loading...

حسام قدس

بازدید : 4193
يکشنبه 5 بهمن 1399 زمان : 22:07

آیا افسردگی بی دلیل وجود دارد؟ افسردگی دلایل زیادی دارد که درک آن ها می تواند دشوار باشد. در برخی موارد، افسردگی می تواند با تجربه های دردناک زندگی فرد مرتبط باشد، مانند از دست دادن و فوت دیگران یا رویدادهای آسیب زا می باشد.

افراد دیگر ممکن است به دلیل داشتن سابقه خانوادگی در زمینه بیماری روانی درگیر افسردگی گردند. علاوه بر این افسردگی ممکن است، پیش از قائدگی، یائسگی، طلاق و جراحی نیز به وجود آید.

آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

به طور کلی می توان گفت هر تغییری در زندگی روتین فرد می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. با این حال، برخی از افراد بدون هیچ دلیلی احساس افسردگی پیدا می کنند.

این افراد معمولا این افسردگی را بی دلیل می دانند زیرا سطح زندگی آن ها از دیگران بهتر است اما نمی توانند خوشحال باشند یا از زندگی خود لذت ببرند.

برخورد با افراد افسرده

شاید عجیب به نظر بیاید اما در بیش تر مواقع این دیگران هستند که باعث می شوند فرد فکر کند بدون هیچ دلیلی درگیر افسردگی شده است.

به طور مثال فرض کنید، خواهر 17 ساله شما می گوید که افسرده شده است.

شما به سرعت می گویید که سن او کم است و دلیلی ندارد که در این سن درگیر افسردگی شود.

در این شرایط فرد به سرعت به این موضوع می اندیشد که افسردگی او بدون دلیل و بدون ریشه می باشد. این برخورد بسیار غلط و آسیب زا می باشد.

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

در این حالت فرد احساس ناامنی پیدا می کند و مدام از خودش می پرسد که چرا افسرده است و جوابی برای آن ندارد. این کار باعث می شود که احساس پوچی پیدا کنند. به یاد داشته باشید که شما موظف نیستید دلیلی برای افسردگی خود به دیگران ارائه دهید.

در صورت عدم وجود "محرک" مانند مرگ یکی از عزیزان، طلاق یا از دست دادن شغل فرد بازهم ممکن است احساس کنند که بی دلیل دچار افسردگی شده است.

شخص افسرده ممکن است:

به دوران کودکی خود نگاه کند و به دنبال ریشه افسردگی خود بگردد و اگر نتوانست آن را پیدا کند یا به عبارت دیگر افسردگی خود را «توجیه» کند نگران و مضطرب می شود.

در این شرایط فرد از بروز افسردگی خود می ترسد و از طرفی عملکرد او در مدرسه و یا محل کار به شدت افت می کند و معلم یا رئیس ممکن است این افت را دلیلی بر بی مسئولیتی فرد بداند.

فشار برای "توجیه" افسردگی می تواند طاقت فرسا باشد به همین دلیل افراد افسرده هستند ممکن است تلاش کنند تا احساس واقعی خود را پنهان سازند.

در ظاهر ممکن است به نظر برسد که حال آن ها خوب است و خوشحال هستند ولی از درون به شدت افسرده می باشند.

این موضوع صدمات زیادی را به دنبال دارد زیرا فرد روز به روز منزوی تر می گردد.

بر روی دلایل ریشه ای تمرکز کنید

برای بهبود و درک افسردگی بهتر است که بر دلایل ریشه ای و اصلی آن تمرکز کنید، برخی از عوامل، مانند ساختار مغز، ژنتیک و مشکلات محیطی مواردی نیستند که فرد بتواند آن ها را کنترل کند.

بنابراین باید به عواملی تمرکز کنیم که شامل سبک زندگی فرد می شود و قابل تغییر است، اما میزان توانایی یک فرد در تغییر این رفتار به خود او بستگی دارد.

افسردگی انرژی فرد را کاهش می دهد و توانایی فعالیت های فیزیکی و ورزش را از فرد سلب می کند.

افسردگی و غم و اندوه چه تفاوتی دارند؟

افسردگی و اندوه دو امر کاملا متفاوت هستند اما بسیاری از افراد غمگین به اشتباه تصور می کنند که افسرده هستند زیرا غم و اندوه از علائم افسردگی نیز می باشد.

پیشنهاد مشاور: آیا هر کس ناراحت باشد افسرده است؟

بنابراین چگونه می فهمید که افسرده هستید؟ برای این کار علائم زیر را چک کنید:

علائم اصلی افسردگی

اگر علائم زیر را به مدت بیش از دو هفته به طور مداوم تجربه کنید، به احتمال زیاد شما درگیر افسردگی می باشید:

  1. عصبانیت
  2. اضطراب شدید
  3. تغییر در اشتها (همراه با کاهش وزن یا افزایش وزن)
  4. خستگی یا کمبود انرژی
  5. احساس غم یا پوچی
  6. احساس بی ارزشی، ناامیدی یا گناه بیش از حد
  7. از دست دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه
  8. دردهای جسمانی بدون هیچ دلیل خاصی
  9. مشکلات مربوط به تفکر، حافظه، تمرکز و تصمیم گیری
  10. مشکلات مربوط به خواب
  11. فکر به مرگ و خودکشی

پیشنهاد مشاور: تست افسردگی با پاسخ تحلیلی رایگان + راهکار درمانی

گریه بی دلیل و افسردگی

بسیاری از افراد تصور می کنند که گریه بی دلیل حتما به دلیل افسردگی می باشد اما اینگونه نیست گریه بی دلیل می تواند به دلیل قائدگی، بارداری، خستگی شدید، اضطراب، غم و اندوه و افسردگی باشد. بنابراین نمی توان گفت که زمانی که فرد بی دلیل خاصی گریه می کند حتما افسرده می باشد.

چگونه جلوی گریه را بگیریم

گریه یک روش کاملاً طبیعی برای ابراز احساسات است. اما شخصی که اغلب بدون دلیل مشخصی گریه می کند، ممکن است از گریه در زمان های نامناسب مضطرب شود،.

سه راه کاری که در ادامه ذکر می شوند باعث جلوگیری از گریه می شود، اما به خاطر داشته باشید که این کار تنها یک راه موقت می باشد و نمی تواند این مشکل را درمان سازد:

  • فشار دادن زبان به سقف دهان
  • شل کردن عضلات صورت
  • خاراندن پوست بین انگشت شست و انگشت اشاره
  • پلک نزدن
  • فکر کردن به چیزهای شاد و خوشحال کننده
  • نفس های عمیق و طولانی

اگر نگران هستید که بیش از اندازه گریه می کنید بهتر است با یک مشاور در این مورد صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که گریه شدید معمولا در افسردگی خفیف مشاهده می شود زیرا در افسردگی شدید فرد در بیان و بروز احساسات خود مشکل دارد.

گاهی گریه بی دلیل در خانم ها می تواند ناشی از دوران قاعدگی باشد.

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

افسردگی و خودکشی

در مورد رابطه بین این دو در مقالات دیگر به طور کافی توضیح داده شده است اما در صورت مشاهده علائم زیر حتما فرد را پیش روانشناس یا روانپزشک ببرید و به هیچ عنوان این علائم را دست کم نگیرید:

  • صحبت در مورد خودکشی
  • بخشیدن اموال یا نوشتن وصیت نامه
  • صحبت در مورد اینکه زندگی ارزش ندارد
  • تهدید به خودکشی

بسیاری از افراد تصور می کنند که زمانی که فرد در مورد خودکشی حرف می زند تنها به دنبال جلب توجه می باشد اما اینگونه نیست و بسیار دیده شده است کسانی که خودکشی کرده اند با این کار سعی داشتند که از دیگران کمک بگیرند.

منبع : افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

بازدید : 1205
چهارشنبه 24 دی 1399 زمان : 20:52

برخی به غلط تصور می کنند که حالات روحی که پیش از یائسگی تجربه می کنند عادی است، اماعلائم افسردگی یائسگی را نباید نادیده بگیرید. یائسگی باعث قائدگی غیرطبیعی، نوسانات نامنظم در سطح هورمون ها و بی خوابی می گردد. این امر همچنین برای بسیاری از افراد گرگرفتگی ناخوشایندی ایجاد می کند.

اگر در هر مرحله از زندگی خود افسردگی را تجربه می کنید باید به یک متخصص در این زمینه مراجعه کنید.

در مطالعات انجام شده مشخص شد که زنان یائسه چهار برابر بیشتر از زنان دیگر درگیر افسردگی می شوند.

کسانی که بیش تر در خطر این افسردگی قرار می گیرند دو دسته هستند:

  • زنانی که تجربه زایمان را نداشته اند.
  • زنانی که از قبل درگیر افسردگی بوده اند یا زمینه افسردگی را در خانواده خود داشته اند.

شیوع افسردگی یائسگی

ثابت شده است که زنان عموماً بیشتر از مردان افسردگی را تجربه می کنند. تحقیق انجام شده در 2017 نشان می دهد که میزان افسردگی در زنان در سن باروری دو برابر مردان است.

افسردگی در زنان همچنین ممکن است پیش از زایمان، پس از زایمان، در هنگام قائدگی و یائسگی ایجاد شود.

علائم افسردگی در دوره یائسگی

یائسگی با افزایش علائم افسردگی در زنان همراه است. تصور می شود که علائم در این زمان با علائم باروری متفاوت بوده در زمان افسردگی این علائم خفیف تر هستند.

اگر علائم زیر را در دوران یائسگی یا زمان های دیگری تجربه می کنید احتمال دارد که درگیر افسردگی شده باشید:

  • خستگی و کمبود انرژی
  • بی توجهی
  • عدم علاقه به فعالیت های لذت بخش
  • احساس بی ارزشی، ناامیدی یا درماندگی
  • اختلال در خواب
  • نوسانات خلقی
  • تحریک پذیری
  • گریه بی دلیل
  • اضطراب شدید
  • ناامیدی
  • مشکلات مربوط به گرگرفتگی یا تعریق شبانه
  • افکار مکرر در مورد مرگ یا خودکشی

از علائم ویژه افسردگی یائسگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خلق و خوی متغیر
  • کاهش علاقه به فعالیت هایی است که قبلاً از آنها لذت می بردید.
  • مشکلات خواب
  • خشکی واژن
  • تغییر وزن
  • مشکلات ادراری
  • کاهش میل به رابطه جنسی
  • تغییرات پوستی
  • ریزش مو
  • احساس گناه یا بی ارزشی
  • تغییر در سطح انرژی
  • فکر به مرگ یا خودکشی

به خاطر داشته باشید که بسیاری از این علائم مانند ریزش مو و تغییرات پوستی به دلایل هورمونی ایجاد می شوند که طی آن مو نازک و شکننده می شود.

چه هنگامی باید به پزشک مراجعه کنیم؟

هنگامی که فرد وارد دوره یائسگی می شود باید با پزشک خود در مورد این که سابقه افسردگی داشته است صحبت کند. علاوه بر این، فرد باید به تغییرات خلقی خود دقت کند. آیا این تغییرات فلج کننده هستند؟ آیا نظم عادی زندگی فرد را بهم می ریزند؟

نکته قابل توجه در اینجا این است که هر احساس غم و اندوهی به این معنی نیست که افسردگی دارید.

افسردگی نه تنها روحیه شما را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه بر سایر جنبه های سلامت جسمانی شما از جمله خواب، انرژی، اشتها، انگیزه و تمرکز نیز تأثیر می گذارد. اگر این نوع علائم جسمی را تجربه می کنید و بیشتر روزها و هفته ها با علائم خلقی افسردگی درگیر هستید، باید به پزشک مراجعه کنید.

افسردگی یائسگی

عوامل تشدید کننده افسردگی یائسگی

وقایع استرس زا نقش مهمی در ایجاد و تشدید این افسردگی دارند که شامل موارد زیر می شوند:

  • طلاق
  • از دست دادن شغل
  • مرگ پدر یا مادر
  • تصادف
  • ازدواج فرزندان و تنها ماندن
  • بحران های روحی

چندین عامل دیگر نیز با افسردگی در دوران یائسگی مرتبط هستند از جمله:

  • سابقه افسردگی در خانواده
  • سابقه سوء استفاده جنسی یا خشونت
  • احساسات منفی در مورد پیری و یائسگی
  • بی تحرکی
  • سیگار کشیدن
  • فاصله اجتماعی با دیگران
  • سیگار کشیدن
  • عزت نفس پایین
  • ناامیدی از اینکه دیگر نمی توان بچه دار شد

هورمون ها و افسردگی زنان

بسیاری از زنان در حین یائسگی دچار تغییرات خلقی می شوند. این تغییرات خلقی ممکن است مربوط به نوسان هورمون ها باشد. هنگامی که سطح استروژن تغییر می کند، سروتونین و نوراپی نفرین نیز در مغز تحت تأثیر قرار می گیرند.

سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین هورمون هایی هستند که در عملکرد مغز و در خلق و خوی افراد نقش زیادی دارند. آن ها می توانند با کاهش اضطراب و بهبود خواب، احساس خوشبختی را افزایش دهند.

درمان افسردگی یائسگی

این نوع افسردگی نیز مانند انواع دیگر آن نیاز به حضور دکتر و انجام درمان های مختلف دارد. نوع این درمان بستگی به نظر دکتر داشته و ممکن است که در کنار آن از دارو درمانی نیز استفاده شود.

در صورت استفاده از دارو به طور کامل در مورد عوارض جانبی آن اطلاع کسب کنید تا نگرانی شما به صورت کامل برطرف شود.

درمان های خانگی برای مقابله با افسردگی در دوران یائسگی

درمان های خانگی و تغییر در سبک زندگی در کنار درمان تخصصی می تواند به بهبود حال شما کمک کند، بهتراست که در مورد این موارد با دکتر خود صحبت کنید:

ورزش منظم

ورزش منظم محرک ترشح سروتونین و اندورفین در بدن می باشد. افزایش این هورمون ها به یپشگیری و درمان افسردگی کمک می کند. به همین دلیل به کسانی که در گیر هر نوع افسردگی هستند توصیه می شود که هرچقدر که می توانند ورزش کنند.

خواب مناسب

به هیچ عنوان از اهمیت خواب مناسب و با کیفیت غافل نشوید. شب ها حتما در یک ساعت مشخص و به موقع بخوابید، وسایل الکتریکی را از دسترس خود دور کرده و اتاق را تاریک کنید.

برای این که خواب بهتری را تجربه می کنید پیش از خواب می توانید به یک موسیقی آرامش بخش گوش داده یا کتاب بخوانید.

تمرین تنفس

تمرین تنفس جزو مواردی است که با کاهش اضطراب، افسردگی را نیز بهبود می بخشد. سعی کنید نحوه نفس کشیدن را تمرین کنید. آرام آرام نفس بکشید و دم و بازدم خود را کنترل کنید.

منبع : افسردگی یائسگی | تشخیص و درمان افسردگی زنان

بازدید : 1034
چهارشنبه 24 دی 1399 زمان : 20:48

عوارض اعتیاد به هروئین، عوارض کوتاه مدت و بلند مدت مصرف هروئین

آیا می دانید عوارض اعتیاد به هیروئین چیست و نسبت به آن آگاهی دارید؟ هروئین یکی از پرمصرف ترین مواد مخدر در سطح جهان می باشد و یک نوع از مواد مخدر افیونی است که از تریاک مشتق شده و در مجموعه آن قرار می گیرد.

هیروئین آسیب های زیادی به جسم فرد مصرف کننده می گذارد و بسیار عوارض شدیدی در روح و روان فرد دارد.

افرادی که به صورت تزریقی از این ماده استفاده می کنند عوارض آن چند برابر بیشتر می شود و ممکن است فرد به عفونت دچار شود.

برای پیشگیری از اعتیاد به هروئین باید عوارض و علائم آن را بشناسید و به خوبی با آن آشنا شوید و اطلاعات و آگاهی های لازم را در اختیار فرزندتان قرار دهید چون اگر به هروئین اعتیاد پیدا کنید ترک آن بسیار سخت خواهد بود.

برای ترک آن حتما باید از مشاوره ترک اعتیاد کمک بگیرد در غیر اینصورت نخواهید توانست آن را ترک کنید و ممکن از دوباره به مصرف آن روی آورید.

در این مقاله در مورد عوارض و آسیب هایی که به فرد وارد می کند بحث خواهیم کرد.

لزوم آگاهی از عوارض اعتیاد به هروئین

بسیاری از افراد نسبت به عوارض و آسیب های هروئین بر بدن ناآگاه هستند و به دلیل گرایش زیادی که به مواد مخدر دارند آسیب هایی به بدن و مغز آن ها وارد می شود.

افراد اگر در مورد عوارض مواد مخدر اطلاع داشته باشند راحت تر می توانند پیشگیری کنند تا به هروئین اعتیاد پیدا نکنند و یا زودتر روش های درمانی خود را آغاز کنند و مصرف هروئین را ترک کنند.

هروئین بسیار برای بدن ضرر دارد و آسیب های زیادی بر سلامت عمومی بدن از نظر جسمانی و روانی ایجاد می کند این عوارض خیلی شدید است و در کوتاه مدت و بلندمدت می تواند آسیب های جدی بر بدن وارد کند و عواقب آن جبران ناپذیر می باشد.

هروئین بیشتر مغز و سیستم های عصبی را درگیر می کند و چون مغز بر بدن اهمیت بسیاری دارد افراد باید در مورد عوارض آن آگاهی های لازم را داشته باشند تا مشکلاتی برای آن ها به وجود نیاید.

در این مقاله در مورد عوارض هروئین در بدن و مغز بیشتر صحبت خواهد شد.

عوارض اعتیاد به هروئین، عوارض کوتاه مدت

اعتیاد به هروئین بر روی مغز اثر می گذارد و سیستم عصبی را مختل و در کوتاه مدت عوارض روحی و روانی سنگینی بر فرد مصرف کننده وارد می کند که بسیاری از عوارض آن در زیر ذکر شده است.

  • آبریزش بینی و خروج آب از چشم
  • احساس سنگینی در اندام ها
  • بزرگ شدن مردمک چشم ها
  • حالت تهوع و استفراغ
  • اضطراب غیر طبیعی
  • خارش شدید بدن
  • تنفس آهسته
  • خواب آلودگی
  • فراموشی

عوارض اعتیاد به هروئین، عوارض بلند مدت

مصرف هروئین عوارض بسیاری دارد و اگر در بلندمدت به تعداد دفعات زیاد استفاده شود بیشمار آسیب و عوارض می رساند، اگر فرد به طور نادرست و غیر بهداشتی مصرف کند می تواند مشکلات و عوارض بسیار بیشتری برای او ایجاد کند.

معمولا معتادان بهداشت را رعایت نمی کنند و از سرنگ های آلوده و مشترک استفاده کرده و آن ها را ضدعفونی و استریل نمی کنند.

به دلیل رعایت نکردن بهداشت آن ها علاوه بر اعتیاد به بیماری های دیگری مانند بیماری قلبی، بیماری کلیوی، بیماری کبدی و ایدز مبتلا می شوند.

همچنین افراد معتاد به دلیل استنشاق هروئین در مدت طولانی ممکن است به بیماری های تنفسی و ریوی دچار شوند و از دیگر عوارض مصرف زیاد هروئین مبتلا به عفونت های پوستی، آبسه، یبوست و ذات الریه می باشد.

فرد برای اینکه به کمتر به عوارض هروئین دچار شود باید درمان آن را هر چه زودتر شروع کند تا به مشکلات کمتری دچار شود.

عوارض مصرف هروئین بر اندام ها و سیستم های مختلف بدن

هروئین مانند دیگر مواد مخدر و روانگردان ها اثرات مخرب و آسیب هایی بر روی اندام های مختلف بدن در دوره کوتاه مدت و یا بلند مدت می گذارد و مهمترین آسیب و اثرات آن آسیب به مغز می باشد.

هنگامی که این ماده مخدر با گیرنده های عصبی و نورون ها ترکیب می شود آسیب زیادی به سیستم مغزی فرد می گذارد و سیستم عصبی او را درگیر می کند.

عضو دیگری که با مصرف مواد مخدر هروئین درگیر می شود نخاع می باشد هنگامی که مواد مخدر وارد نخاع می شود در پیام رسانی به مغز اختلالاتی به وجود می آورد.

بعد از مدتی فقط مغز با حضور هروئین به وظیفه خود به خوبی عمل می کند و به آن وابسته می شود در صورتی که به نخاع و مغز مواد هروئین نرسد مغز و نخاع نمی توانند به وظایف خود به درستی عمل کنند و علائم ترک بروز پیدا می کند.

سیستم لنفاوی وظیفه دارد تا لذت، خشم عصبانیت و شادی را در مغز کنترل کند هنگامی که فردی ماده هروئین استفاده می کند دیگر مغز نمی توانند پاسخ و واکنش صحیحی نسبت به محیط داشته باشد و فقط باید هروئین مصرف کند تا بتواند به خوبی نسبت به مسائل پاسخ بدهد.

عوارض اعتیاد به هروئین

سیستم های غیر ارادی

سیستم های دیگری ماند سیستم های غیر ارادی که اعمالی مانند سرفه و تنفس را کنترل می کنند تحت تاثیر هروئین قرار میگیرند و با مصرف کردن هروئین می توانند دقیق عکس العمل نشان دهند.

افراد با مصرف هروئین باعث می شوند تا سیستم بدنی آن ها سرکوب شود و به مشکلاتی مانند مشکلات تنفسی مبتلا شوند.

مصرف هروئین باعث می شود تا فرد رغبتی به جنس مخالف خود نداشته باشد و میل جنسی او کاهش یابد و توان جنسی او افت می کند و آسیب هایی برای او به وجود می آورد.

هروئین بر روی سیستم بدنی زنان و مردان تاثیرات بسیاری دارد مثلا بر روی تخمدان های زنان اثر می گذارد و باعث می شود تا بیماری دچار شوند و عادت ماهیانه آن ها با بی نظمی رو به رو شود.

در مردان بر روی بیضه های آن ها تاثیر می گذارد و باعث کاهش توان جنسی آن ها می شود.

عوارض اعتیاد به هروئین در نوجوانان

مواد مخدر مانند هیروئین چون در شبکه های مجازی و رسانه ها تبلیغات بسیاری برای آن ها می شود طرفداران بسیاری برای خود جذب می کنند و جوانان و نوجوانان را به سمت خود می کشانند.

گرایش نوجوانان به مواد مخدر به عوامل بسیاری بستگی دارد که مهمترین آن گروه همسالان، عدم آگاهی و اطلاعات و آموزش های صحیح آن ها بستگی دارد.

مصرف هروئین عوارض بسیاری برای نوجوانان ایجاد می کند که در زیر نمونه های از آن را ذکر می کنیم.

  • کاهش حافظه
  • اختلالات جنسی
  • فراموشی
  • بداخلاقی و پرخاشگری
  • بیماری قلبی و عروقی
  • افسردگی حاد
  • خودکشی

والدین باید نسبت به فرزند خود مراقب باشند چون سن نوجوان حساس است و ممکن است به سمت مصرف مواد برود پس بهتر است آگاهی های لازم در مورد هروئین و عوارض آن در اختیار فرزند خود قرار دهید تا نسبت به علائم آن در هنگام بلوغ و نوجوانی هشیار باشد.

منبع : عوارض اعتیاد به هروئین | عوارض کوتاه مدت و بلند مدت مصرف هروئین

بازدید : 754
چهارشنبه 17 دی 1399 زمان : 21:54

دعوا بخشی از ارتباط است. این به این علت است که دو فرد کاملا یکسان نیستند، شما دیدگاه یکسانی نسبت به جهان نخواهید داشت. به همین دلیل است که ما زوج های متفاوت زیادی میبینیم و بر همین اساس هم تکنیک های مشاوره ازدواج متفاوتی وجود دارند.

مشاوره زوج ها، در صورتی که دعوای بین زوجین به یک تهدید جدی برای رابطه تبدیل می شود، ابزار مهمی است. وجود دعواهای گهگاه احتمالا در رابطه بلامانع است اما اگر این دعوا کم کم به کل زمان رابطه تسری پیدا می کنند، این منبعی از استرس و ناخوشایندی خواهد بود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود ، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند، بنابراین یادگیری این که چگونه با این دعواها باید مواجهه کرد، بخش جدایی ناپذیر از یک رابطه سالم است.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان است و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن سابقه ای بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در مجموعه های کلینیکی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی دارد. روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کرده و بفهمید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید. روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های عشق را بسازید که به شما کمک می کند تا با به نقشه درآوردن نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی او، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان یاد بگیرید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود. این روشی از مشاوره زوجین است که به شما اجازه می دهد تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

9 تکنیک برتر در مشاوره ازدواج بر اساس جدیدترین روشهای روانشناسی

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مساله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما خواهد خواست که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک خواهد کرد که بخش های منفی از داستان را بازنویسی کنید.

با مشخص شدن مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما چیزی است که فرد با آن درگیر می باشد، شما دید جدیدی به موقعیت خود خواهید داشت. روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مساله از زوایای مختلف نگاه کنید:

زاویه فرهنگی،

سیاسی و اجتماعی.با بیان مسائل منفی در یک شیوه روایی،شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ نمیداد مخفی باقی می ماندند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که شما و فرد مقابلتان را دچار مشکل می کرده اند.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص با بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.

تست شخصیت شناسی عشق

۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچند درمان با محوریت عاطفه در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید به ویژه این درمان را مدنظر قرار داد. معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان با محوریت عاطفه سه هدف عمده دارد:

شناخت پاسخ های احساسی مهم را تقویت کرده و گسترش می دهد.

به دنبال تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان است. درمان در طول تعاملات موقعیت هرشریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان با محوریت عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رسیده اند.

۴٫ روانشناسی مثبت اندیشی در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد تا این مفهوم را تقویت کند که شادی ناشی از عوامل مختلف مغزی و احساسی است.

روانشناسی مثبت به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اینکه رخ می دهند تشخیص دهید نه زمانی که آن لحظات گذشته اند و دید پس نگرانه دارید.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه و حال حاضر زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت را مفرح و رهایی بخش می بینند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود. درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : مشاوره ازدواج

بازدید : 1409
يکشنبه 23 آذر 1399 زمان : 13:00

در این مقاله به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری در جامعه پرداخته می شود تا شناخت کاملی از پرخاشگری ایجاد شود. یکی از عوامل ایجاد پرخاشگری ناکامی است، در حقیقت ناکامی نقش کلیدی و اساسی در ایجاد و تداوم پرخاشگری دارد.
ناکامی چیست؟

چنانچه خواسته های فرد با موانع و دشواری مواجه شود به نحوی که شخص نتواند به خواسته های خود برسد ناکامی ایجاد می شود.

به طور مثال فردی که نتوانسته به آرزوی خود که تحصیل در یک دانشگاه معتبر بوده برسد با کمبودها و محدودیت هایی در این مورد مواجه می شود و این محدودیت ها و ناکامی ها ممکن است باعث ایجاد خشونت و پرخاشگری در فرد شود.


احساس محرومیت و عدم برخورداری حاصل از ناکامی می تواند به پرخاشگری تبدیل شود.

شرایط دشوار باعث می شود که فردی که با ناکامی روبرو شده به تعارضات و ناآرامی های مختلف مبتلا شود به نحوی که احتمال متوسل شدن فرد به خشونت بالا می رود.

البته پرخاشگری در افرادی که ناکام نیستند هم به وجود می آید اما وجود ناکامی احتمال وجود و بروز پرخاشگری را افزایش می دهد.

هنگامی که فرد برای رسیدن به خواسته خود تلاش می کند، این خواسته بعضی از عوامل کامل کننده ی وجود او را تکمیل می کند و نرسیدن به آن موجب خشم شده و کنترل نکردن خشم باعث رفتارهای خشونت آمیز می شود.

به طور مثال کودکی که خواسته ها و نیازهایش به وسیله خانواده تامین نمی شود با ناکامی و رنجش مواجه می شد و این رنجش در طول زمان باعث ایجاد پرخاشگری می شود.

پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود ناکامی و پرخاشگری
پرخاشگری بیش تر متوجه عوامل ایجاد کننده ی ناکامی خواهد بود

افرادی که بنا به دلایل به آرزوها و خواسته های نمی رسند مبتلا به ناکامی می شوند و این ناکامی باعث ایجاد احساس ناخواشآیند در آن ها می شود.

در حقیقت فرد ناکام توانایی تحلیل و شناخت درست را در یک سری موارد از دست می دهد و عوامل بیرونی را مسبب تمام مشکلات خود می دانند، بنابراین رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه نسبت به عوامل خارجی نشان می دهد.


کسب آگاهی و انتخاب رویکردهایی سازگارانه و گذران دروان ناکامی

همان طور که گفته شد افرادی که دچار ناکامی می شوند بیش تر احتمال دارد که رفتارهای پرخاشگرانه نشان دهند.

اما لزوما هرکسی که به ناکامی بر می خورد رفتار پرخاشگرانه نشان نمی دهد.

یکی از نکات مهم در ارتباط با نوع بشر، قدرت انتخاب او است که او را از موجودات دیگر متمایز می کند. انسان مانند یک ماشین عمل نمی کند و نمی توان برای او دستور راهنما نوشت، او با توجه به شرایط تصمیم می گیرد و به شیوه ای که سازنده باشد عمل می کند.

منبع : پرخاشگری همچون موجی در جامعه پخش می شود

بازدید : 1429
شنبه 22 آذر 1399 زمان : 12:23

داغ دیدگی یا مرگ عزیزان و از دست دادن عزیزان می تواند یکی از عوامل ایجاد افسردگی باشد. حال سوال این است چگونه آن را تشخیص داده و درمان کنیم؟
رابطه داغ دیدگی و افسردگی

رابطه پیچیده ای میان این دو موضوع وجود دارد که باعث می شود باهم اشتباه گرفته شوند.

داغدیدگی ممکن است باعث افسردگی بشود ولی در اکثر موارد این اتفاق نمی افتد البته شخص داغ دیده ممکن است علائمی را نشان دهد که مانند افسردگی باشد.

هنگامی که کسی را از دست می دهیم افکار مربوط به خودکشی، سستی و بی حوصلگی و نگرانی در مورد گذشته کم تر رخ می دهد پس اگر این علائم را دارید بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید.

اگر اعتصاب غذا کرده اید، نمی خوابید یا دوست دارید که به خودتان یا دیگران آسیب بزنید باید هرچه سریع تر به دکتر مراجعه کنید.

رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان
غم و اندوه طبیعی است؟

غم مانند شاد یک احساس کاملا طبیعی است و نیازی ندارد که درمان شود غم و اندوه سه مرحله دارد.
مرحله اول غم، بی حسی است

این احساس حتی ممکن است یک هفته هم طول بکشد شما احساس می کنید که نمی توانید نبود عزیزتان را بپذیرید و احساس می کنید که او زنده است حتی ممکن است نتوانید گریه کنید زیرا احساس می کنید که از نظر عاطفی کرخت شده اید.
مرحله دوم غم، سوگواری است

این مرحله بین یک هفته تا شش ماه طول می کشد ولی شدت آن به مراتب کاهش می یابد در این زمان اشتهای شما کم می شود و به شدت گریه می کنید. اضطراب شما در این دوره زیاد است و نمی توانید روی هیچ موضوعی بجز غم تمرکز کنید.

در طول این دوره ممکن است احساس کنید به کسی که فوت شده توجه کافی نداشته اید و خود را مقصر بدانید.

حتی ممکن است درد جسمانی را هم تجربه کنید. در این دوره افراد زیادی می گویند که حضور مرده را در کنار خود احساس می کنند، صدای او را می شنوند یا حتی بوی او را احساس می کنند. این احساسات بسیار شبیه به توهم و افسردگی است ولی در این مرحله بسیارعادی است.
پذیرش واقعیت باید در مرحله آخر رخ دهد

این مرحله آخر است و پس از ماه ششم کم کم اتفاق می افتد. سوگواری فروکش می کند و فرد می پذیرد که باید به زندگی عادی خود بر گردد. این مرحله ممکن است طول بکشد.

منبع : رابطه داغ دیدگی و افسردگی | افسردگی ناشی از مرگ عزیزان

بازدید : 1215
سه شنبه 18 آذر 1399 زمان : 22:59

یکی از دانشمندان بسیار تاثیرگذار در علم رفتارشناسی ایوان پاولف می باشد او بیشتر عمر خود درگیر بررسی و مطالعه فیزیولوژی بود.

ایوان پاولف در سن 50سالگی وارد حوزه یادگیری شد و در مورد مفهوم شرطی سازی کلاسیک به مطالعه پرداخت.

در سن 80 سالگی به کمک مفاهیم شرطی سازی کلاسیک مطالعه خود را در زیمنه بیماری های روانی آغاز کرد.

او در این سال ها بسیار تلاش کرد و در زمینه علمی به نتایج درخشانی رسید او توانست کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی را منتشر کند.

کتاب های او بسیار مفید است و به روانپزشکی و روانشناسی کمک بسیاری می کند.

در این مقاله به بررسی زندگی نامه و دستاوردهای علمی ایوان پاولف می پردازیم تا بتوانیم با یک رویکرد درمانی جدیدی آشنا شویم.

زندگی نامه ایوان پاولف

ایوان پترویچ پاولف در سال 1894 در روسیه به دنیا آمد، پدر او یک کشیش مسیحی بود و او در ابتدای جوانی پدرش را الگوی خود قرار داد و تحت تاثیر پدرش قرار گرفت وتحصیلات مذهبی جهت کشیش شدن را آغاز کرد.

اما پس از مدتی به علم فیزیولوژی علاقه مند شد و به مطالعه در این حوزه مشغول شد او بیشتر عمر خود برای مطالعه علم فیزیولوژی گذراند.

ایوان پاولف در این زمینه بسیار رشد کرد و به موفقیت رسید او توانست در سال 1904 جایزه نوبل را برای پژوهش های خود در حوزه فیزیولوژی سیستم گوارش کسب کند.

او تا قبل از 50سالگی در زمینه شرطی سازی هیچ مطالعه ای نداشته است و یک رویداد و اتفاق تصادفی باعث شد که او به این سمت کشیده شود.

ایوان پالف در زمینه شرطی سازی پژوهش های بسیاری انجام داد که باعث شد شهرت او به خاطر این پژوهش ها بیشتر شود.

او در سن 80 سالگی به مطالعه مفاهیم شرطی سازی در زمینه بیماری های روانی پرداخت و تلاش بسیاری در این زمینه کردند که منجر به انتشار کتاب بازتاب های شرطی و روانپزشکی در سال 1941 شد، این کتاب ها برای علم روانپزشکی بسیار کاربردی بود.

ایوان پاولف بسیار اهل پژوهش بود او در سن 87 سالگی و در خاک روسیه درگذشت.

ایوان پاولف و شروع مطالعات شرطی سازی

ایوان پاولف به طور یک اتفاق ناگهانی توانست با مقوله شرطی سازی آشنا شود و به مطالعه و بررسی آن پرداخت.

پاولف دستگاه گوارش عملی جراحی را روی یک سگ مورد مطالعه قرار داد و هنگامی که ترشحات از معده سگ از طریق لوله در بیرون بدن او ریخته و جمع آوری می شد وی به نکته جالبی رسید.

پاولف هنگامی که ترشحات معده حیوان را اندازه گیری می کرد در پاسخ به محرک هایی مانند گرد گوشت به این نتیجه رسید که سگ با دیدن غذا، باعث ترشح بزاق دهانش می شود.

او هنگامی که در آزمایشگاه می رفت متوجه می شد عواملی مانند حضور در آزمایشگاه و یا صدای پا باعث ترشح بزاق می شود.

پاولف ابتدا به این عکس العمل ها توجه کرد و پاسخ آن را تحت عنوان بازتاب روانی نامگذاری کرد اما او به عینیت گرایی اعتقاد ویژه ای داشت و به همین دلیل دوست نداشت در زمینه عوامل روانی که مرتبط با ذهن است پژوهشی را انجام دهد.

ولی همکارانش اصرار داشتند که او در زمینه شرطی سازی و کاربرد آن در روانپزشکی پژوهش هایی را انجام دهد و به همین دلیل او پژوهش ها را آغاز کرد و در این زمینه موفق شد.

پژوهش های او باعث شد تا روشی برا ی درمان بیماری های روانی پیدا شود.

تعریف شرطی سازی از زبان پاولف

پاولف مفهوم بازتاب روانی یا همان پاسخ شرطی را در سال 1955 برای مخاطبشان بیان کرد و آن ها را با این ویژگی ها آشنا ساخت.

در زیر جملاتی به نقل از پاولف در کتاب های مختلف نظریه های یادگیری به عنوان تعریفی از شرطی سازی بیان شده است.

"من دو آزمایش ساده را که می‌توانند به وسیله هرکسی با موفقیت انجام شوند ذکر می‌کنم.

ما یک محلول رقیق از نوعی اسید را به صورت خوراکی به دهان سگ می‌ریزیم، اسید به طور طبیعی یک واکنش دفاعی را در حیوان برمی‌انگیزد.

او با حرکت شدید دهان، محلول را بیرون می‌ریزد و در همان حین مقدار زیادی بزاق در درون و بیرون دهان ترشح شده که باعث رقیق شدن اسید و شست و شوی مخاط دهان می‌گردد.

حال به آزمایش دوم می‌پردازیم، درست پیش از ریختن محلول اسید به دهان حیوان، چندین بار او را از طریق یک عامل بیرونی نظیر صدایی مشخص تحت تأثیر قرار می‌دهیم.

بعد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ با تکرار صدا به تنهایی همان واکنش‌ها از جمله حرکات شدید دهان و ترشح بزاق به طور کامل تکرار می‌شوند".

پاولف به طور واضح تعریف شرطی سازی را بیان کرد.

تاثیر ایوان پاولف بر علم روانشناسی و روانپزشکی

بر اساس تحقیقات انجام شده بسیاری از اختلالات روانی و عادت های بد به دلیل شرطی شدن مغز به وجود می آید.

به عنوان مثال ترس های غیرمنطقی از اشیا وحیوانات و یا موقعیت ها و فوبیاها بیشتر برای درمان آن از شرطی سازی کلاسیک استفاده می کنند و شرطی سازی برای مفهوم بندی و برنامه ریزی برای مداخلات درمانی به کار می رود.

مثلا ترس ازآمپول را در نظر بگیرید کودکانی که از آمپول می ترسند با دیدن هر چیزی مانند آمپول نمایان گر درد باشد حس ترس به سراغشان می آید و نسبت به محرک های دیگر تزریق هم پاسخ ترس افراطی در انسان ها به وجود می آید.

درمانگر برای درمان این اختلال از تکنیک های رفتاری نظیر خاموشی استفاده می کنند.

در جریان خاموشی محرک شرطی انجام می شود اما بدو اینکه پاسخی غیر شرطی مانند درد ارائه شود و همین باعث می شود تا فرد به مرور زمان شرطی زدایی شود و ترس او از بین برود و بهبود یابد.

روانشناسان و درمانگران برای درمان این بیماران سعی می کنند پاسخ های مثبت تری را جایگزین پاسخ های قبلی کنند تا فرد بتواند سریع تر بهبود یابد و به این ترتیب به درمانجو کمک بسیاری می کنند.

درمانگر می تواند با تکنیک هایی مانند ریلکسیشن و تنفس آگاهانه شخص را آرام کند و آموزش های لازم را برای او بیان کند.

سوالات متداول

از مفاهیم مطرح شده در نظریه یادگیری پاولف و شرطی سازی کلاسیک بیشتر در چه زمینه هایی استفاده می شود؟

امروزه نظریه پاولف کاربردهای بسیاری دارد و در زمینه های مختلف از جمله روانشناسی تربینی، آموزش و پرورش، فرمول بندی اختلالات روانی و رفتار درمانی یا همان مداخلات درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

بازدید : 16420
شنبه 15 آذر 1399 زمان : 10:13

آیا افسرده خویی با اختلال افسردگی متفاوت است؟ در سراسر جهان میلیون ها نفر دچار انواع افسردگی هستند اما افرادی که به افسردگی خویی دچار می شوند علائم خفیف تری نسبت به اختلال افسردگی دارند، ولی دوره های آن طولانی می باشد.

آن ها چون افسردگی شدیدی ندارند و افسردگی آن ها اختلالی در کار و روابط اجتماعی شان نمی گذارد زیاد جدی نمی گیرند و برای درمان اقدام نمی کنند.

آن ها خودشان از سرگرمی ها و تفریحات خود به خوبی لذت نمی برند و چون افسردگی آن ها حاد نیست و دیگران شاید متوجه بیماری آن ها نشوند از طریق اطرافیان حمایت نمی شوند.

بعضی اوقات افسردگی پیامدهای تاسف بار و ناراحت کننده ای دارد افسردگی اگر به موقع شناسایی شود می توان جلوی پیشرفت آن را گرفت و به خوبی درمانش کرد و برای درمان می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید.

در این مقاله به بررسی تفاوت افسردگی با افسردگی خویی می پردازیم.

اختلال افسردگی و علائم آن

شدت نشانه های افسردگی اساسی بسیار بالا است به طوری که فرد را از نظر شغلی و روابط اجتماعی دچار مشکلاتی می کند.

اختلال افسردگی باعث می شود تا غم و اندوه شدیدی در فرد به وجود آید و در موقعیت های گوناگون از زندگی خود لذت نبرد این احساس حداقل به مدت دو هفته فرد را درگیر می کند.

افسردگی علائم زیادی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • کاهش و عدم اعتماد به نفس
  • بی علاقگی و بی حوصله بودن
  • بی قراری کردن
  • احساس پوچی و بی فایده بودن
  • ناامید نسبت به زندگی و ناراحت و دلگیر بودن
  • احساس بی ارزش بودن
  • تفکرات منفی و ...

اختلال افسرده خویی و علائم آن

افسردگی خویی نمونه ای از افسردگی است و علائم افسردگی را دارد فقط نشانه های آن نسبت به اختلال افسردگی به شدت کمتری می باشد.

فردی که به افسردگی خویی مبتلا می شود ممکن است از بیماری خود آگاه نباشد و حتی خودش نتواند تشخیص دهد که افسرده هست یا خیر.

افسردگی خویی دوره های نسبتا طولانی دارد که حالت آن ثابت باقی می ماند به طوری علائم و نشانه های آن ممکن است حداقل دوسال ماندگار باشد.

تفاوت افسرده خویی با افسردگی

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند نمی توانند افسردگی خود را تشخیص دهند معمولا همیشه خلق افسرده دارند ولی افرادی که به افسردگی اساسی مبتلا می شوند زمان دوره افسردگی آن ها مشخص است.

چون شدت علائم افسردگی ماژور بیشتر است و زندگی فرد را مختل می کند اما در افسردگی خویی فرد زندگی معمول خود را دارد ولی بدون لذت و هیجان.

در افسردگی خویی فرد معمولا از جمع و اجتماع کناره گیری می کند و دچار حساسیت های عاطفی – هیجانی می شود گریه های او بیشتر دوزه ای می باشد.

اما در اختلال افسردگی، شدت بیماری فرد بسیار زیاد است و باعث اختلال در زندگی، کار و تحصیل و روابط اجتماعی او می شود.

نشانه ها و علائم افسردگی خویی زیاد واضح نمی باشد و فرد کارکرد معمول خودش را دارد ولی در طولانی مدت نمی تواند لذت و هیجانی را در زندگی خود حس کند.

احتمال افسردگی اساسی تا اوایل نوجوانی بسیار کم است و افرادی که در زیر 20سال به افسردگی دچار می شوند به احتمال زیاد افسردگی مزمن و به افسردگی خویی مبتلا شده اند.

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند بیشتر درگیر اختلالات شخصیتی می شوند و یکی از دلایل آن می تواند به خاطر افسردگی مستمر بدون علائم حاد باشد و فرد را درگیر اختلالات شخصیتی در کنار افسرده بودن قرار دهد.

آیا تفاوت افسرده خویی با افسردگی باعث تغییر روش های درمانی می شود؟

برای افسردگی روش های درمانی متفاوتی وجود دارد که در زیر به آن ها اشاره شده است.

  • استفاده از داروهای ضدافسردگی
  • روان درمانی
  • درمان شناختی – رفتاری
  • رفتار درمانی
  • روان درمانی فردی بینش مدار
  • درمان بین فردی
  • خانواده درمانی
  • در موارد حاد بستری کردن بیمار

بر اساس روش های بالا روان درمانی در کنار داروهای ضد افسردگی می تواند بر روی بیمار اثر مثبت بگذارد.

همچنین بستری کردن زمانی لازم است که شخص به افسردگی حاد مبتلا شده و احتمال خودکشی و یا آسیب زدن به دیگران وجود دارد.

برای آنکه بهترین روش درمانی بر اساس ویژگی های شخصیتی بیمار را در نظر بگیرید باید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید.

بیمارانی که به افسردگی مبتلا می شوند معمولا نسبت به درمان عکس العمل بهتری نشان می دهند نسبت به افرادی که به افسردگی خویی مبتلا هستند.

چون افرادی که به افسردگی خویی مبتلا هستند چون علائم آن ها واضح نیست شناسایی بیماری به ندرت اتفاق می افتد و سرعت بهبودشان بسیار کم است پس ممکن است که دوره درمان طولانی تری داشته باشند.

دوره درمان در اختلال افسردگی ممکن است حدود 4 تا 9 ماه طول بکشد اما در افسردگی خویی بسیار طولانی است و ممکن است بدون درمان ممکن است 20تا 30 سال فرد گرفتار افسردگی باشد.

به طور میانگین دوره درمان افسردگی خویی حدود 5 سال می باشد در این 5 سال فرد زندگی بدون لذت و هیجانی را داشته است و ممکن از به خودش آسیب بزند و خودکشی کند.

افرادی که به افسردگی خویی مبتلا می شوند اختلالات بیشتری را تجربه می کنند و به مدت طولانی تری درگیر بیماری هستند.

هردو افسردگی نیاز به درمان دارد و روش های درمانی برای آن فرقی نمی کند فقط باید به موقع بیماری شناسایی شود تا بتوان به بهترین روش برای درمان آن اقدام کرد.

یه خبر خوب

برای درمان افسردگی می توانید به مراکز مشاوره ای که با سابقه و تجربه هستند کمک بخواهید و با کمک مشاور و روانشناس خوب با دریافت راهکارها و روش های گوناگون به درمان خود و دیگران کمک کنید.

در این مراکز متخصصان با بالاترین سطح کیفیت و تجربه وجود دارند و می توان به صورت تلفنی یا حضوری با آن ها در تماس بود.

سوالات متداول

بهترین راهکار درمانی برای افراد مبتلا به افسردگی چیست؟

افسردگی انواع مختلفی دارد و باتوجه به شدت اختلال و افسردگی فرد می تواند بسیار متفاوت باشد.

به طور کلی درمان افسردگی را به دو روش تقسیم می کنند درمان دارویی و روان درمانی.

در درمان دارویی از داروهای ضدافسردگی استفاده می شود که بر اساس تجویز و دستور پزشک فرد بیمار باید آن را مورد استفاده قرار دهد.

در روان درمانی از روش هایی مانند درمان شناختی رفتاری، درمان بین فردی، و خانواده درمانی استفاده می شود که روانشناس و متخصص در این زمینه بسیار کمک کننده می باشد.

بازدید : 3918
17 آذر 1399 زمان : 10:10

یکی دیگر از انواع اختلالات خلقی، اختلالات خلقی نوع دو می باشد، که از نوع اختلالات روانپزشکی می باشد.

در این اختلال فرد دوره هایی مانند خلق افسردگی و خلق هیپومانیک را تجربه می کند.

هیپومانیا همان مانیا یا خلق بالا در اختلال قطبی نوع یک می باشد اما چون در این اختلال شدت آن کمتر است به آن هیپومانیا می گویند.

اختلال دوقطبی نوع دو در زندگی فرد اختلالات زیادی را به وجود می آورد و باعث پریشانی و ناراحتی های زیادی در فرد می شود که بر روی عملکرد او تاثیر منفی می گذارد.

فرد برای اینکه بتواند به روال عادی زندگی خود برگردد باید خدمات روان شناسی و روان پزشکی استفاده کند تا هر چه زودتر بهبود یابد.

در این مقاله اختلال دو قطبی نوع دو را مورد بررسی قرار می دهیم و با علل و روش های درمانی آن آشنا می شویم.

تفاوت اختلال دو قطبی نوع دو با دو قطبی نوع یک

افرادی که به این اختلال ها دچار می شوند در هر دو دوره هایی از خلق پایین ( افسردگی) و خلق بالا ( مانیک) را تجربه می کنند اما تفاوتی که در اختلال دو قطبی نوع یک با دو وجود دارد در شدت دوره خلق بالا یا همان مانیا می باشد.

افرادی که به اختلال دو قطبی نوع دو مبتلا می شوند دوره مانیا آن ها شدت کمتری دارد و زیاد شدید نیست که در مسائل شغلی، تحصیلی ، اجتماعی و خانوادگی و...آن ها مشکلی ایجاد کند به همی دلیل به آن هیپومانیا می گویند.

اما بیماران دو قطبی نوع دو دوره های افسردگی آن ها شدت زیادی دارد و بر روی عملکرد آن ها تاثیر منفی می گذارد و کاهش معناداری در انجام کارهای روزانه به وجود می آورد.

به طور کلی اختلال دو قطبی نوع دو نسبت به دو قطبی نوع یک شدت کمتری ندارد بلکه بر روی دوره های آن ها از نظر شدت اختلال تفاوتی وجود دارد.

علائم اختلال دو قطبی نوع دو

در اختلال دوقطبی نوع دوم فرد دوره هایی از افسردگی و هیپومانیا را تجربه می کند که هر کدام علائم و نشانه های خاص خودشان را دارند.

در ادامه این مقاله به بررسی هر کدام از این دوره ها به صورت جداگانه می پردازیم.

علائم مربوط به دوره هیپومانیا اختلال دو قطبی نوع دوم

دوره هیپومانیا با علائمی همراه ست که در زیر به آن ها اشاره شده است و فرد بیمار حداقل 3 علامت از نشانه های زیر را خواهد داشت.

دوره هیپومانیا حداقل 4 روز طول می کشد و خود فرد ممکن است متوجه تغییری خاصی در خود نشود اما اطرافیان متوجه خواهند شد که تغییرات نابهنجاری در او به وجود آمده است.

  • سطح انرژی فرد افزایش می یابد و احساس بی قراری می کند.
  • احساس تحریک پذیری
  • افزایش اعتماد به نفس
  • میزان خوابیدن کاهش می یابد
  • پرحرفی و از این موضوع به آن موضوع می پرد، پرش افکار
  • اختلال در توان تصمیم گیری
  • درگیر شدن در فعالیت هایی که ممکن است برای فرد بیمار عواقب ناخوشایند داشته باشد، مانند روابط جنسی پرخطر، مصرف زیاد الکل و مواد مخدر، ولخرجی زیاد...

علائم مربوط به دوره افسردگی اختلال دو قطبی نوع دوم

در این دوره فرد علائم افسردگی اساسی را تجربه می کند که شامل موارد زیر می باشد.

  • دچار بی خوابی یا خواب می شود.
  • ایجادر تغییراتی در اشتها
  • احساس ناراحتی و غمگینی در اکثر اوقات روز
  • لذت نبردن از چیزهایی که قبلا باعث می شدند که فرد لذت ببرد.
  • احساس ناامیدی و شکست
  • احساس خستگی و کمبود انرژی
  • کاهش قدرت تمرکز و بروز مشکلاتی در حافظه
  • کاهش اعتماد به نفس
  • افکار منفی مانند خودکشی و مرگ

همزمانی اختلال دو قطبی نوع دوم با دیگر اختلالات

افرادی که اختلال دو قطبی نوع دوم را تجربه می کنند ممکن است در کنار آن به یکی از اختلالات روانشناختی دچار شوند.

به عبارت دیگر فرد در کنار اختلال خلقی می تواند اختلال روانی را تجربه کند و بیشتر آن ها به اختلالات اضطرابی دچار می شوند و به مصرف مواد مخدر تمایل پیدا می کنند.

درصد کمی ممکن است اختلالات دیگری مانند اختلال خوردن را تجربه کنند و ممکن است هنگام عصبانیت دچار پرخوری شوند.

این اختلالات روانی با دوره های اختلالات خلقی فرد بیمار ارتباط دارد مثلا هنگامی که فرد دوره افسردگی را طی می کند بیشتر احتمال دارد دچار اختلال خوردن شود و در دوره شیدایی و مانیا بیشتر دوست دارد به سمت مواد مخدر برود و مصرف آن ها را تجربه کند.

عوامل خطر مربوط به اختلال دو قطبی نوع دو

برای اختلال دو قطبی علل مشخصی وجود ندارد و بر اساس پژوهش های انجام شده عوامل ژنتیکی می تواند نقش پررنگی در وجود آمدن این اختلال داشته باشد.

افرادی که در خانواده درجه یک آن ها سابقه وجود این اختلال وجود دارد بیشتر در معرض این اختلال قرار می گیرند.

همچنین عواملی مانند ناهنجاری های در مدارهای مغزی و انتقال دهنده های عصبی و رویدادها و اتفاقات محیطی در دوران کودکی می تواند تاثیر منفی بر روی افراد بگذارد و مشکلاتی را به وجود آورد.

درمان اختلال دو قطبی نوع دوم

برای درمان اختلال دو قطبی نوع دوم می توانید از ترکیب روان درمانی و دارو درمانی استفاده کنید.

اگر علائم و نشانه های این اختلال را در خود و یا نزدیکان خود مشاهده کردید باید برای تشخیص درست آن از مشاوره روانشناسی کمک بخواهید.

هنگامی که روانشناس نوع بیماری و اختلال را تشخیص داد می توانید با استفاده از جلسات روان درمانی، درمان را شروع کنید تا بتوانید فاصله بین دوره افسردگی و شیدایی را افزایش دهید تا از پیشرفت بیماری جلوگیری شود.

روان درمانی روش های متفاوتی دارد که می توان به درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی بین فردی، خانواده درمانی، رفتار درمانی و درمان مبتنی بر روانکاوی اشاره کرد.

برای اینکه فرد بیمار به ثبات بیشتری برسد باید تحت نظر یک روان پزشک باشد تا داروها و وضعیت جسمانی او کنترل شود.

داروهای تثبیت کننده خلق مانند لیتیوم، ضد افسردگی ها و داروهای آنتی سایکوتیک برای فرد بیمار مورد استفاده قرار می گیرد.

نقش مرکز مشاوره در درمان اختلالات دو قطبی

در مرکز مشاوره می توان با مشاوران و متخصصان با تجربه به صورت تلفنی و حضوری در ارتباط بود تا با کمترین زمان ممکن به درمان و شناخت مسئله و مشکلات شما پرداخته شود.

در مرکز مشاوره به افراد بیمار کمک می کند تا با روش ها و راهکارهای مناسب به درمان بیماری خود بپردازند.

سوالات متداول

  • اختلال دو قطبی نوع دوم بیشتر در چه سنی بروز پیدا می کند؟

این اختلال معمولا در اواخر سن نوجوانی و اوایل سن بزرگسالی به وجود می آید و سن شروع آن به طور متوسط 20تا 30 سالگی می باشد.

این اختلال نسبت به اختلال نوع یک دیرتر به وجود می آید اما نسبت به اختلال افسردگی اساسی فرد را زودتر درگیر می کند.

  • آیا همه بیماران دو قطبی هذیان و توهم را تجربه می کنند؟

خیر، همه افراد این علائم را ندارند و در بیمارن مختلف این نشانه ها متفاوت است، فرد بیمار اگر به هذیان و توهم دچار شد می تواند به پزشک مراجعه کند.

پزشک با بررسی بیمار می تواند برای کاهش علائم فرد از داورهای ضد روان پریشی استفاده کند

بازدید : 1738
شنبه 15 آذر 1399 زمان : 10:09

اختلال دوقطبی پیشرونده یک نوع از اختلالات خلقی می باشد که به سرعت در فرد تغییراتی را به وجود می آورد و با علائم افسردگی و شیدایی همراه می باشد.

در این اختلال غرد بیمار چند روز یا چندماه را سرخوش و شیدا است و به صورت ناگهانی وارد دوره افسردگی می شود.

فرد در دوران شیدایی بسیار پرانرژی و فعال است و سرخوشی را به خوبی تجربه می کند و بسیار صحبت می کند و کارها را با انرژی بسیار زیاد انجام می دهد.

اما همین فرد به طور ناگهانی گوشه گیر می شوند و ناامید و بدون انگیزه هستند آن ها امید به زندگی ندارند و افکار منفی مانند مرگ و خودکشی به سراغ آن ها می آید.

در اختلال دوقطبی پیشرونده در زندگی فرد اختلالاتی به وجود می آید و زندگی فرد به طور کامل مختل می شود.

این اختلال به عوامل همچون ژنتیکی و محیطی مربوز می شود و به خاطر این علائم اتفاق می افتد و علائم آن را می توان با دارو و روش های روان درمانی مانند شناختی رفتاری کنترل کرد.

در این مقاله به بررسی اختلال دو قطبی پیشرونده، شرح علائم و درمان آن می پردازیم.

اختلال دوقطبی پیشرونده

اختلال دوقطبی پیشرونده نوعی از اختلال دوقطبی می باشد و می تواند از ادغام اختلال قطبی نوع یک و نوع دو به وجود آید.

در این اختلال فرد به نوساناتی دچار می شود و ممکن است در طول سال افسردگی و شیدایی را چهار بار تجربه کند.

افرادی که اختلالات دو قطبی پیشرونده را تجربه می کنند ممکن است چند روز بسیار سرخوش و شیدا باشند و انرژی لازم برای کارها را داشته باشند و بعد از تمام شدن سرخوشی وارد دوره افسردگی شوند.

بسیاری از افرادی که به اختلال دو قطبی دچار می شوند حدود 10 درصد از آن ها اختلال دو قطبی پیشرونده را تجربه می کنند.

اختلال دو قطبی پیشرونده با نام های دیگری شناخته شده است و می توان آن را به عنوان اختلال تناوب سریع یا اختلال تناوب بسیار بسیار سریع شناخت.

افرادی که اختلالات دوقطبی آن ها بسیار شدید است ممکن است نوسانات خلقی را بیش از چهار بار در سال تجربه کنند و در مواقعی ممکن است خلق فرد هر 48 ساعت تغییر کند.

در این هنگام فرد هر 48 ساعت می تواند افسردگی را تجربه کند و بعد دوره شیدایی را و هم چنین عکس آن هم اتفاق می افتد.

نشانه های اختلال دوقطبی پیشرونده

افسردگی

فرد هنگامی که به فسردگی دچار شود احساس غم و ناراحتی زیادی به سراغش می آید او علائمی مانند گریه های زیاد، ناامیدی، عدم اعتماد به نفس، احساس پوچی و بی ارزش بودن و احساس گناه می کند.

او در این دوران حی می کند انرژی ندارد و نمی تواند کارها و فعالیت هایش را انجام دهد، و ممکن است تمرکز لازم را برای انجام کارها نداشته باشد و حافظه اش دچار مشکل شود.

ذهن او درگیر افکار منفی می باشد و بیشتر به خودکشی و مرگ فکر میکند و به اتفاق ها و وقایع اطرافش توجه نمی کند.

فرد در دوران افسردگی ممکن است کم اشتها شود و کاهش وزن پیدا کند و در خواب او اختلالاتی به وجود آید و به کم خوابی و بی خوابی یا خواب زیادی داشته باشد.

برای درمان این افسردگی قرص ضد افسردگی تاثیری در کنترل علائم ندارد چون مصرف قرص باعث می شود فرد از دوره افسردگی خارج شود و سریع تر به دوره شیدایی یا مانیا وارد شود.

در ادامه مقاله با دوره شیدایی آشنا خواهید شد.

شیدایی یا مانیا

هنگامی که فرد از حالت افسردگی خارج می شود وارد حالت شیدایی می شود، او در این حالتبیش از اندازه خوش حال و سرخوش و خوش بین است.

فرد بیمار در حالت شیدایی بسیار صحبت می کند و ممکن است از موضوعی به موضوع دیگر برود و دچار لغزش کلامی شود.

فرد در این حالت ممکن است با کسانی که با نظرات او موافق نیستند پرخاشگری کند چون عصبی و بسیار تحریک پذیر می باشد.

افرادی که به اختلال دوقطبی دچار می شوند انرژی زیادی دارند و آنها انگیزه زیادی برای رسیدن به اهدافشان دارند و ممکن است توانایی و استعداد خود را بیشتر از آنچه است تصور کنند.

آن ها خود را لایق موفقیت می دانند و احساس برتری میکنند میل جنسی آن ها زیاد است و رغبتی به خوابیدن ندارند.

تفاوت اختلال دو قطبی پیشرونده با اختلال خلق ادواری

اختلال خلق ادواری نسبت به اختلال دوقطبی بسیار سطح ضعیف تری دارد و علائم آن بسیار خفیف می باشد.

در این اختلال علائم و نوسانات فرد در حال تغییر است و در طی دو سال تغییراتی در آن به وجود می آید و هیچ گاه فرد به افسردگی اساسی مبتلا نمی شود.

اما در اختلال پیشرونده فرد هر 48 ساعت ممکن است خلق او عوض شود و به دوره افسردگی یا دوره شیدایی دچار شود.

در اختلال پیشرونده زندگی فرد به طور کامل دچار اختلال می شود و از تحصیل و شغل باز می ماند و ممکن است فرد دچار اختلالاتی چون پیش فعالی شود.

درمان اختلال دو قطبی پیشرونده

برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده می توان از ترکیب روان درمانی و دارو درمانی استفاده کرد.

برای درمان این بیماری می توان از داروهای تثبیت کننده خلق مانند لیتیوم علائم بیماری را تا حدی کنترل کرد و فرد را از نظر خلقی به ثبات رساند.

داروهای دیگری مانند ضدافسردگی و داروهای آنتی سایکوتیک در صورت وجود هذیان و توهم می تواند به فرد بیمار کمک کند.

در کنار دارودرمانی و روان درمانی می توان از درمان های رفتاری و روانشناسی نیز استفاده کرد.

روان درمانی روش ها و انواع مختلفی دارد که می توان به موارد زیر برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده اشاره کرد.

  • درمان شناختی- رفتاری
  • روان درمانی بین فردی
  • خانواده درمانی
  • رفتار درمانی
  • درمان مبتنی بر روانکاوی

برای درمان فرد ابتدا باید اطلاعات کافی در مورد بیماری را به فرد بیمار بدهید تا به خوبی با بیماری خود آشنا شود و بعد برای درمان به او کمک کنید.

در مشاوره روانشناسی می توانید به فرد کمک کنید تا به زندگی معمولی و نرمال خود باز گردد و شغل و تحصیل خود را ادامه دهد تا در آن ها موفق شود.

نقش مرکز مشاوره در درمان اختلالات دو قطبی

مرکز مشاوره با افراد متخصص می تواند کمک زیادی به افراد بیمار کند آن ها می تواند با دادن کیفیتی عالی در زمینه مشاوره های خود موفق باشند.

با مشاوران می توانید به صورت تلفنی و حضوری تماس برقرار کنید و با آگاه کردن آن ها از مشکلات خود راهنمایی و مشاوره دریافت کنید.

آن ها با دادن راهکارها و روش های صحیح شما را راهنمایی می کند که برای درمان بیماری چه کنید و اختلالات دو قطبی پیشرونده و اختلالات روانی با استفاده از روانشناس قابل کنترل می باشد.

سوالات متداول

موثرترین راهکار درمانی برای اختلال دو قطبی پیشرونده چیست؟

انتخاب روش درمانی برای افراد مختلف متفاوت است و به شرایط و شدت و ویژگی های فردی بیمار بستگی دارد.

تلفیق دارودرمانی و روان درمانی می تواند یکی از روش های اصلی برای درمان اختلال دو قطبی پیشرونده باشد.

برای درمان فرد می توان از داروهای تثبیت کننده خلق در کنار جلسات شناختی رفتاری استفاده کرد تا بیمار افسردگی او کمترشود.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 437
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 219
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 227
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 448
  • بازدید ماه : 1179
  • بازدید سال : 270137
  • بازدید کلی : 7497536
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی