که قصد انتخاب همسر دارد نیز، اگر شخصی به او پیشنهاد شود که شاغل است، اولین سوالی که در ذهنش ایجاد می شود این است که شغل فرد چیست؟

برخی از شغل ها ممکن است بیشتر از دیگر شغل ها اهمیت داشته باشند و نقش پررنگ تری در روند تصمیم گیری فرد داشته باشند.

همانطور که پیش تر شرح داده شد، پلیس نیروی انتظامی، به سبب شرایط خاصی که دارد از جمله این مشاغل می باشد، اما ما در اینجا لازم است که به شما بگوییم اگر چه تفکر شما درست است و اگر که با فردی نظامی در اقوام خود برخورد نداشته اید و با سبک زندگی شان آشنایی ندارید، ابهام و ترس ذهنی شما منطقی است ولی این عدم آشنایی نباید تنها دلیل شما برای پاسخ منفی دادن به فرد باشد.

البته برعکس این اتفاق نیز بسیار اتفاق می افتد. اینکه افرادی هستند که به سیستم های نظامی و سبک زندگی آن ها علاقمند هستند و گاهی ممکن است از دختر خانم هایی این جمله را بشنویم که «من بسیار علاقه دارم با یک فرد پلیس نیروی انتظامی ازدواج کنم»، چنین علاقه ای معمولا از این طرز تفکر نشات می گیرید که پلیس ها شان و شخصیت بالایی دارند و اکثرا افراد محکم و با جذبه و در نهایت افراد جذاب و کاملی هستند.

اما همانطور که اشاره کردیم، داشتن دید مبهم و ترس و از طرفی خوشبینی اغراق آمیز نسبت به افراد شاغل در این سازمان، نباید تنها ملاک پاسخ مثبت یا منفی به فرد باشد، بلکه نیاز است به دیگر ملاک ها توجه کنید تا بتوانید انتخاب درست و آگاهانه ای داشته باشید.

  • ویژگی های ظاهری

در گام اول نیاز است که دختر و پسر از نظر ظاهری هم دیگر را بپسندند و به اصطلاح به دل هم بنشینند. این تفکر که می گویند ظاهر و قیافه عادی می شود، تفکر غلطی است. واقعیت این است که شما قرار است مدت های طولانی با شخصی که قرار است به عنوان همسر شما انتخاب شود، زندگی کنید و اگر نسبت به ظاهر او کشش و تمایل نداشته باشید، قطعا در برقراری ارتباط مطلوب با او، به مشکل می خورید. البته زشتی و زیبایی ملاک این مسئله نیست و هیچ معیار مشخصی برای اینکه شخصی زشت باشد یا زیبا وجود ندارد، همچنین اینکه، اینکه دیگران در مورد ظاهر او چه می گویند نیز اهمیتی ندارد، مهم این است که شما از ظاهر فرد خوشتان بیاید.

  • اختلاف سنی مناسب

هرچند قانون نوشته شده دقیق و غیر قابل تغییری در این مورد وجود ندارد، ولی داشتن اختلاف سنی زیاد و تفاوت در دوره های رشدی (یعنی یک نفر نوجوان باشد و دیگری جوان، یا یک نفر جوان باشد و دیگری میانسال یا پیر)، می تواند مشکل ساز باشد و جدا از مشکلات در ظاهر، مانع از درک متقابل می شود.

  • اعتقادات مذهبی

اعتقادات مذهبی، ارتباط مستقیمی با سبک زندگی فرد دارد.

این مسئله بسیار مهم است که شما بتوانید در مورد اعتقادات مذهبی فرد مقابل تان اطلاعات کافی کسب کنید. مخصوصا افراد شاغل در نیروی انتظامی، به سبب شرایط شغلی که دارند و با توجه به فیلترهایی که در هنگام استخدام از آن ها رد می شوند، معمولا اعتقادات مذهبی قوی تری دارند و نسبت به برخی مسائل حساس ترند. به همین جهت بسیار مهم است که نه تنها اطلاعات کافی در مورد اعتقادات مذهبی فرد کسب کنید، بلکه این مسئله اهمیت دارد که موضع خودتان هم در این مورد مشخص باشد و اطلاعات کافی، صریح و روشنی در مورد اعتقادات مذهبی تان به فرد مقابل بدهید.

  • فرهنگ خانوادگی

شاید خیلی از افراد به اهمیت فرهنگ خانوادگی توجه نکنند و در بسیاری از موارد با وجود اختلاف فرهنگی زیاد تصمیم به ازدواج به یکدیگر بگیرند. اما نیاز است که بدانید، داشتن سنخیت فرهنگی، از فاکتورهای مهم و اصلی انتخاب همسر است. توجه داشته باشید که در فرهنگ ایران، که استحکام خانواده ها بیشتر است و نقش خانواده ها در روند ازدواج فرزندشان، بسیار پررنگ است، نمی توان اختلافات فرهنگی خانوادگی را نادیده گرفت. بلکه نیاز است که به این مسئله توجه کنیم که ازدواج فقط وصلت دو نفر باهم نیست، بلکه ازدواج، وصلت دو خانواده باهم می باشد. بنابراین بی توجهی به آن می تواند سبب مشکلات زیادی شود.

  • تناسب تحصیلی

مطلوب این است که پسر از نظر شرایط تحصیلی، بالاتر از دختر باشد یا اینکه هر دو در یک سطح باشند، اما گاهی چنین شرایطی حاکم نیست و نمی توان تاکید زیادی روی این مسئله کرد، ولی توجه به این نکته که میزان تفاوت تحصیلی شما و همسرتان خیلی زیاد نباشد، بسیار اهمیت دارد.

ممکن است ازدواج فرد دیپلم با لیسانسه مشکل چندانی ایجاد نکند، اما ازدواج فردی لیسانسه با فردی که تا مقطع ابتدایی بیشتر تحصیل نکرده قطعا مشکل آفرین خواهد شد. نزدیک بودن میزان فهم و دیدگاه افراد نسبت به جامعه و زندگی اهمیت بسیاری دارد. به طور کلی هدف این است که دو نفر، بتوانند هم صحبت خوبی برای هم باشند و تفاوت زیادی از این نظر با یکدیگر، نداشته باشند.

  • سلامت جسمانی

این حق شماست که از سلامت جسمانی فردی که قصد ازدواج با او را دارید مطمئن شوید و البته که شما هم باید، در اینباره صادق باشید. البته آنقدر که صداقت شما و فرد مقابل تان در ارائه اطلاعات در این زمینه اهمیت دارد، بیمار بودن یا نبودن مهم نیست.

منظور این است که هستند افرادی که بیماری های جسمانی مختلفی دارند و در اکثر موارد خود فرد نقشی در ایجاد این بیماری نداشته است.

ما نمی توانیم حق زندگی را از هیچ شخصی بگیریم و بگوییم که فرد بیمار، حق زندگی کردن ندارد ولی هر فردی در هنگام ازدواج نیاز است صادقانه در مورد مشکلات جسمانی خود صحبت کند، مطمئن باشید پنهان کاری نه تنها کمکی به شما نمی کند، بلکه می تواند مشکلات زیادی را در آینده، برای شما ایجاد کند. البته در این بخش، بیشتر، منظور بیماری هایی است که در نگاه اول مشخص نیست و طبیعتا منظور نقص عضو یا بیماری های آشکاری که افراد در نگاه اول متوجه آن می شوند نیست.

ولی در هر حال بیماری از هر نوعی که باشد آشکار یا نا آشکار، شدید یا ضعیف، نیاز است که شخص، اطلاعات کافی را در مورد بیماری اش به فرد مقابل بدهد.

منبع : نکات کلیدی در ازدواج با نیروی انتظامی

بازدید : 1051
چهارشنبه 5 خرداد 1400 زمان : 19:23

رفتار با نوجوان پرخاشگر، بهترین راهکار چیست؟

دوره نوجوانی بسیار پر فراز و نشیب و با اهمیت می باشد و چگونگی رفتار با نوجوان پرخاشگر شخصیت نوجوان را می سازد و در شکل گیری هویت او تاثیر گذار می باشد، در این شرایط نقش والدین بسیار مهم و تعیین کننده می باشد.

معمولا نوجوانان تغییرات خلقی بسیاری را تجربه می کنند که یکی از این تغییرات خشم و پرخاشگری می باشد ، پرخاشگری در نوجوانان به میزان زیادی به بحران های دوران نوجوانی آنها مربوط می شود و والدین می توانند نیاز ها و احساسات فرزند خود را به خوبی درک کنند و برخورد مناسب و متعادلی با اشتباهات و پرخاشگری های داشته باشند، در این صورت محیط خانه به محیطی آرام برای فرزندان تبدیل می شود و زمینه برای رشد آن ها مهیا می گردد همچنین برای حل مشکل نوجوانان پیشنهاد می شود تا از مشاور کمک بگیرید تا در این زمینه راهنمایی های لازم را بگیرند.

رفتار با نوجوان پرخاشگر، نوجوانی و پرخاشگری

نوجوانی یک دوره بسیار پر اهمیت در زندگی فرد می باشد و فرد در آن دوره به دنبال پیدا کردن شخصیت و هویت مختص به خود می باشد و رسیدن به هویت واقعی به راحتی صورت نمی گیرد و مسلما به زمان نیاز دارد.

رفتار ها و تغییرات خلقی نوجوانان به خاطر تغییرات هورمونی به وجود می آید، پرخاشگری در دوره نوجوانی امری طبیعی است و نوجوانان در این دوره تحریک پذیر هستند و حالات عاطفی بسیاری را تجربه می کنند.

بسیاری از والدین نسبت به پرخاشگری فرزندان خود گله مند هستند زیرا پرخاشگری در خانواده یک امر استرس زا می باشد و به همین دلیل خانواده ها به دنبال راهی هستند تا مشکلات و پرخاشگری های نوجوان شان را کاهش دهند.

رفتار با نوجوان پرخاشگر، دلایل عصبانیت و پرخاشگری نوجوانان

پرخاشگری در نوجوانان دلایل بسیاری دارد، آگاهی های لازم نسبت به این دلایل می تواند به برخورد بهتر والدین با فرزندان کمک کند، این دلایل موارد زیر را در بر می گیرد:

دلایل زیست شناختی

بر اساس تحقیقات انجام شده هنگامی که هورمون تستسترون ( هورمون پرخاشگری) افزایش می یابد خشم و عصبانیت در نوجوانان افزایش می یابد و زمانی که قند خون فرد کاهش می یابد نیز فرد عصبی و پرخاشگر می شود بنابراین کاهش قند خون یکی از دلایل زیست شناختی می باشد.


دلایل روانشناختی

دلایلی مانند افسردگی و احساس گناه از متداول ترین نوسانات خلقی در نوجوانان می باشد و نوجوان زمانی که تحت تاثیر این عوامل و مشکلات قرار می گیرد پرخاشگر می شود، الگو های شخصیتی نیز در بروز خشم و پرخاشگری بسیار تاثیر می گذارند.

دلایل اجتماعی

بسیاری از دلایل پرخاشگری در نوجوان را می توان به چالش های محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن ها در دوران نوجوانی نسبت داد و هم چنین از این موارد می توان به تاثیر خانواده، فقر و یادگیری و تربیت در محیط خانواده اشاره کرد و در این زمینه می تواند مطالعه مفید باشد و اطلاعات جامعی را در خدمت شما قرار دهد.

رفتار با نوجوان پرخاشگر

زمانی که نوجوان عصبی و پرخاشگر می شود والدین چه برخوردی می کنند؟ به طور معمول در اکثر مواقع والدین برای این که قدرت خود را در این شرایط حفظ کنند پا به پای نوجوان داد می زنند و میل به انجام این کار در والدین طبیعی می باشد چرا که والدین تحمل ندارند که قدرت شان توسط فرزندشان از بین برود و آن ها با انجام این کار نوجوان را به یک مبارزه و دعوای بزرگ تر دعوت می کنند و به همین دلیل یک دعوای طولانی میان شما و فرزندتان به وجود می آید.

برای این که برخورد بهتری با فرزندتان داشته باشید باید قبل از شروع دعوا یک جلسه خانوادگی ترتیب دهید و او را به آرامش دعوت کنید، زمانی که شما نوجوان خود را به گفت و گو دعوت می کنید به او احترام می گذارید و احساس مهم بودن و با ارزش بودن را به او نشان می دهید، هم چنین برخورد درست باعث می شود تا نوجوان مهارت های اجتماعی، مهارت صحیح حل مسئله، مسئولیت پذیری و همکاری را بیاموزد.

منبع : رفتار با نوجوان پرخاشگر

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 437
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 65
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 227
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 294
  • بازدید ماه : 1025
  • بازدید سال : 269983
  • بازدید کلی : 7497382
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی